پوريا ناظمی

مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد

امروز روز آخر سال است و به رسم باید تبریک گفت و آرزوی شادباشی کرد اما خبر های بد منتظر ما نمی ماند.

سر آرتور سی کلارک در آستانه 90 سالگی در گذشت. مرد برزگی که اندیشه چندین نسل را  برانگیخته بود و جهانی متفاوت را مقابل چشکان ما آشکار کرده بود سرانجام به سفر بزرگ خود رفت تا شاید رازهای بیشتری را دریابد. مردی مهربان و دانشمندی آینده نگر ...

جهان دنیایی را از دست داد که به تنهایی ذهن ما را رشد داد و عم ما از رفتن او نه برای او است که به واسطه آثارش توانسته است به آرزوی دیرینه خود که جاودانگی است دست یابد . غم ما از خودمان است و هزار افسوس از رفتن چنین بزرگی.

 


نجوم و انتخابات مجلس

شمارش آرای انتخابات مجلس (که هر کس به زبانی از آن سخن گفته بود) خبری خوش را به خصوص برای جامعه نجوم ایران به همراه داشت. بر اساس اعلام وزارت کشور در شهر زنجان دکتر سعدالله نصیری قیداری، یکی از خوشنام ترین و برجسته ترین ستاره شناسان معاصر ما رای اول را کسب کرد و وارد مجلس شورای اسلامی شد. او که ریاست سابق انجمن نجوم را بر عهده داشت و مسولیت کار تجربه نشده و دشوار مکان یابی رصدخانه ملی ایران  را به انجام رسانده است مورد احترام جامعه نجوم کشور است و حضور وی در مجلس و در آستانه سال جهانی نجوم و در حالیکه طرح رصدخانه ملی ایران به حمایت جدی نیاز دارد بسیار مغتنم است.

اگرچه مسولیتهای نمایندگی بسیار گسترده و دشوار است اما حضور چنین افرادی که چنین آشنایی عمیقی با حوزه علم و به ویژه نجوم دارد در مجلس می تواند راهگشای بسیار خوبی برای جریان علمی کشور باشد .

من به نوبه خودم صمیمانه ترین تبریکات را به دکتر نصیری تقدیم می کنم و امیدوارم در این راه دشوار موفق و پیروز باشند. 


یادگارهای مقدس

پروژه ای برای ایرانیان در سال جهانی نجومهر کشوری که پای در راه آینده دارد چاره ای ندارد جز اینکه یادگارهای گذشته خویش را به نیکی بشناسد و از آنها چه زیبا و چه زشت، در س بیاموزد و فراموش نکند راهی را که به امروز رسیده است.دانش ستاره شناسی چنان با تاریخ و فرهنگ و معماری ما در هم تنیده شده است که خود فرهنگی را شکل داده و به وجود آورده است. اگر باور ندارید به جستجوی نام اجرام سماوی در فرهنگ شفاهی خود برآیید و ببینید با چه حجم انبوهی از منابع روبرو می شوید. اگرچه این بخش از فرهنگ ما در معرض خطر جدی قرار دارد و باید مورد حفاظت قرار گیرد اما بخش دیگری نیز هست که به سرعت بیشتری در حال فراموشی است.بخشی از میراث فرهنگی – علمی ما به بنا ها یا مکان هایی با زمی گردد که در آنها رویدادهای نجومی ویژه ای در گذشته این مرز و بوم روی داده است اما امروز غبار فراموشی بر این بخش از پیشینه آن بنا – اگر باقی باشد – نشسته است و آنها را به فراموش خانه برده است. برخی شاید گمان کنند که چنین توجهی نا لازم است که ما باز هم در دام داستان افتخار به گذشته ای کاذب می افتیم و غرور بی جا فرا می گیردمان و راه رفتن را گم خواهیم کرد اگر ای طور است نگاهی به گوشه و کنار عالم بیاندازیم و ببینیم چگونه است که آنها از میراث با ارزش خود محافظت می کنند. جایی که نخستین بار گذر زهره از آن رثد شده است، جایی که فلان دانشمند برجسته ساعتی را به صرف چای پرداخته و یا شبی را در آن سپری کرده است حفظ و حراست می شود تا نه تنها برای خود آنان یادآور گذشته باشد که به دیگران نیز این فخر را روا دارند که ما چنانیم که نه تنها گذشته ما چنین است که امروز نیز قدر این گذشته را می دانیم.متاسفانه در ایران چندان به این داستان توجه نمی شود و این اگر نه امروز که در آینده ای که چندان دور نیست باعث می شود تا به مشکلات عدیده ای برخورد کنیم که ملتی که گذشته خود را نداند و آن را نشناسد محکوم به فراموشی است.چه کسی به یاد خواهد آورد نخستین رصد خانه مدرن ایران – رصد خانه دانشگاه تهران – که با هزار خون دل و جگر بنا شد - اینک کجاست ؟ این بنا امروز پایمال چرخ خودروهایی است که از اتوبان رسالت غربی تهران می گدرند و گنبد آن چون اسکلتی در حال پوسیدن در حیاط ژئوفیزیک انسان را به یاد نابودی بخشی از میراث علمی می اندازد. چه کسی می داند که نخستین برجی در تهران که از آن برای اجرای برنامه رصد تلسکوپی استفاده می شد و در حقیقت شب رصدی برای غیر منجمان برگزار می کرد برج شمس العماره تهران است و ای داستانی مربوط به عهد ناصری است؟

چند نفر می دانند سنگی که در راه پله ورودی موزه کلیسای ونگ قرار دارد نه سنگ قبر که سنگ یاد بود گروه اکتشافی پروسی است که به ایران آمد و برای اولی بار در تاریخ از گذر زهره در کنار زاینده رود عکاسی کرد؟

ادامه مطلب