پوريا ناظمی

تجربه ای به نام رصد

اين روزها عجيب دلم برای رصد تنگ شده!
هيچ وقت برای رصد کردن دنبال بهانه نم يگشتم و خيلی چيزهای عادی می تونست برام جذاب باشه و هست اما اين روزها رصدخونم خيلی کم شده انقدر که حال هيچ کاری را ندارم . نه اينکه فکر کنيد برای اينکه چون ادعای منجم بودن دارم و نم يتونم رصد کنم الان دچار اين دلتنگی شدم. البته اين خودش دلی کافی را بهم می ده اما بيشتر ی خواهم ببينم منم انقدر که بقيه يادشون رفته برای چی رصد می کرديم يادم رفته يا نه ؟
مهم نيست ماه باشه ،مسيه باشه ،‌سياره ها باشن يا حالا هرچيز ديگری اما فکر کنم هنوز يادم نرفته برای چی رصد می کردم
فکر کنم بازم لازمه يادم بياد که چقدر دنيام ک.چک است و چقدر من نسبت به دنيام کوچکتر
شايد بد نباشه اصلا يک رصد دسته جمعی بذاريم و هممون از اون حرفهايی که بهمردم می زنيم به خودمون هم بزنيم . شايد بد نباشه يک بارديگر وسعتها را و اندازه ها را در ذهنمون مرور کنيم
من دلم به شدت برای رصد تنگ شده و اميدوارم اين فقط من نباشم که دلتنگ يک رصد خوب شبانم

نشانه ای از خرد انسان

استفان هاوکينگ در حطن سخنراني

گاهی اوقات اتفاقاتی می افتد که آدمی را به تفکر مجبور می کند. هرکدام از ما شايد هرروز به دلايل مختلف از شرايط اطرافمون شاکی می شيمو احساس می کنيم بايد يک طوری بر سر يک نفر فرياد بزنيم . خيلی از موارد حق با همه ما است اما در همين شرايط به ظاهر افتضاح گاه اتفاقاتی می افته که آدم را به تفکر وادار می کنه .

در اين چند روز خبر جالبی در دنيای کيهانشناسی رخ داد. استفان هاوکينگ کيهانشناس صاحب نام جهان و استاد دانشگاه کمبريج که توانسته کرسی استادی رياضيات اين دانشگاه را که زمانی متعلق به نيوتون بود و پس از او تنها دايراک توانسته بود آن را تصاحب کند، به دست بياورد. در کنفرانس موسوم به GR17‌ (هفتدهمين کنفرانس جهانی نسبيت عام و گرانش) که در دوبلين ايرلند برگزار شد اعلام کرد ۳۰ سال تمام او و همفکرانش در باره ماهيت سياهچاله ها اشتباه ميانديشيدند و تابش هاوکينگ (تابش ضعيفی که از سياهچاله منتشر می شود) به همراه خود اطلاعات با ارزشی از درون سياهچاله - جايی که پيش از اين تصور می شد هيچ داده ای نمی تواند از آن به خارج فرار کند- برای ما به ارمغان می آورد . با اثبات رياضی اين مساله پارادوکس مشهوری به نام پاردوکس اطلاعات منتشره از سياهچاله حل شد و هاوکينگ يکی از شرط بنديهای بزرگ تاريخ علوم را به يکی از اساتيد موسسه فناوری کاليفرنيا (کالتک) باخت.

او سالها پيش بر سر اين مووع با وی شرط بندی کرده بود.خود هاوکينگ در زمره افرادی به شمار می رفت که گمان می کرداين تابش نمی تواند با خود اطلاعاتی را به خارج بياورد و اينک پس از ۳۰ سال خود او اثبات کرد که اشتباه می انديشيده است.

اين نکته بسيارمهم و باارزشی است انسانی که بيش از ۳۰ سال از عمر خود را محکوم به زندگی برروی يک صندلی چرخدار بوده و به دليل ابتلا به بيماری فلج اعصاب محرک عضلانی تقريبا تمام تواناييهای خود را از دست داده است. او نمی تواند سخن بگويد يا راه برود يا کتابی را در دست بگيرد اما توانسته به تلاشی اسطوره ای برای حل رازهای کيهان دست بزند.

پزشکان سالها قبل به هاوکينگ گفته بودند او مدت زمان زيادی زنده نخواهد بود اما او اينک از بسياری از آن پزشکان نيز بيشتر زنده مانده تا فک کند.نکته جالب زندگی هاوکينگ در اين نيست که به عنوان يک انسان فلج به سطح بالايی از دانش رسيده است البته اگر او کاری جز اين نمی کرد بازهم شاسته اکرام ويژه ای بود. در زمانی که بسياری از ما در زندگی روزمره به خاطر حوادث بسيار بی ارزش از کوره در می رويم و اميدمان را از دست می دهيم شايد همين يک نکته زندگی هاوکينگ بتواند زندگی بسياری از ما را نجات دهد. اما در زندگی هاوکينگ و به ويزه سخنرانی اخيرش نکته مهم تری وجود دارد.

او سالها تلاش علمی کرد تا حقيقت را بشناسد‌! حتی اگر اين حقيقت به قيمت اعلام اين نکته تمام شود که او ۳۰ سال تمام اشتباه می کرده است و اين راز جاودانگی افرادی است که چون او می انديشند.

کدام يک از ما حاضر است بعد از آنکه بر سر اعتقادی پا فشرد خود آن را تقض کند؟ به راستی رفتارهای ما و کسانی که خود را مدعی دانش نو و اخلاق علمی قرن ۲۱ می دانند و افراديکه معتقدند آن قدر بزرگ شده اند که فرهنگ ايرانی برای انديشه آنها کوچک شده و بايد در مقياس جهانی بيانديشند (‌منظورم مشخصا در حوزه علم و فناوری است) حاضر است اشتباهات خود را بپذيرند؟

هاوکينگ می داند که يک انسان است. با ضعفها و تواناييهای يک انسان . پس به عنوان يک انسان از تواناييهايش سود می جويد تا بر بيماری مرگ بارش غلبه کند واميد را در خود زنده نگاه دارد و به عنوان يک انسان می پذيرد ک ممکناست اشتباه کند و اين نه تنها نقطه ضعفی برای او نيست که راز پيشرفت اوست.

هاوکينگ در نوشته های خود افتخار می کند که در سالگرد وفات گاليله زاده شد ه و اينکه به نوعی با گذشته خود در ارتباط است را افتخار خود می داند و از سوی ديگر سعی در حل رازهای جهان دارد.

اديشه هاوکيمگ صرف نظر از پذيرش يا رد آن توسط جامعه علمی در جهان ماندگار خواهد شد چرا که او به دنبال خقيقت است و نه نام و اعتبار شخصی

- اين مطلب نظر شخصی نويسنده بوده و ممکن است همه يابخشهايی از آن قابل خدشه باشد