پوريا ناظمی

انتشار ماهنامه آسمان شب

بالاخره پس از مدتها انتظار، جامعه مطبوعاتی نجوم کشور از تجرد بیرون آمد و دومین ماهنامه نجومی - ترویجی کشور با نام آسمان شب بر پیشخوان باجه های مطبوعاتی ظاهر شد.

این رویداد فرخنده را به ناشر، مدیر مسوول محترم، تحریریه و نویسندگان و همکاران این ماهنامه تبریک می گویم و در همین آغاز انتشار برای آنها دوام و ثبات در راه سختی که در پیش گرفته اند را آرزو می کنم. انتشار مجله ای علمی کار دشواری است و حفظ انتشار آن سخت تر اما خوشبختانه ستاره شناسی در کشور ما پتانسیل بسیار بالایی دارد و مخاطبان بالفعل و بالقوه بسیاری در این شاخه وجود دارند که می توان بر روی آنها سرمایه گذاری کرد.

امروز شرایط نسبت به 19 سال پیش که ماهنامه نجوم انتشاراش را آغاز کرد متفاوت شده است. نجوم دیگر موضوعی غریبه نیست. روزنامه ها بخشی از ستون های خود را به ستاره شناسی اختصاص می دهند، فروشگاههای نجومی در سراسر کشور وجود دارند و انجمن نجوم ایران فعالیت های آماتوری را بخش عمده ای از دغدغه خود می داند و دانش آموزان به زور المپیاد هم که شده با نام نجوم آشنا هستند و تلوزیون و رادیو برنامه های نجومی منظم در تقویم خود دارند. در این شرایط انتشار مجله ای دیگر در زمینه نجوم بسیار به هنگام و مغتنم است. در این سالها علایق جدیدی به وجود آمده و علایق جدیدتری نیز به وجود خواهد آمد. 

امیدوارم آسمان شب پایدار و برقرار باشد و شاهد بروز خلاقیت های جدید و گروههای جدید باشیم که به نجوم علاقمند می شوند تا با کمک آن وارد دنیای هیجان انگیز دانش شوند.

وب سایت ماهنامه آسمان شب: www.nightsky.ws


دوره های نجوم و سخنرانی در باره 2012

چند نفر از دوستانم در باره اینکه آیا امسال جایی تدریس می کنم یا نه سوال کرده بودند امسال پس از چند سالی که دیگر تدریس نمی کردم چند جلسه ای در موسسه آسمان شب درس خواهم داد. کلاس های این موسسه در ٣ رشته نجوم مقدماتی،‌علوم فضا و عکاسی نجومی برگزار می شود که غیر از من بابک امین تفرشی،‌ محسن ایرجی،‌شهرام یزدان پناه و علیرضا وفا نیز تدریس خواهند داشت. اطلاعات بیشتر را می توانید در این نشانی بخوانید.

حالا که کار به تبلیغ کشیده یک تبلیغ دیگر هم برای خودم بکنم. امسال در باره ماجرای 2012 و پایان دنیا بحث های زیادی انجام شده است که یکی از دلایل آن نمایش فیلم 2012 است. در همین باره قرار است چهارشنبه آینده 23 دی ماه با موضوع آیا زمین نابود خواهد شد در موسسه آسمان شب سخنرانی داشته باشم فکر می کنم ساعت 5 بعداز ظهر باشد و در دفتر همان موسسه برگزار می شود که برای اطلاع از زمان و مکان دقیقش می توانید با دفتر موسسه تماس بگیرید.

فکر کنم دیگه خیلی تبلیغات انجام دادم


گفتگو با رئیس انجمن جهانی منجمان بدون مرز

 

پلی میان‌علا‌قه‌مندان آسمان
جام جم : مایک سیمونز در ایران چهره‌ای آشنا برای علاقه‌مندان به نجوم است. مردی که اعتبار بالای او در جامعه جهانی نجوم و تلاش‌هایش برای همگانی کردن نجوم باعث شد تا سیارکی را به افتخار او به نام سیمونز نامگذاری کنند.او اولین بار سال 1999 و در جریان طولانی‌ترین کسوف قرن به ایران سفر کرد و آنچه در ایران یافت، متفاوت با چهره‌ای بود که رسانه‌های ایالات متحده از این کشور ترسیم می‌کردند. بازگشت او همراه با معرفی ایران و فعالیت‌های نجومی ایرانیان در نشریات بین‌المللی معتبری چون آسکای‌اندتلسکوپ،Telescope(‌ِ‌ )Sky ، مرکوری(Mercury) و آسترونومی (Astronomy) شد.

او پس از آن بارها به ایران سفر کرد و به نقاط مختلف کشور و گروه‌های نجوم آماتوری کوچک و بزرگ ایران سر زد و حتی در طرحی ویژه برای برخی نقاط محروم ایران، تلسکوپ‌های کوچکی را از طریق انجمن‌های نجوم محلی آمریکا تهیه و به آنها هدیه کرد.

تاثیرات این سفر و سفرهای دیگر او بویژه به کردستان عراق باعث شد ‌ایده منجمان بدون مرز (AWB) در ذهن او شکل بگیرد و آن را با همکاری گروهی از افراد برجسته به شکل سازمانی در حال رشد تاسیس کند؛ سازمانی که در میان موسسان و مشاوران ارشد آن می‌توان نام‌های آشنایی چون انوشه انصاری، بابک امین تفرشی و بسیاری از افراد برجسته نجوم جهان را دید.

او قصد دارد به کمک AWB پلی میان مرزها بزند و به مردم یادآوری کند همه ما زیر یک آسمان گام برمی‌داریم. سال جهانی نجوم فرصتی بود تا او فعالیت‌هایش را گسترش دهد. سازمان تازه تاسیس او، مدیریت موفق‌ترین پروژه سال جهانی نجوم یعنی 100 ساعت نجوم را به عهده گرفت.

این طرح تا آن حد موفق بود که بخش دیگری برای آن به نام شب‌های گالیله‌ای شکل گرفت. گفتگوی ما با او در پایان سال جهانی نجوم شاخه‌های مختلفی را در برگرفته است.

 

بسیاری از ستاره‌شناسان آماتور ایرانی با نام شما آشنا هستند؛ مردی که عاشق آسمان است. داستان علاقه شما به آسمان از کجا آغاز شد؟

من از زمان خردسالی به ستاره‌شناسی علاقه‌مند بودم. همیشه دلم می‌خواست سیاره‌ها و ستاره‌ها را در آسمان ببینم، اما نمی‌دانستم چطور باید آنها را در زمینه آسمان پیدا کنم. وقتی 20 ساله بودم به کمک یک دوربین دو چشمی شروع به جستجو در آسمان کردم و فهمیدم هر چیزی کجای آسمان است و توانستم سیاره‌ها را ببینم و تشخیص دهم. اندکی بعد یک تلسکوپ خریدم و این‌‌گونه بود که فعالانه ستاره‌شناسی آماتوری را ادامه دادم.

ما همه از نجوم آماتوری صحبت می‌کنیم، اما وقتی کار به تعریف می‌رسد دچار مشکل می‌شویم. شما منجم آماتور را چگونه تعریف می‌کنید؟

این موضوع باعث‌ مباحث زیادی میان مردم شده است، اما ترجیح می‌دهم به جای درگیر شدن با آنها راه حل ساده‌تری را انتخاب کنم. به نظر من هر کسی که عاشق نجوم است و کاری را در این زمینه انجام می‌دهد، منجم آماتور است. بعضی از آنها تلسکوپ در اختیار دارند و برخی دیگر ندارند، اما همین که به آسمان نگاه می‌کنید به نظر من منجمی آماتور هستید. حالا ممکن است برخی‌ها به نظرشان در اختیار داشتن ابزاری مانند تلسکوپ یا انجام دادن کاری ویژه برای منجمان آماتور ضروری باشد، اما فکر کنم با همه تفاوت‌های موجود میان افراد علاقه‌مند، آنچه همه ما در آن با هم مشترک هستیم،‌ عشق به آسمان است.

شما بنیانگذار انجمن نجوم رصدخانه مونت ویلسن و رئیس انجمن نجوم لس‌آنجلس بوده‌اید. برخی از اینها گروه‌های آماتوری بزرگ هستند. در کشوری مانند ایالات متحده،‌ هدف از تشکیل یک گروه آماتوری چیست و اعضا و مدیران چنین گروه‌هایی چه کارهایی انجام می‌دهند؟

من اولین رئیس انجمن نجوم رصدخانه مونت ویلسن بودم و در چندین دوره بعد نیز این سمت به عهده من گذاشته شد؛ البته این انجمن با هدف کمک به رصدخانه مونت ویلسن تشکیل شده بود تا بتواند فرصت‌ها و تجربه‌های باارزش‌تری را در اختیار بازدیدکنندگان این رصدخانه‌ قرار دهد. به همین دلیل آن را نمی‌توان واقعا یک گروه آماتوری دانست. بعضی از افرادی که عضو این انجمن می‌شوند تنها به دلیل علاقه‌شان به کوهستان یا تاریخ محلی این منطقه است، اما همان‌طور که اشاره کردید من ریاست انجمن نجوم لس‌آنجلس را نیز به عهده داشته‌ام. این انجمن گروه نجوم بسیار بزرگی است. البته ریاست من مربوط به 30 سال پیش می‌شود و از آن تاریخ تاکنون خیلی چیزها تغییر کرده، اما هدف اصلی یکسان باقی مانده است. این هدف اصلی عبارت است از گردآوردن منجمان آماتور کنار هم تا بتوانند فعالیت‌های خود را با دیگران در میان بگذارند و همین‌طور طراحی برنامه‌هایی که انجام آنها از عهده افراد به تنهایی بر نمی‌آید. ماهیت این برنامه‌ها بستگی به علاقه اعضای انجمن و نیازهای مخاطبان دارد. بعضی از انجمن‌ها فقط به برگزاری جلسات و گردهمایی‌هایی اکتفا می‌کنند که در آنها توضیحاتی در باره جدیدترین موضوعات مطرح در ستاره‌شناسی ارائه می‌شود یا برنامه‌هایی برای بازدید از رصدخانه و دیگر تجهیزات نجومی تدارک دیده می‌شود اما برخی مواقع گروه‌ها ممکن است برنامه‌های فعال‌تری را تدارک ببینند، مانند برنامه‌های رصدی یا گشت‌هایی برای عکاسی نجومی.

زمانی که من رئیس انجمن نجوم لس‌آنجلس بودم، رصدخانه‌ای در یک منطقه تاریک در بیرون شهر ساختیم و رصد آسمان به بخش عمده‌ای از فعالیت‌های ما تبدیل شد. در ضمن گردهمایی‌های ماهانه رصدهای عمومی، مهمانی‌های نجومی و فعالیت‌های آموزشی عمومی و ترویجی را نیز انجام می‌دادیم. البته بعضی وقت‌ها، گروهی با علاقه مشخص و ویژه تشکیل می‌شود، مثل گروهی که علاقه‌مند به عکاسی نجومی است و به مناسبت علاقه آنها تعداد بسیار زیادی از چنین گروه‌هایی می‌توانند حول این علاقه مشترک شکل بگیرند و از ستاره‌شناسی لذت ببرند. مسوولان گروه‌های نجومی باید زمینه‌های جدید فعالیت‌ها را شناسایی و آنها را وارد برنامه‌ها کنند و همین‌طور با پول‌هایی که از حق عضویت دریافت می‌شود برای اجرای برنامه‌هایشان برنامه‌ریزی کنند.

رویکردهای رایج در جامعه نجوم آماتوری ایالات متحده چیست؟

تقریبا همه گروه‌ها و انجمن‌های نجومی در اینجا ملاقات‌های منظمی دارند که با سخنرانی‌ها و ارائه کارها همراه است. در ضمن معمولا برنامه‌های رصد گروهی منظمی چه برای اعضا در نقاط تاریک کشور و چه برای عموم در شهرها را برگزار می‌کنند. این وجه تشابه و عملکرد مشترک آنهاست، یعنی فرصتی را فراهم کنند که علاقه‌مندان نجوم در آنجا گردهم جمع شده و علاقه خود به آسمان را به هم به اشتراک بگذارند. البته از دل این نشست‌ها ممکن است ایده‌های جدیدی بیرون بیاید و اجرا شود، اما بخش مشترک فضای فعالیت گروه‌ها در اینجا همین موارد است.

می‌دانید که جامعه نجوم آماتوری ایران بر خلاف بسیاری از نقاط دیگر دنیا، جامعه‌ای جوان به شمار می‌رود. دیدگاه شما به جامعه نجوم آماتوری ایران چیست؟

من از 10 سال پیش که برای اولین بار به ایران آمدم، تحت‌تاثیر فعالیت‌های جامعه نجوم آماتوری ایران قرار گرفتم. ابتدا به نظر می‌آمد مشکل مهمی که در راه فعالیت این گروه‌ها وجود دارد کمبود تلسکوپ‌های مناسب برای کارهای جدی نجومی باشد، اما الان منجمان آماتور ایرانی به بازه وسیعی از بهترین ابزارهای نجومی دسترسی دارند. اگرچه در برخی رشته‌ها مانند عکاسی نجومی تجربه طولانی وجود دارد، اما منجمان ایرانی بسرعت مسائل را آموخته‌اند و کار خود را ارتقا داده‌اند.

شما بارها به ایران سفر کرده‌اید و در باره نجوم ایران مقالاتی در معتبرترین نشریات نجومی جهان از قبیل اسکای اند تلسکوپ، آسترونومی و... نوشته‌اید. آیا در طول این بازه آشنایی خود تغییری در سطح عمومی نجوم آماتوری ایران احساس کرده‌اید؟

همزمان با این‌که ابزارهای بیشتری در دسترس منجمان آماتور قرار گرفت، سطح فعالیت‌های نجوم نیز افزایش یافته است. شور و اشتیاق و فداکاری منجمان آماتور ایرانی به آنها کمک کرد تا بسرعت مسیر طولانی را بپیمایند. وقتی برای اولین بار در سال 1999 به ایران سفر کردم در باره این سفر مقاله‌ای در مجله اسکای‌اند تلسکوپ نوشتم و در آنجا توضیح دادم، اگرچه این شور و اشتیاق وجود دارد، اما سختی‌هایی زیادی نیز در مقابل راه منجمان آماتور ایران هست. در آن هنگام، تنها 30 تلسکوپ 8 اینچ یا بزرگ‌تر در ایران برای علاقه‌مندان نجوم آماتوری بود، اما الان اوضاع کاملا دگرگون شده، این تعداد افزایش و به همین مقیاس، سطح نجوم آماتوری ایران نیز ارتقا یافته است.

شما بنیانگذار منجمان بدون مرز هستید. چنین ایده‌ای از کجا شکل گرفت و قرار است این انجمن چه کارهایی انجام دهد؟

منجمان بدون مرز تاسیس شد تا پلی را میان مشتاقان ستاره‌شناسی در سراسر جهان ایجاد کند. نجوم علاقه‌ای جهانی و مشترک میان مردم همه نقاط زمین به شمار می‌رود و تقریبا در همه کشورها باشگاه‌ها یا انجمن‌های نجومی وجود دارند. وقتی از اولین سفرم به ایران بازگشتم توانایی نجوم برای ایجاد ارتباط میان مردم جهان حتی از فراز شکاف‌های عمیق شدم. همچنین متوجه شدم سخنرانی‌های من درباره نجوم ایران که در آمریکا برگزار کردم به‌طور موفقیت‌آمیزی باعث ایجاد درک بهتری از ایران برای مخاطبانمان شده است. این برنامه‌ها موجب شد مخاطبان من با چهره‌ای واقعی از منجمان آماتور ایرانی آشنا شوند و چهره‌ای از ایران ببینند که کاملا متفاوت با آن چیزی بود که در اخبار می‌دیدند. پس از این‌که سال 2006 به کردستان عراق سفر کردم و برای علاقه‌مندان نجومی که دسترسی چندانی به ابزارهای مناسب نداشتند؛ تعدادی ابزار بردم، تصمیم گرفتم انجمنAWB را تاسیس کنم تا علاقه‌مندان به این موضوع را از سراسر جهان گردهم آوردم.

عضویت در این شبکه نجومی به چه صورت است و چه نوع کارهایی از سوی گروه‌های عضو انجام خواهد شد؟

همه گروه‌های نجومی با هر نوع فعالیتی که دارند؛ می‌توانند به عضویتAWB درآیند و ما به آنها خوشامد می‌گوییم. در واقع همه گروه‌ها اگر با ایده اصلی این انجمن که ایجاد ارتباط میان افراد با علاقه‌مندی یکسان در سراسر جهان است ‌ همراه باشند، می‌توانند عضوAWB شوند. با وجود این ما در این مرحله عضویت فردی در انجمن نداریم. افراد مستقل می‌توانند در سایت ما ثبت‌نام کنند و خبرنامه ما را دریافت کنند و در جریان رویدادهایAWB قرار گیرند؛ با رشد این شبکه، فرصت‌های بیشتری ایجاد خواهد شد و برنامه‌هایی معرفی می‌شوند که هم گروه‌ها و هم افراد مستقل بتوانند در آنها شرکت کنند.

از همکارانتان درAWB برای ما بگویید؟

ما همکاران و حامیان زیادی داریم که تعداد آنها هم با گسترش شبکه و تعریف برنامه‌ها در حال افزایش است. در حال حاضر، یکی از پروژه‌های ما پروژه جهان در شب یاTWAN است که از سوی برگزارکننده سال جهانی نجوم نیز یکی از پروژه‌های ویژه این سال نام گرفت. در این پروژه، بهترین عکاس‌های مناظر نجومی جهان گردهم جمع شده‌اند تا مجموعه بی‌نظیری از عکس‌هایی را تهیه کنند که شکوه آسمان را کنار میراث طبیعی و فرهنگی و تاریخی بشر در سراسر جهان به نمایش می‌گذارند؛ البته این پروژه که یکی از پروژه‌هایAWB است؛ در حال حاضر به طور مستقل به فعالیت ادامه می‌دهد و ما هم از آنها حمایت می‌کنیم. سازمان‌های دیگری که همراهان و حامیان ما به شمار می‌روند، در برنامه‌های مرتبط، همکاری متقابلی را باAWB انجام می‌دهند، به عنوان مثال انجمن سیاره‌ای و انجمن ملی فضا کنار سازمان‌ها و گروه‌های کوچک‌تر با ما همکاری می‌کنند. یکی دیگر از برنامه‌هایی که همکاری جدی باAWB دارد پروژه سال جهانی نجوم است که از سوی اتحادیه جهانی نجوم و یونسکو حمایت می‌شود. AWB مدیریت و برنامه‌ریزی یکی از پروژه‌های پایه‌ای این سال را به عهده داشت و مذاکراتی برای ادامه برخی پروژه‌های این سال پس از پایان سال 2009 از سوی منجمان بدون مرز در جریان است و همین‌طور مذاکراتی با دیگر حامیان ما در جریان است تا بتوانیم برنامه‌های سال 2010 را گسترش دهیم.

شما بارها به واسطه فعالیت‌های ترویجی خود مورد تقدیر قرار گرفته‌اید که شاید یکی از مهم‌ترین آنها، نامگذاری یکی از سیارک‌های منظومه شمسی به نام شما بود، اخیرا نیز جایزه معتبر بروس بلیر را که به نوعی نوبل نجوم آماتوری است، دریافت کرده‌اید.

بله این واقعا افتخار بزرگی برای من بود که جایزه سال 2009 جی بروس بلیر را دریافت کنم؛ جایزه‌ای که سالانه به افرادی اهدا می‌شود که نقش قابل توجهی در افزایش توجه مردم به نجوم از طریق فعالیت‌های ترویجی ایفا کرده باشد. البته من کاری که انجام می‌دهم، بشدت برایم لذت بخش است و نتیجه‌اش پاداش راضی کننده‌ای برایم به شمار می‌رود، اما نمی‌توانم انکار کنم که مورد تقدیر قرار گرفتن از سوی همکارانم، بسیار رضایت بخش است.

شما قبلا در بارهTWAN صحبت کردید، طرحی بین‌المللی و بسیار موفق که بنیانگذار آن، بابک امین تفرشی یکی از اعضای ارشد AWBاست. چرا این پروژه مهم است؟

پروژه جهان درشب(TWAN) که می‌توانید وب سایت آن را در نشانیwww.twanight.org مشاهده کنید، موفقیت بسیار بزرگی را در جریان پروژه سال جهانی نجوم(2009 )IYA به دست آورد. این پروژه قبل از سال 2009 آغاز به کار کرد و بلافاصله به موفقیتی خیره‌کننده دست یافت. مسوولان پروژه سال جهانی نجوم بلافاصله پس از اعلام عمومی این پروژه و قبل از آغاز سال 2009 با ما تماس گرفتند و خواستند این پروژه به طور رسمی به بخشی از جشن جهانی بزرگداشت سال جهانی نجوم وارد شود و به این ترتیب، این پروژه اولین پروژه‌ای شد که دبیرخانه سال جهانی نجوم، آن را با نام پروژه‌های ویژه معرفی کرد. جهان در شب تصاویر نجومی را تهیه می‌کند که واقعا برای مردم ملموس و قابل درک هستند. چیزهایی که مردم می‌توانند در اتحاد میان زمین و آسمان ببینند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از مردم هیچ‌گاه شانس دیدن آسمان از نقاطی تاریک را نداشته‌اند یا نمی‌دانند چه زمانی مثلا مقارنه یا اجتماع سیارات اتفاق می‌افتد که بتوانند آنها را در موقعیت جغرافیایی یا تاریخی ویژه‌ای رصد کنند، فرصت دیدن آنها به مردم اجازه می‌دهد آنچه را نیاکان ما تا همین اواخر به عنوان بخشی از زندگی خود تجربه می‌کرده‌اند، مشاهده کنند. من فکر می‌کنم یکی از وجوه مهم این پروژه این است که به بهترین شکل به مردم کمک می‌کند تا منابع فرهنگی را که تا زمان باقی مانده‌اند، در کنار زیبایی‌های آسمان ببیند و آنها را درک کنند، واقعا دیدن واکنش‌های مردم از تماشای این تصاویر، هیجان‌انگیز است. این تصاویر در یک کلام چشم آنها را باز می‌کند.

چند روز پیش سال جهانی نجوم به پایان ‌رسید. به نظر شما آیا این سال با موفقیت سپری شد و آیاAWB برای پس از سال 2009 برنامه‌ای دارد؟

به نظر من، پروژه2009 IYA از بسیاری جهات موفقیتی کامل بود. میلیون‌ها نفر از مردم جهان توجه بیشتری به نجوم و اهمیت این دانش نشان دادند؛ اما کارهای بسیاری مانده است که باید به انجام برسد. نقشه‌ها و طرح‌های زیادی وجود دارد که باید روی آنها کار شود تا پایداری موفقیت‌های این سال تضمین شود. AWB نیز در این زمینه، برنامه‌های خود را ادامه خواهد داد. برنامه‌هایی مانند امتداد 100 ساعت نجوم که بزودی جزئیات آن اعلام می‌شود. منجمان بدون مرز به همراهی شبکه‌ای از رصدگران خیابانی که برنامه‌های عمومی برای مردم ترتیب می‌دهند قصد دارند با این برنامه شور و اشتیاق 100 ساعت نجوم را در سال 2010 و فراسوی آن ادامه دهند. همچنین برنامه‌های جدیدی بر اساس آنچه از تجربه سال جهانی نجوم آموخته‌ایم، برای آینده طراحی خواهیم کرد.

در پایان، نکته دیگری هست که بخواهید با خوانندگان ما مطرح کنید ؟

اولین سفرم به ایران، سال 1999 بود که آن زمان، بازدیدهای زیادی از این کشور داشتم، اما حالا 4 سال از آخرین سفرم به ایران می‌گذرد و واقعا دلم برای ایران تنگ شده است. مطمئن باشید در اولین فرصتی که به دست بیاورم، به ایران باز خواهم گشت.

 

100 ساعت نجوم و شب‌های گالیله‌ای

این که چند نفر در این پروژه مشارکت کردند و چگونه این برنامه مدیریت شد؛ صادقانه باید بگویم نمی‌دانم! واقعا پروژه بزرگی بود که از همه انتظارها و پیش‌بینی‌ها فراتر رفت. ما در سراسر جهان شاهد بیش از 2300 برنامه در این پروژه بودیم که در سایت ما برنامه‌های خود را ثبت کردند؛ ولی می‌دانیم گروه‌های دیگری نیز برنامه داشتند که برنامه خود را ثبت نکرده بودند. بیشتر برنامه‌ها شامل برنامه رصدهای عمومی می‌شد و چنین نمایش‌های عمومی بود که به کلید موفقیت این پروژه تبدیل شدند. ده‌ها هزار از منجمان آماتور در خلال این برنامه‌ها به میان مردم آمدند و با معرفی و تبلیغ برنامه‌های خود و کل پروژه 100 ساعت نجوم، آن را به بزرگ‌ترین برنامه این سال تبدیل کردند. گروه هماهنگ کننده این پروژه از مسوولان پروژه‌ها و برنامه‌های متنوعی تشکیل شده بود که مسوولیت برنامه‌ها را در مناطق مربوط به خود به عهده داشتند. اما به نظر من، کار بسیار مهمی که صورت گرفت؛ این بود که ما از همه پتانسیل موجود در شبکه‌های اجتماعی گوناگون استفاده کردیم تا افراد بیشتری را وارد این رویداد جهانی کنیم.

شب‌های گالیله‌ای نیز که به یاد بود نخستین رصدهای گالیله برگزار شد، در واقع امتداد 100 ساعت نجوم بود و به دلیل موفقیت چشمگیر آن شکل گرفت. همه معتقد بودند کاری که در 100 ساعت نجوم انجام داده‌ایم، آنقدر خوب و موثر بوده است که نباید همان جا رهایش کنیم و باید آن را ادامه داد. شب‌های گالیله‌ای تمرکز خود را بر نجوم خیابانی قرار داد و منجمان آماتور ابزارهای خود را به خیابان‌ها آوردند و به مردم عادی این فرصت را دادند که ماه، مشتری و دیگر شگفتی‌های آسمان شب را از پشت تلسکوپ مشاهده کنند.


 


دستاوردهای ایران در سال جهانی نجوم

متن زیر مقاله است به مناسبت پایان سال جهانی نجوم و دست آوردهای ایران در این بین البته چون مطلب برای چاپ در روزنامه و مخاطبانی فراتر از جامعه نجوم ایران آماده شده بود از اشاره مستقیم به نقاط ضعف این برنامه خود داری کردم و اگر فرصت بود در مطلبی دیگر در باره سال نجوم در ایران از دید منجمان آماتور خواهم نوشت سالی که به نظر من برگزاری آن با توجه به امکانات و پتانسیل های ما به هیچ وجه موفقیت آمیز نبود.
سال 2009 میلادی از سوی اتحادیه جهانی نجوم (IAU) و سازمان علمی، فرهنگی و هنری ملل متحد (UNESCO) و با تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال جهانی نجوم نامگذاری شده بود. 

براساس بیانیه نامگذاری این سال، اهداف ویژه‌ای در طرح سال جهانی نجوم که از آن به 2009 IYA یاد می‌شود، مطرح شده بود که اعضا باید برای تحقق آن تلاش می‌کردند. تعداد زیادی از کشورها از ابتدای مطرح شدن آن به این طرح پیوستند. در ایران نیز جنب و جوش فراوانی در این خصوص به چشم می‌خورد بویژه آن که جامعه نجوم آماتوری ایران در سال‌های اخیر رشد چشمگیری را تجربه کرده بود و امید می‌رفت برگزاری این سال در ایران به نقطه عطف بزرگی در جهش جامعه نجوم کشور چه در بخش حرفه‌ای 

و چه در بخش آماتوری تبدیل شود. همین عوامل بود که باعث شد روزنامه جام‌جم در ویژه‌نامه‌ای 16 صفحه‌ای ابتدای این سال به استقبال آن برود. اینک در پایان سال میلا‌دی 2009 نگاه کلی به آنچه در این سال گذشت، نخستین گزارش از مجموعه مطالبی است که چند هفته آینده در این ارتباط منتشر خواهیم کرد.

سال جهانی نجوم از اول ژانویه سال 2009 آغاز شد، البته آیین افتتاح آن چند روز پس از آن در پاریس برگزار شد تا طرح‌هایی که برای این سال طراحی شده بود به طور رسمی آغاز شود. اگرچه پیش از آن در بامداد نخستین روز ژانویه سال 2009، طرحی به نام سپیده‌دم برگزار شده بود، طرحی که در آن گروه‌های مختلف نجومی، طلوع خورشید سال جدید را همراه مردم عادی رصد کردند تا سلامی به سال جهانی نجوم داشته باشند، سالی که بهانه نامگذاری آن چهارصدمین سالگرد استفاده گالیله از تلسکوپ برای رصد آسمان بود، اتفاقی که عصر جدید ستاره‌شناسی را آغاز کرد و نقطه عطفی در تاریخ علم به وجود آورد. عصر نجوم پس از گالیله به واسطه آغاز استفاده از اپتیک‌ها در نجوم، عصری بسیار شکوفا شد که سرعت رشد آن را به هیچ‌وجه نمی‌توان با تاریخچه غنی نجوم در دوران باستان و دوره تاریخی مقایسه کرد. دبیرخانه طرح سال جهانی نجوم هم این رویداد را بهترین بهانه می‌دانست تا نه‌تنها نجوم را به مردم عادی معرفی کند که اهدافی بلندتر را نیز در دستورکار خود قرار دهد: ترویج علم به طور کلی، تحریک کردن کنجکاوی مردم در مسائل علمی و زنده کردن شور کشف میان مردمی که این احساس خود را در هزارتوهای زندگی روزمره فراموش کرده‌اند. در کنار اینها البته بخش‌های خاص‌تری هم در قالب طرح‌های ویژه و بنیادین سال نجوم دنبال می‌شد تا مردم و بخصوص علاقه‌مندان نجوم را به هم نزدیک‌تر کند و چهره واقعی یک دانشمند ستاره‌شناس را به مردم نشان دهد.

کشورهایی که به دعوت سازمان ملل پاسخ داده بودند، فعالیت متفاوتی را از خود نشان می‌دادند. بعضی از آنها فقط نماینده‌ای را به این مجموعه معرفی کرده بودند تا هماهنگ‌کننده برنامه‌های آنها در کشورهای خود باشند و برخی دیگر، فعالیت‌هایی حتی گسترده‌تر از فعالیت‌های دبیرخانه را در تقویم سالانه قرار داده بودند. در ایران هم نه تنها ریاست انجمن نجوم ایران نقش هماهنگ‌کننده ملی را در این برنامه پذیرفت که ستادی ملی اگرچه دیرهنگام برای برگزاری این سال تشکیل شد. در ضمن ده‌ها طرح برای این سال از سوی انجمن نجوم ایران و شاخه آماتوری آن و همچنین گروه‌ها و سازمان‌های دیگر به این ستاد معرفی شد که البته بیشتر آنها به بن‌بستی به نام بودجه برخورد کردند.

با وجود این، فعالیت‌های سالانه ایران در حوزه نجوم، امسال رنگ و بویی متناسب با سال جهانی نجوم گرفت. غیر از برنامه‌های مستقل گروه‌های نجوم آماتوری، سمینارها و کنفرانس‌های سالانه نجوم حرفه‌ای کشور که زیرنام سال جهانی نجوم برگزار شدند، برنامه‌های تقویم سالانه شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران نیز با جهتگیری این سال برگزار شد؛ برنامه‌هایی مانند رقابت‌ رصدی مسیر ایران، رقابت رصدی عبدالرحمن صوفی رازی، جشنواره ساعت‌های آفتابی، روز نجوم، روز فضا و باشگاه‌های نجوم ماهانه سراسر کشور. اگرچه این برنامه‌ها هر سال برگزار می‌شد، اما در نهایت باعث شد تقویم فعالیت‌های رسمی ایران در این سال رشد چشمگیری داشته باشد. در کنار این فعالیت‌ها، مشارکت ایرانیان در کل طرح‌های سال نیز اگر چه از حمایتی خاص برخوردار نبود ولی بسیار چشمگیر بود. ترجمه بسیاری از اقلام سایت دبیرخانه طرح سال نجوم ازجمله پوسترها، بروشورها و نمایش اسلایدها به زبان فارسی برگردانده و منتشر شد و ایرانیان دست‌کم در 2 طرح ویژه نقش کلیدی داشتند.

طرح‌های بین‌المللی ایرانیان

در میان طرح‌های ویژه سال جهانی نجوم دو‌پروژه با محوریت منجمان ایرانی وجود داشت نخست طرحی به نام جهان در شب یا TWAN. عکاسی که بابک امین‌ تفرشی، روزنامه‌نگار علمی و عکاس باتجربه ایرانی آن را از پیش از شروع این سال آغاز کرده و از حمایت انجمن منجمان بدون مرز AWB نیز برخوردار بود. این طرح، گروهی از بهترین عکاس‌های نجومی جهان را گردهم آورد که قصد داشتند زیبایی‌های آسمان شب را در ترکیب با زیبایی‌ها و جذابیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی زمین به نمایش بگذارند؛ جذابیت‌هایی که به مرور زمان فراموش شده یا انسان‌های امروز به دلیل مشغله‌‌های روزمره خود امکان مشاهده مستقیم آنها را ندارند. به همین دلیل این طرح در حقیقت آنها را به سفری شگفت‌انگیز در سراسر جهان دعوت می‌کند تا چهره کمتر دیده شده زمین و آسمان را در پیوند با یکدیگر پیش چشم آنها به نمایش بگذارد. این ایده به یکی از نخستین طرح‌های ویژه سال جهانی نجوم تبدیل شد و در عین حال یکی از طرح‌های فعال و مستمر سال نجوم نیز به شمار می‌رود که با پایان سال جهانی نجوم به مسیر خود ادامه خواهد داد. طراحی همین طرح و عکس‌های شگفت‌انگیزی که طراح آن، ‌بابک امین‌ تفرشی بود باعث شد بنیاد لئونارت نلسون، جایزه سالانه خود را که معتبرترین جایزه عکاسی با گرایش علمی درجهان است به طور مشترک به بابک امین تفرشی، بنیانگذار طرح و مدیر بخش عکاسی ماموریت فضایی کاسینی اهدا کند.

اما در کنار طرح TWAN که می‌توانید اطلاعات بیشتر و تصاویر آن را در نشانی twanight.org ببینید طرح دیگری نیز در فهرست طرح‌های ویژه این سال قرار گرفت که طراحان آن را گروهی از منجمان آماتور و فعال ایرانی تشکیل می‌دادند. طرحی به نام صلح ستارگان یا Star Peace که شاید نام خود را به طور طعنه‌آمیزی در تضاد با فیلم‌های تاثیرگذار تاریخ سینما یعنی جنگ ستارگان (star Wars) انتخاب کرده‌ بود. این طرح به نشانی (Starpeace.org) ایده‌ای قدیمی، اما بسیار اثرگذار و مهم را به عنوان بنیان و اصل خود انتخاب کرده بود. نگاه به آسمان و رصد ستاره‌ها و تفکر به مقیاس‌هایی که در عالم ما حکمفرما هستند، انسان را به درک متفاوتی از جایگاه خود در کیهان می‌رساند. سیاره ما نقطه ناچیزی در میان منظومه‌ شمسی است که دور خورشید می‌چرخد و در حالی که کار منظومه‌ شمسی ما در مقایسه با کهکشان راه‌شیری هیچ جایگاه قابل توجهی ندارد و کلیت کهکشان راه‌شیری در جهان آشکار شده، بسیار ناچیز است. این دیدگاه و این درک می‌‌تواند باعث شود مردم جهان متوجه اهمیت همزیستی دوستانه با یکدیگر بر سیاره‌ای شوند که تنها خانه آنهاست. طرح صلح ستارگان با امید به ترویج چنین دیدگاهی و متوجه کردن نگاه مردم به آسمان بدون مرز بر فراز سر همه انسان‌ها، مبنی بر انجام رصدهای مشترک در نزدیکی نقاط صفر مرزی کشورهای همسایه مطرح شد که با تایید دبیرخانه سال جهانی نجوم، به عنوان یکی از طرح‌های ویژه این سال انتخاب گشت. این پروژه در طول سال جهانی نجوم نه‌تنها در ایران،‌ که در نقاط مختلف جهان، برنامه‌های رصدی متعددی را برگزار کرد و قرار است در پایان سال نجوم نیز به فعالیت خود ادامه دهد.

مشارکت‌های بزرگ

اما غیر از 2 طرح ویژه سال جهانی که ایرانیان در طراحی آن نقش داشتند، برخی دیگر از برنامه‌ها طرح‌های دیگر سال جهانی نجوم نیز بود که در ایران به طور مستقل و گاه با حمایت انجمن نجوم برگزار می‌شد، نمونه آنها طرح نمایشگاهی از زمین تا آسمان بود که سفری به فضا را در قالب مجموعه‌ای از نماهای تصاویر تلسکوپ‌های زمینی و فضایی برای مخاطب رقم می‌زد. این طرح بارها در ایران و عمدتا با همکاری طرح صلح ستارگان برگزار شد. در کنار چنین برنامه‌هایی 2 طرح بزرگ که از آنها به موفق‌ترین طرح‌های سال جهانی نجوم نیز یاد می‌شود نیز در ایران به طور گسترده‌ای برگزار شد. 100 ساعت نجوم در فروردین‌ماه و شب‌های گالیله‌ای در پاییز فرصت‌هایی بودند که در آن گروه‌های نجوم آماتوری و مراکز علمی درهای خود را به روی مردم علاقه‌مند باز کردند و ابزارهای خود را میان مردم بردند تا مردم فرصت نگاه به آسمان و آشنایی با اجرام آسمان شب را پیدا کنند. در هر یک از این دو طرح که بزرگ‌ترین رویدادهای عمومی در این سال بود، حدودا 70 گروه مختلف در نقاط مختلف کشور برنامه‌هایی را برگزار کردند و در طرح صد ساعت نجوم، ایران از نظر تعداد برنامه‌هایی که برگزار کرد در رده چهارم جهان قرار داشت. این طرح‌ها اگرچه جرقه آشنایی بسیاری از مردم با آسمان را زد، اما تشویق و حفظ این علاقه در گام‌های بعدی نیازمند برنامه‌های پشتیبان دیگری است که هنوز به طور جدی به چشم نمی‌آیند.

المپیاد نجوم

رویداد مستقل دیگری که در سال جهانی نجوم برگزار شد. میزبانی المپیاد جهانی نجوم در تهران بود. المپیادی که چندی پیش با حضور بیش از 10 کشور جهان در تهران برگزار شد تا فرصتی برای گرد هم آمدن دانش‌آموزان علاقه‌مند ستاره‌شناسی در سال نجوم فراهم آید. البته برنامه‌ریزی برای میزبانی این المپیاد که اتفاقا در تاسیس آن نیز مدیران تیم‌های سابق المپیاد نجوم کشور نقش داشتند (در حقیقت المپیاد اخترشناسی و اختر فیزیک که ایران میزبان آن بود دوره جدیدی از المپیادهای نجوم است که سابقا توسط انجمن اروپایی آسیایی برگزار می‌شد)، از سال‌ها پیش اتفاق افتاده و میزبانی ایران نیز تصویب شده بود، اما همزمانی آن با برگزاری سال جهانی نجوم باعث شد تا کارنامه ایران در تعداد برنامه‌های سال جهانی نجوم بیشتر به چشم آید.

موفقیت یا عدم موفقیت؟

تحلیل و نتیجه‌گیری موفقیت یا عدم موفقیت برنامه‌ای مانند سال جهانی نجوم که سالی با هدف ترویج علم است شاید غیرممکن باشد. واقعیت این است که ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها، کارنامه بسیار قابل قبولی در برگزاری این سال دارد، تنوع و تعداد برنامه‌های اجراشده و مشارکت در برنامه‌های بین‌المللی همه و همه ما را وسوسه می‌کند تا این سال را موفق ارزیابی کنیم، اما از نگاهی دیگر اگر فرصت‌ها و پتانسیل‌ها را بسنجیم، شاید نتوانیم چندان خوش‌بین باشیم، واقعیت این است که نجوم برخلاف علومی مانند ریاضیات یا فیزیک دانشی غریبه با مردم نیست و امکانات وسیع‌تری را در اختیار مروجان قرار می‌دهد.

از سوی دیگر پتانسیل‌هایی نظیر انتشار حدود 2دهه مجله تخصصی ستاره‌شناسی آماتوری در ایران، وجود یک برنامه تلویزیونی ثابت و ده‌ها وب‌سایت و بخش‌های متنوع در مطبوعات، در کنار فعالیت چندین هزار منجم آماتور فعال و ده‌ها گروه نجوم آماتوری باسابقه و فعال در سراسر کشور انتظارات را بالا می‌برد. مدیریتی قوی در صورتی که بودجه‌ای اندک ولی مدیریت‌شده را در اختیار داشت می‌توانست این فرصت استثنایی را به نقطه عطفی در فعالیت‌‌های ترویجی کشور تبدیل کند، ولی به هزار و یک دلیل و از جمله بوروکراسی پیچیده حاکم بر مدیریت این سال باعث شده است تا از این فرصت استفاده لازم نشود. شاید این بار هم باید این سال را تجربه‌ای برای فرصت‌های بعدی بدانیم. فرصت‌هایی که برای کشوری مانند ایران با جمعیت جوانش، طلایی و تکرارنشدنی به نظر می‌رسد.



درخشش آفتاب بر دریاچه‌های تیتان



منشأ حیات روی زمین چه بود؟ چگونه زمین تحول پیدا کرد و بذر حیات در آن بارور شد؟ در روزگار نخستین منظومه شمسی زمین چه شرایطی را سپری می‌کرد و چگونه توانست دوران پرشتاب خود را پشت‌سر گذارد؟ به نظر می‌رسد دانشمندان هیچ‌گاه نتوانند به چهره زمین در آن روزگار بنگرند اما می‌‌توانند نقاطی را بیابند که امروز شرایطی مشابه زمین آن روزگار را تجربه می‌کنند. سیارات فراخورشیدی شاید محل مناسبی برای این جستجو باشند، اما در فاصله‌های دوردست ما هستند و هنوز تا فتح آنها راه طولانی در پیش است. در میان همسایگان‌مان اما تیتان این قمر شگفت‌انگیز زحل شاید محل مناسبی برای این جستجو باشد؛ تنها قمر منظومه‌شمسی که دارای اتمسفر است و بر سطح آن دریا‌هایی از مایعات وجود دارند هرچند این دریاچه‌ها به جای آب از متان پر شده باشند.

تیتان یا ساترن 6 بزرگ‌ترین قمر از اقمار زحل و دومین قمر بزرگ منظومه‌شمسی و تنها قمری از منظومه‌ماست که از جوی چگال برخوردار است. غیر از زمین این قمر دوردست که ابعاد آن دست کمی از یک سیاره متوسط ندارد، تنها جایی است که دانشمندان معتقدند روی سطح آن دریچه‌هایی از مایعات وجود دارند. قطر این قمر 50 درصد بزرگ‌تر از قطر ماه و جرم آن 80 درصد بیش از ماه زمین بوده و با چنین ابعادی از سیاره عطارد بزرگ‌تر است. این قمر را نخستین‌بار در سال 1655 اخترشناس آلمانی،‌ کریستیان هویگنس کشف کرد. تا پیش از سال 2004 هیچ کس نتوانسته بود چهره واقعی این قمر را ببیند. در این دوره با بررسی‌های دور ‌سنجی و تحلیل داده‌هایی که ماموریت‌های مختلف از این قمر به زمین می‌فرستادند، دانشمندان نسبت به وجود دریاهایی از متان مایع بر سطح این قمر و همچنین احتمال بارندگی در آن خبر داده بودند. در سال 2004 کاوشگر اروپایی هویگنس، فرود در جو این سیاره را با موفقیت به پایان برد و برای نخستین‌بار تصاویری از چهره سطح این قمر را آشکار کرد. اگرچه در این تصاویر نشانه‌ای از دریاها دیده نشد، اما امکان وجود بارش‌ها و بقایای دریاچه‌های موقت تایید شد و در عین حال اعلام شد؛ احتمال وجود دریاچه‌های دائمی در نواحی قطبی این قمر وجود دارد. جو این قمر عمدتا از نیتروژن تشکیل شده است و ابرهای غلیظ متان و اتان آن را پوشانده‌اند. تنوع موادآلی در این قمر بسیاری از دانشمندان را به این باور رسانده که محیط تیتان شرایط پرورش حیات را دارد و حداقل برخی میکروارگانیسم‌ها در شرایطی مشابه وضعیت تیتان می‌توانند به زندگی ادامه دهند. به همین دلیل تیتان همیشه یکی از اهداف جذاب برای کاوش‌های فضایی به شمار می‌رفته است.

دریاچه‌ای روی تیتان

از زمانی که در سال 2004 میلادی مدار گرد کاسینی در مدار زحل‌ و اقمار آن قرار گرفت، دانشمندان همیشه نیم‌نگاهی به تیتان داشته‌اند. در حقیقت تیتان یکی از هدف‌های اصلی کاوش‌های آنها به شمار می‌رفت.

یکی از مناظری که این دانشمندان از آن زمان تاکنون منتظر به دام انداختن آن هستند، بازتاب نور خورشید از دریاچه‌های احتمالی روی سطح تیتان است.

سطح‌نشین هویگنس توانسته بود امکان وجود این دریاچه‌ها را روی سطح متان ثابت کند. بررسی داده‌های این سیاره نشان می‌داد احتمالا دریاچه‌های دائمی از متان مایع بر سطح این قمر پراکنده‌اند و تعداد چنین دریاچه‌هایی در نیمکره شمالی بیشتر است. اما در این سال‌ها زاویه تابش خورشید به گونه‌ای بود که نیمکره شمالی این قمر در تاریکی فرو رفته بود تا این‌که سرانجام در ماه‌های اخیر، خورشید شروع به تابیدن بر سطح نیمکره شمالی این قمر کرد و فرصتی که تمام این سال‌ها دانشمندان منتظرش بودند، به دست آمد. 8 جولای سال جاری طیف‌سنج‌های نقشه‌برداری مرئی و فروسرخ کاسینی توانست نمایی از این قمر را به دام بیندازد که پس از پردازش و تحلیل‌های نهایی، هفته گذشته منتشر شد. جو غلیظ تیتان مانع بازتاب بسیاری از طول موج‌های بازتاب شده از سطح تیتان می‌شود، اما در این تصویر به دلیل زاویه مناسب و ابزار استفاده شده در تصویربرداری، بازتاب نور خورشید از روی دریاچه‌ای در نیمکره شمالی به وضوح مشخص شده است.

محققان با بررسی این تصویر و اصلاح بازتاب‌های آن متوجه شده‌اند این دریاچه که به دریای کراکن (Kraken) معروف شده، وسعتی معادل 400 هزار کیلومترمربع دارد و ابعاد آن از دریای خزر بزرگ‌تر است.

بررسی داده‌های پیشین این مدارگرد نشان می‌دهد این دریاچه دست‌کم مدت 3 سال بر سطح این قمر پایدار بوده است و همین مساله نشان می‌دهد چرخه‌هایی از جریان مایع مشابه زمین بر این قمر وجود دارد؛ با این تفاوت که چرخه‌های زمینی آب را در چرخش قرار می‌دهند و در تیتان این چرخه‌ها برای متان برقرارند.

منظومه ارباب حلقه‌ها

زحل یکی از زیباترین سیاره‌های منظومه شمسی است؛ سیاره‌ای با شکوه که با حلقه‌های نمایانش لقب ارباب حلقه‌های منظومه‌‌‌شمسی را به خود اختصاص داده است. این سیاره دومین سیاره بزرگ منظومه شمسی پس از مشتری است، البته اگر قطر حلقه‌های آن را حساب کنیم، از مشتری نیز بزرگ‌تر خواهد شد. این سیاره غول پیکر در عین حال کمترین چگالی را در بین اجرام منظومه شمسی دارد. چگالی متوسط این سیاره از چگالی آب نیز کمتر است و می‌توان به طور فرضی آن را روی دریایی از آب شناور نگاه داشت. این سیاره به دلیل سیستم اقماری و همچنین حلقه‌های شگفت انگیزش مورد توجه است و تاکنون 61 قمر در اطراف این سیاره شناسایی شده‌اند که 53 مورد آنها نام رسمی خود را ‌ که به تایید اتحادیه جهانی نجوم رسیده است‌ دریافت کرده‌اند. اقمار مهمی چون میماس، انسلادوس، تتیس، تیتان و یاپتوس هر یک داستانی از تاریخ منظومه شمسی را برای دانشمندان روایت کرده‌اند.

حلقه‌های این قمر که آشکارترین سیستم حلقه‌ای در کل منظومه‌‌شمسی است؛ نمایی چشمگیر را به این قمر داده است. این حلقه‌ها را در فصل‌های مختلف زحل می‌توان به شکل‌های مختلفی دید، گاهی در جهت خط دید زمین قرار می‌گیرند و دیدار آنها دشوار می‌شود. این اتفاق هنگامی که گالیله 400 سال پیش برای اولین بار آن را با تلسکوپ نگاه کرد، رخ داد و به همین دلیل وی نتوانست این اقمار را تشخیص دهد. گاهی نیز این حلقه‌ها رو به زمین قرار می‌گیرند و دیدن آنها با کمک تلسکوپ‌های کوچک بسیار آسان می‌شود.

شکل‌گیری لایه‌های مختلف این حلقه‌ها که به واسطه اثرات گرانش اقمار مختلف به این شکل قرار گرفته‌اند، یکی از بازی‌های جالب گرانش در سیارات است. هر کدام از این حلقه‌ها از تعداد بسیار زیادی قطعات کوچک یخ و غبار تشکیل شده‌اند.

1610

گالیله با کمک تلسکوپ دست‌ساز خود برای نخستین بار به زحل نگریست. او متوجه 2 زایده در اطراف زحل شد اما به دلیل ضعف اپتیک و موقعیت سیاره نتوانست حلقه‌های آن را تشخیص دهد.

1655

کریستین هویگنس با تلسکوپی قوی‌تر از گالیله به زحل نگاه کرد و توانست حلقه‌های آن را تشخیص دهد و متوجه شود حلقه‌های زحل روی صفحه استوایی آن قرار دارد.

1675

در قرن 17 ژان دونیک کاسینی از رصدخانه پاریس به مطالعه زحل پرداخت. او در این سال متوجه شد حلقه‌های زحل دارای شکاف‌هایی در بین خود هستند.

1895

در سال 1888 جیمز کیلر از رصدخانه لیک کالیفرنیا به رصد زحل پرداخت و در شب اول توانست شکاف جدیدی را درحلقه‌های زحل پیدا کند که امروز به شکاف انکه معروف است.

1944

جرارد کوی پر در این سال توانست با استفاده از طیف سنجی، جو تیتان را کشف کند.

1979

پایونیر 11 از کنار زحل گذشت و توانست شکاف جدیدی درحلقه‌های زحل کشف کند.

1980 و 1981

ویجرهای یک و 2 در جریان تور بزرگ خود از کنار زحل و اقمار‌ آن گذشتند و اطلاعات ارزشمندی را به زمین ارسال کردند.

2004

مدارگرد آمریکایی کاسینی که کاوشگر اروپایی هویگنس را با خود حمل می‌کرد، وارد منظومه زحل شد. هویگنس در همان سال بر سطح تیتان فرود آمد و نخستین تصاویر را به زمین فرستاد.