پوريا ناظمی

نگاهی به انتخابات آمريکا

جان کری و جان ادواردز بعد از شکست در انتخابات

سرانجام انتخابات پر تنش دوم نوامبر با پيروزِ‌ی قابل پيش بينی اما پر شک و شبهه جرج واکر بوش به اتمام رسيد .

ساعاتی بعد از قبول شکست توسط جان کری،‌ گروه کثيری از طرفداران او در محلی که وی رقابتهای انتخاباتی خود را ۲ سال پيش از آنجا آغاز کرده بود گردهم آمده بودند ،‌ دقايقی بعد کری و ادواردز به همراه خانواده های خود و در حالی که به شدت تشويق می شدند وارد اين محل شدند تا آخرين نطق خود در زمينه انتخابات ۲۰۰۴ را بيان کنند.

ادواردز با تشکر از همه افرادی که آنان را ياری رساندند اين شب را پايان رقابتی سخت و دو ساله دانست و اعلام کرد از بامداد فردا و به احترام ارايی که برای جهانی بهتر به صندوقها ريخته شده مبارزات خود را برای ساخت امريکايی بهتر آغاز خواهند کرد.

او در حالی که کری را يک آمريکايی بزرگ و نمونه خواند تريبون را در اختيار رقيب خود در انتخابات داخل حزبی ۲ سال پيش و همکارش در طی اين دو سال گذاشت .

کری در حالی که شمايل وحرکات او بيش از رقيب پيروزش برازنده رييس جمهور سرمايه دار ترين کشور جهان می مانست (‌همانطورکه کريستين امانپور در گزارشهای خود بارها از او به نام رييس جمهور کری نام برد) سخنان خود را با تشکر از همه مردمی که اميدهای خود را در دستان او گذاشته بودند آغاز کرد و پايان مبارزه طولانی ۲ ساله خود را آغازی بر مبارزه جدی تر ناميد  که با شناختی که طی ۲ سال گذشته از خواستها و نيازهای آمريکا و جهان به دست آورده است ثابت قدم تر در آن گام برخواهد داشت .

وی ضمن تبريک به رقيبش به ادامه تلاش برای رسيدن به اهدافی که در تمام طول مبارزات خود بر آن پا فشرده بود تاکيد کرد و در اين ميان بار ديگر به ضرورت گسترش علوم و کشفيات علمی تاکيد کرد .

John Kerry:«I believe that what we started in this campaign will not end here. And I know our fight goes on to put America back to work and make our economy a great engine of job growth. Our fight goes on to make affordable health care an accessible right for all Americans, not a privilege. Our fight goes on to protect the environment, to achieve equality, to push the frontiers of science and discovery, and to restore America's reputation in the world. I believe that all of this will happen -- and sooner than we may think -- «because we're America. And America always moves forward

من نمی دانم آيا در اين انتخابات تقلبی صورت گرفت يا نه اما به هر حال واقعيت موجود اين است که (حتی با فرض قبول انتخابات)‌ در حدود نيمی از اعضا کالج الکترال و در حدود نيمی از مردم آمريکا بوش را بر کری ترجيح دادند و سوالی مهم در اين بين مطرح است که چرا؟

امارها نشان می دهد از بين موضوعات مختلف نظير ديدگاههای اقتصادی ، آزاديهای فردی، روابط خارجی ،‌جنگ در عراق و علوم و فناوری جان کری با تفاوت بالايی نسبت به بوش آرای آنها را به خود اختصاص داد و تنها در دو مورد جنگ با تروريست (به لطف پيام ويديويی اسامه ين لادن پيش از انتخابات) و ارزشهای اخلاقی و مذهبی (به لطف ظاهر سازيهايی نظير مخالفت با کلونينگ و روابط همجنس گرايان)‌ بوش توانست برتری خود بر کری را به دست آورد .

جامعه آمريکا (‌به اقرار جامعه شناسان اين کشور)‌از دو طيف کاملا متفاوت و دارای فاصله فکری فراوان تشکيل شده است. اقليت نخبه (‌که راهگشای پيشرفت اين کشور در حوزه های مختلفند)‌و اکثريت عامه مردم که علی رغم برخورداری از گسترده ترين ابزارهای ارتباط جمعی از سطح دانش عمومی ژايينتر از حد متوسط برخوردارند و اعتقادات آنها تنها در سطح گفتارها باقی می ماند و تنها ظاهر و پوسته ساده مسايل است که آنها را تحت تاثير قرار می دهد . به همين دليل اين افراد آرای و تصميمات خود را در جهتی اتخاذ می کنند که در بسياری از موارد با پيشنهادهای اقليت موثر نخبه متفاوت است و اين بار نيز ظاهر سازی بوش در خصوص ارزشهای دينی توانست مردم آمريکا (‌که بر خلاف تصور اکثريت آنها به شدت مذهبی هستند)‌ را به خود جذب کند.

متاسفانه اين احتمال وجود دارد که در ۴ سال آينده سياستهای مردی که افتخار خود را مطالعه کم می داند و معتقد است روزنامه ها ارزش توجه ندارند و با وجود کاندزوليزا رايس نيازی به مطالعه اخبار روزنامه ها نيست و آمريکا به جای يک رهبر متفکر يک فرمانده نظامی نياز دارد، باعث ايجاد موانعی اساسی در برخی از حوزه های اساسی دانشو فن آوری شود و نگرانی اساسی در خصوص مساله تحقيقات برروی سلولهای بنيادی و پروژه های فضايی به چشم می خورد.

گذشته از تمام اين نکات و گذشته از برخی از اشتباهات و بد شانسيهايی که دموکراتها در راه رسيدن به کاخ سفيد با آن مواجه شدند اين انتخابات درسی بزرگ  برای ايرانيان به همراه داشت . جان کری و ادواردز از ۲ سال پيش با ارايه برنامه ای منظم و دقيق که تمام زوايای ان روشن و شفاف بود و همه زمينه ها را در بر می گرفت پا در مبارزات انتخاباتی گذاشتند (‌همانطور که ۶ سال پيش از اين نيز جرج واکر بوش مبارزات خود را در مقابل ال گور آغاز کرد) در طی دو سال گذشته مردم آمريکا و جهان اين فرصت را داشتند تا برنامه ها و ديدگاههای نامزدهای مختلف را محک بزنند و به شخصی ا ی بدهند که برنامه مناسبتری ( از نظر آنان )‌دارد. ۲ سال پيش از اين سناتور کری و سناتور ادواردز چهره های ناشناسی برای افکار عمومی جهان و آمريکا بودند و اينک با ۲ سال تبليغ برنامه خود و به عبارت بهتر به پشتوانه برنامه ای که حداقل از ۲ سال پيش آماده بوده است چهره هايی بين الملل ی هستند گذشته از شکست انها . اين تيم توانستند برنامه خود را مقابل ديگان جهان و مردم امريکا بگذارند و مردم نيز طی دو سال انديشيديند که کدام گزينه مناسبتراست (و البته متاسفانه گزينه ای را انتخاب کردند که با نظر بسياری از مردم جهان همسان نبود) . اين وضعيت را مقايسه کنيد با انتخابات خرداد ماه ايرانيان ،‌حدود ۶ ماه زمان تا تعيين شخص اول کشور ما باقی است و هنوز هيچ کس نمی داند که چه افرادی کانديدای اين پست هستند (شايد رييس جمهور آينده نيزهنوز از اين موضوع بی خبر باشد همانگونه که ۸ سال پيش خاتمی بی خبر ازآن بود که کمتر از ۶ ماه بعد بايد سکان رياست جمهوی را به دست بگيرد)

چگونه فردی که در فاصله ۶ ماه به انتخابات قرار است تصميم بگيرد که آيا وارد رقابتها بشود يا نشود می تواند برنامه ای منسجم داشته باشد ؟

برنامه ريزی برای کشوری که در بسياری از موارد نظير دستيابی به چرخه سوخت، فناوی پرتاب ماهواره ،‌گسترش سيستم موشکی، ساماندهی وضعيت اقتصادی و مهار تورم از سويی و از سوی ديگر همسايگی غير مستقيم در دو سوی کشور با کشوری که آن را بزرگترين تهديد جهان می شناسيم و اينک زمام امور آن به دست مردی ماجراجو افتاده است ،‌با چالشهای بسياری مواجه است نيازمند بررسيهای کامل ،‌امکان سنجيهای دقيق و شناخت نقاط قوت و ضعفی است که قطعا در مدت ۶ ماه نمی توان اميدی به تدوين ان داشت .

ای کاش حداقل در چنی مورد مهمی در دقيقه ۹۰ عمل نکنيم . عرصه تصميم گيری سياسی عرصه شطرنجی است که هرچه قدر هم نسبت به حريف برتری ذهنی داشته باشيد تنها با کمک يک استراتژی است که می توانيد بيدقی برانيد و بازی را به نفع خود خاتمه دهيد . اين قاعده بازی است مگر دستی از غيب در آيد  و...

«اين مطلب نظر شخصی نگارنده بوده و ممکن است بر آن خدشه های فراوانی وارد باشد»


اروپای متحد ،‌الگوی آينده سياره

چند ساعت پيش سران ۲۵ کشور اروپايی با امضا قانون اساسی مشترک اروپا فصل جديدی از همکاريهای بين المللی را آغاز کردند. اين قانون اساسی که پس از ۲ سال بحث و بررسی به تصويب همه اعضا رسيد بعد از آنکه در مجالس همه کشورهای عضو به تاييد برسد از سال ۲۰۰۹ اجرايی خواهد شد و جهان گام بزرگی به سوی از ميان برداشتن مرهای سياسی و بزرگ کردن محدوده های جغرافيايی خواهد برداشت.

همکاريهای بين المللی که در سايه حسن ظن و اعتمادسازيهای متقابل به وجود می آيد گذشته از روند پر فراز و نشيبی که بايد طی کند و گذشته از فوايد عظم اقتصادی ،‌فرهنگی ،‌سياسی و نظامی و امنيتی برای اعضا به ارمغان می آورد راهی برای گسترش و پيشرفت علوم نيز به حساب می آيد . زمانی که جمعی از پيشرفته ترين کشورهای جهان در تعريف خود از مرزهای سياسيُ‌امنيت ملی و اولويتهای ملی تجديد نظر می کنند و دايره نظر خود را گسترش می دهند تعداد بيشتری از کشورها از غيرخودی به خودی تبديل می شوند و دانشمندان با وطنی بزگتر و دارای امکانت بيشتر مواجه می شوند در اين صورت محدوديتها و رقابتهای علمی کشوری که با عناوينی چون دانش High Tech مانع از خروج فناوريهای پيشرفته از مرزهای موهوم سياسی ميشود عملا رنگ می بازد و فضای همکاريهای گسترده تری برای انسان و به عنوان نوع بشر پديد می آيد .

تجره اتحاديه اروپا درس ديگری را نيز به همراه دارد. اروپا همواره آلسن جنگهای حونين بوده است درگيريهای ۲ قرن گذشته را هيچ کس نمی تواند فراموش کند اما در سايه حل شدن در کلی بزرگتر خطر برافروخته شدن درگيريهای نظامی در کشورهای کوچک از بين خواهد رفت همانطور که امروزه انگلستان، فرانسه،‌آلمان و ... خود را عضوی از يک مکشور به نام اتحاديه اروپايی می دانند.

الگوی اتحاديه شايد در نظر بسياری خوشايند نباشد اما به نظر می رسد تنها راه مطمئنی است که انسان خردمند برای زيستن در فضای آينده سياره می تواند بدان دلخوش باشد. . اگر نگاهی به مرزهای جغرافيايی و مرزهای خونين زمين بياندازيم به وضوح تمام خطوط گسل که درگيريها در آن شدت می گيرد مرزهای فرضی سياسی ،‌مذهبی ،‌اعتقادی و ... است که خود ما به طور مصنوعی رسم کرده ايم . با گسترش اين خطوط و رسيدن به جامعه ای واحد در سياره می توان اميدوار بود همکاری جايگزين نبردهای خونين شود.

اين راه راهی سخت و دشوار و همراه با آزمون و خطا خواهد بود که پيمودن آن نيازمند از خود گذشتگی در باره هويت غالب است . در چنين جهان چند تکه ای است که می توان اميدوار بود دلايل لازم برای نبردها ، برای تحريمها و برای برتری جوييها پايان بپذيرد و همه به اين امر بديهی وقوف پيدا نند که آنچه انجام می دهند اثر آن بر محلی است که سياره زمين نام دارد و ما همه شهروندان اين سرزمين يگانه هستيم .

قطعا چنين ديدگاهی نفی حفظ هويتهای بومی نخواهد بود بلکه هويتهای بومی می تانند - و بايد - در اين ميان به عنوان خرده فرهنگها باقی بمانند و به عنوان ميراث فرهنگی نوع بشر - به جای کشورهای خرد- مورد توجه قرار گيرند.

در چنين فضايی دانش و دانش پژوهی معنای ويژه خود را خواهد يافت و جست و جو و کنجکاوی علمی بر اساس سياستگذاريهای بی معنی سلطه طلبانه سياسی انجام نخواهد شد . آنچه در اين فضا مهم است پاسخگويی به پرسشهای انسان بدون قيد و شرط است.

در اين شرايط فناوری دست آوردهای فراوانی به ارمغان خواهد آورد که اجماع نخبگان در باره کارآمد بودن و يا اخلاقی بودن استفاده از آن تصميم گيری خواهد کرد اما در چنين فضايی با حفظ استقلال دانش از مرزبنديهای سياسی - جغرافيايی دانش حق خواهد داشت به هر پرسشی پاسخ دهد.

رويای يک زمين و يک دولت واحد شايد تا قرنها به نتيجه نرسد اما به نظر می رسد راه ديگری برای زيستن در اين سياره وجود نداشته باشد

 


آينده علم و انتخابات آمريکا

يک هفته بستری بودن در خانه اعصاب هر انسان زنده ای را به هم می ريزه از جمعه گذشته تا الان يک ضرب افتادم گوشه خانه و همراه با عذاب وجدان وحشتناک خوابيدم

از مريض بودنم هم خجالت می کشم ! بگذريم

Bush Vs Kerry

تا چند روز ديگر انتخابات رياست جمهوری امريکا برگزار می شه و من هم کاملا جو زده شدم

شايد فکر کنيد مگه چه ربطی به ما داره ؟‌ شايد انتخاب هر يک از ۲ کانديدای دموکرات و جمهوری خواه چندان تاثيری در سياستهای خارجی ان دولت نگذاره اما از يک جهت مهمه و ان هم اينه که آمريکا به دليل انباشت متخصصنش و انباشت امکانات فنی و علمی که داره می تواندنقش کاملا محسوسی در زمينه ژيشرفتهای علمی نوع بشر بازی کنه .به خصوص در رشته هايی نظير علوم پايه !

فقط فرض کنيد ريس جمهور آينده همانند آقای بوش تصميم بگيره در يک حرکت نمتيشی تما تتحقيقات فضايی را به نفع سفر انسان به ماه حذف کنه ! چه ضرری متوجه دانش و آگاهی ما از عالم می شود ؟

در زمينه های مختلف هر يک از  و کانديدای رياست جمهوری ايده های مختلفی دارن اا در حوزه مسايل علمی اين احتلاف نظرها خيلی جدی و واضحه . شايد اوج اين تفاوتها مساله تحقيقات برروی سلولهای بنيای باشه که آقای بوش تحقيقات در اين زمينه را محدوده کرده و کری قول آزادی عمل بيشتر به آنها داده است .

به دليل همين نقش ژيشتازی که اين کشور در عرصه تحقيقات دارد نتيجه اين انتخابات برای همه مردم زمين دارای اهميت ويژه ای است به عبارت ديگر مردم از شرق چين تا غرب آمريکا نگران آرايی هستند که ۲ نوامبر از صندوقهای رای خارج می شود

بسياری از محققين آمريکايی اميدوارند نماينده دموکراتها (جان کری) ژيروز اين رقابت باشه چرا که حداقل حسن او نسبت به بوش آگاهی بيشتر تيم مشاورانش از واقعيتهای علمی جامعه است که نمونه آن در مصاحبه نشريه نيچر با اين دو مشخص شده است.

فعلا که بر اساس نظر سنجيهی کری ۲٪ عقبتر از بوش است اما اميدوارم اين بار آمارها اشتباه باشه و ساکن جديد کاخ سفيد از بين دموکراتها انتخاب بشه