پوريا ناظمی

ساعت های آفتابی

در نظرات مطلب قبلی یکی از دوستان درخواست مطلبی در خصوص ساعتهای آفتابی کرده بود. این مطلب را چند سال پیش برای جام جم نوشتم اما فکر کنم کلیتش هنوز قابل استفاده بشود اما در باره آرشیو مطالب خودم هم دنبالش هستم اما چون این آؤشیو را کامل در دسترس ندارم زنان بر خواهد بود.

 

ساعت های آفتابی 

 

اینک هزاران سال از اولین نگاه عاشقانه ای که به آسمان دوخته ایم می گذرد، در این سالها چیزهای بسیاری آموخته ایم که به یاری آن دیدمان را از کیهان بهتر کرده ایم. 
به کمک جادوی فناوری امروز می توانیم به واقعیت اجرامی پی ببریم که زمانی در مرزهای باورهای اساطیری مان زندگی می کردند و امروز به حوزه مشهودات آمده اند؛ اما در این روند رو به رشد و دوست داشتنی پیشرفت علم ، برخی کشورها سرمایه های عظیم خود را فراموش کردند و بهایی عظیم و هنگفت و صدالبته بی دلیل پرداخته اند.


برخی از این سرمایه ها دیگر هیچ گاه بازنمی گردند، اما برخی دیگر را شاید بتوان تا حدی دوباره به یادها آورد. امروزه بسیارند دانشمندان فراموش شده ایرانی که در دوران اوج و شکوه تمدنی کهن که امروز جزو راویان خسته داستان های کهن ، کسی از آنها یاد نمی آورد، چراغی در دست راه پیش روی دانش را روشنایی می بخشیدند و امروز از فراموشان ملتی اند که هرچه دارند جز این نامهای کهن و وارثان راه و نام آنها نیست.
زمانی نه چندان دور، باورهای علمی به بهانه های گوناگون راه به زندگی ما می گشودند، اما امروز به بهانه مدرن شدن آنها را از زندگی خود بیرون کرده ایم و دیگران آنها را به شهرهای خود خوانده اند؛ شاید میان همه این نمادهای علمی ، ساعتهای آفتابی داستانی غم انگیزتر از بقیه دارند.
انسان از زمانی که به یاد می آورد به طبیعت می نگریسته و چرخه تکرار شونده آن را پیش رو داشته است. بهار، تابستان ، پاییز و زمستان نشان از توالی منظمی بود که برای بشر نخستین ، معنی مهمتری از ما داشت.
آن دوران که بشرهنوز متمدن تر و کشاورز نشده بود این چرخه نشان از فصل مناسب شکار یا کوچی مرگبار می داد و در دوره ای بعد درک این توالی ها از نان شب هم واجب تر شد، چراکه نان مردم در دست دانستن درست فصل ها بود و کشاورزی بی دانستن زمان کشت و داشت و برداشت هیچ سودی برای مردمان به همراه نداشت. در تمام تمدنهای بزرگ اولیه ، تقویم به عنوان نیازی ضروری برای مردمان به وجود آمد و شاید بتوان تقویم را نخستین دانشی دانست که بشر سعی در توسعه آن داشت.

ساعت های نخستین
موضوع اصلی تقویم سنجش و نگهداری زمان بود و زمانی که این تقسیم بندی به بخشهای کوچکتر می رسید نیاز اصلی انسان به نگاه داشتن زمان های مربوط به یک روز نیز افزایش یافت.
حضور خورشید در آسمان و توالی روز و شب نخستین تقسیم بندی های شبانه روزی را به وجود آورد و این گونه بود که کم کم مساله نگاه داشتن حساب زمانهای یک روز بیشتر به چشم آمد و به این ترتیب نخستین ابزارهای سنجش زمان و حداقل مشخص کردن نقاط مهم ساعتهای شبانه روز بیشتر مطرح شد و نخستین ابزارهای سنجش زمان نیز شکل گرفت و گسترش پیدا کرد و به این ترتیب نخستین ساعتها به عرصه وجود گام گذاشتند.
در این میان ساعتهای آفتابی شکل گرفتند و یکی از باستانی ترین ابزارهای سنجش زمان را شکل دادند که تاکنون به حیات خود ادامه داده و نقشی تاریخی و مهم در تاریخ پیشرفت علم بازی کرده اند؛ چراکه با بهبود درک انسان از کره آسمان کارایی آنها نیز بهتر و دقیق تر شده اند.
براساس نوشته های هرودوت ، تاریخچه ساعتهای آفتابی به بیش از 5000سال پیش بازمی گردد. هرودوت منشا این ابزارهای سنجش زمان را به سومری ها و کلدانی ها نسبت می دهد؛ اقوامی پیشرویی که در منطقه بین النهرین می زیستند. این مردمان نخستین کسانی بودند که تقسیم بندی های دقیقی از زمان ارائه کردند. 
تقسیم بندی 24ساعته زمان که امروزه نیز آن را به کار می بریم یادگاری از این اقوام است. ابتدا نخستین ساعتهای آفتابی که شاید قدمت آنها به پیش از این اقوام هم برسد تنها شاخص هایی بودند که زمان عبور خورشید از نصف النهار ناظر (یا همان ظهر شرعی) و بلندترین نقطه آفتاب در آسمان را نشان می دادند، اما سومری ها این ابزار را گسترش دادند و اولین نمونه های ساعتهای آفتابی عمودی را ساختند.
در این ساعتها که ساده ترین نوع ساعتهای آفتابی است ، یک شاخص عمودی سایه ای را بر صفحه ای می اندازد که تقسیم بندی های آن ساعت روز را نشان می دهد. 
این دانش در سالهای بعد و با تغییر کانون های تمدنی گسترش بیشتری پیدا کرد. دهها نوشته نقش و تحول این ساعتها را در حوزه های تمدنی دیگر از چین تا مصر و ایران و یونان نشان می دهد.
بر مبنای مدارک موجود نخستین کسی که به محاسبات نظری ساعتهای آفتابی با دقت توجه کرد و باعث رواج آنها شد آنکسیماندر اهل ملطیه در قرن 6پیش از میلاد بود. در این دوران بود که ساعتهای آفتابی در نقاط مختلف امپراتوری یونان گسترش یافت.
در بیشتر میدان های شهر، ساعتهای آفتابی روی پایه های عمودی نصب می شدند تا مردم از زمان آگاه شوند و از آن گذشته در بسیاری از معابد و منازل این دوران می توان حضور ساعتهای آفتابی را جستجو کرد.

خارج از تمدن یونانی 
در سالهای حدود 340پیش از میلاد، ستاره شناسی کلدانی به نام بروسوس ، ساعتهای آفتابی کروی را طراحی کرد. در این ساعت آفتابی جذاب شاخص درون نیمکره ای قرار می گرفت که علاوه بر نشان دادن زمان بر حسب یک تقسیم بندی 12ساعته طول روز، بلندای سایه نیز فصلها را مشخص می کرد. به این ترتیب گامهایی برای پیچیده تر کردن طراحی ساعتهای آفتابی برداشته شد. این روند تحول به طور گسترده ای ادامه یافت.
در حدود 27پس از میلاد مهندس و معماری رومی به نام ویرتوویوس ، حدود 13نوع ساعت آفتابی متفاوت را طراحی و معرفی کرد و شاید یکی از جذاب ترین نمونه آنها ساعتهای آفتابی قابل حمل ونقل بود تا کاربران هر جایی که هستند بتوانند زمان را بسنجند.
این پیشرفت پس از ارائه نظریه زمین مرکزی بطلمیوس در کتاب تاثیر گذار او مجسطی ، باز ادامه یافت و نظریه پردازان بر مبنای این نظر، ساعتهای آفتابی را در گوشه و کنار جهان گسترش دادند.
در کنار فرهنگ یونانی این ابزار در گوشه و کنار جهان متمدن آن زمان نیز به کار گرفته می شد و طرحهای گوناگونی از آن گسترش می یافت و بویژه در پرستشگاه های جهان باستان به طور جدی مورد توجه قرار می گرفت.
ای.سی.کروپ ستاره باستان شناس برجسته ، از ساعت آفتابی کهنی سخن به میان می آورد که در محوطه معبد چغازنبیل در شوش نصب بوده است.
اگرچه این نظریه با نقدهای بسیاری مواجه شده ، اما به هرحال می توانند نشانه ای از گستردگی استفاده از ساعتهای آفتابی در خارج از مرزهای تمدن یونانی باشد.
با آغاز تمدن اسلامی - ایرانی ، طراحی این ساعتها با دقتهای بیشتری همراه شد. اینک علاوه بر تمام کاربردهای پیشین این ابزارهای می بایست نقشی بزرگتر به عهده گیرند و زمان اوقات شرعی را برای مسلمین به نمایش بگذارند. 
ریاضیات پیشرفته این دوران به کمک طراحان و اخترشناسان آمد تا ساعتهای آفتابی پیچیده نه تنها به عنوان ابزاری علمی و رصدی که به عنوان ابزار تعیین وقت مناسک مذهبی در گوشه و کنار مرزهای تمدن کهن اسلامی گسترش یابند.
این گسترش نه تنها پس از انقلاب خورشید مرکزی کوپرنیک متوقف نشد، بلکه شناخت دقیق تر آسمان ها و حرکات زمین باعث شد این ابزار به دقت بالاتری نیز دست یابد و نمونه های جدیدتری از آن ساخته شود.
در تمام این دوران ساعتهای آفتابی در کنار کارکرد اصلی خود از جهتی دیگر نیز مورد توجه قرار گرفتند و آن استفاده از مفاهیم زیبایی شناسی در طراحی آنها بود به طوری که کم کم ساعتهای آفتابی نمادی شدند از ترکیب علم ، هنر و فرهنگ با گذشت زمان و بروز و ظهور فناوری های نوین کم کم ساعتهای آفتابی کاربری علمی خود را از دست دادند و جایگاه خود را به ساعتهای مکانیکی ، دیجیتال و اتمی دادند.
در عصر دقت دیگر نمی شد کارها را با تکیه بر سایه پیش برد، اما مهم اینجاست که ساعتهای آفتابی هیچ گاه قدر و منزلت خود را از دست ندادند.اینک با وجود گذشت سالها ساعتهای آفتابی به عنوان نمادی از هویت تاریخی و علمی کشورهای گوناگون و از آن مهمتر به عنوان نمادی از تلاقی علم ، فرهنگ و هنر به یادگار مانده اند و هرروزه تعداد آنها افزوده می شود.
گاهی تنها همان ایده های اولیه به کار می رود و گاهی نوآوری های جذابی در آنها دیده می شود که نشانگر ریاضیاتی پیشرفته در پشت آن است.

با چند ساعت آفتابی
امروزه ، عصر ساعتهای آفتابی دیجیتال یا ساعتهای آفتابی که با شکست نور کار می کنند و صدها نوع دیگر آغاز شده است.
متاسفانه در کشور ما این داستانی فراموش شده است و در قلب تمدن کهن و باستانی ایرانیان و در مرکز تمدن عظیم اسلامی - ایرانی که زمانی مبتکر دهها و صدها گونه جدید ساعتهای آفتابی بوده است ، امروزه دیگر به زحمت می توان نشان از ساعتهای آفتابی گرفت.
این در حالی است که در کشوری مانند فرانسه در سالهای اخیر نه تنها تمامی ساعتهای آفتابی قدیمی شناسایی و در صورت نیاز بازسازی شده که هزاران مورد جدید ساخته شده اند.
بر طبق آمار موجود بیش از 30هزار ساعت آفتابی در گوشه و کنار فرانسه دیده می شود. ایتالیایی ها هر ساله با برگزاری جشنواره ساعتهای آفتابی صدها مورد جدید آنهارا در نقاط گوناگون نصب می کنند، اما در جایی که زمانی مهد رشد این ابزارها بوده است نه تنها این ساعتها دیگر ساخته نمی شوند که نمونه های موجود در مساجد، میدان ها و غیره نیز فراموش شده اند.
آیا شما می دانید در شهر شما چند ساعت آفتابی وجود دارد؟ آیا تا کنون فکر کرده اید به جای تزیین های نامانوسی که بر سر در ساختمان های جدید نصب می شود می توان ساعت آفتابی زیبایی که جدا از دقت علمی ، تابلویی هنری نیز باشد نصب کرد و آیا می دانید خود شما می توانید برای محل زندگی یا کار خود چنین ساعتهایی بسازید؟
امروزه ترویج ساخت ساعتهای آفتابی نه تنها یادآور میراث با ارزشی است که متاسفانه در آستانه فراموشی است که نقش آموزشی فوق العاده بالایی دارد.
به راستی چه اشکالی داشت که با نیمی از هزینه ساخت ساعت عقربه ای که در کنار اتوبان همت تهران نصب شده است و از آن به عنوان بزرگترین ساعت عقربه ای خاورمیانه یاد می شود، ساعت آفتابی زیبایی بنا می شد تا هم به جذابیت گردشگری شهر تهران می افزود، هم مردم کاربرد دانش در زندگی روزمره را از نزدیک حس می کردند، هم بر زیبایی شهر افزوده می شد و هم کودکان و نوجوانان علاقه بیشتری به مسائل علمی پیدا می کردند؟
توجه به چنین مباحثی در کنار پیشرفت های روز باید صورت گیرد و اولین گام در این میان آشنا کردن همه با ارزشهای این ابزارها، نقش تاریخی و فرهنگی آنها و شاید مهمتر از آن بازیابی منابع موجود اندک است که اگر فراموش شود شاید برای همیشه از حافظه تاریخی ما پاک شوند.جشنواره ساعتهای آفتابی که از امسال قرار است به همت انجمن نجوم ایران در روز انقلاب تابستانی (بلندترین روز سال یا 31خرداد) برگزار شود چنین هدفهایی را برای خود تعیین کرده است ؛ بازیابی و احیای ساعتهای آفتابی موجود در کشور در کنار ترویج فرهنگ ساخت و استفاده از ساعتهای آفتابی مهمترین اهداف این جشنواره است.
شاید در همسایگی شما، در مسجد قدیمی شهر یا در خانه ای قدیمی ساعت آفتابی فراموش شده ای باشد که باید دوباره کشف شود.
ایران با فرهنگ طولانی و سابقه تمدنی بالایی که دارد متاسفانه بی توجه به چنین منابع اعتبار بخش فرهنگی راه خود را به پشتوانه میراث گرانقدر و انبوه خود پیش می برد، اما به یاد داشته باشیم که همه مردم جهان به دنبال اعتبار هستند و اگر غفلت ما ادامه یابد تمام افتخارات گذشته فراموش خواهد شد.
ساعتهای آفتابی یک نمونه است ؛ اما نشانه ای مهم از اهمیت دادن به گذشته ای پرشکوه خواهد بود که در عین حال می تواند در عصر حاضر، هم زیبایی بخش منازل ما باشد و هم یادآوری فرهنگی.
شاید ساخت و نصب یک ساعت آفتابی یا بازیابی یک نمونه قدیمی آن کار دشواری نباشد و گام بزرگی به حساب نیاید، اما همین گامهای کوچک است که در کنار هم سرنوشت یک فرهنگ را رقم می زند.


اولین گام به سوی پرواز آرس

چهارشنبه شب گذشته ناسا گام دیگری به سوی پرواز آزمایشی پرتابگر آرس برداشت. پرتابی تاریخی که ناسا و مردم جهان مدت طولانی در انتظار آن به سر برده اند و قرار است آغاز راه سفر دوباره انسان به ماه باشد. این اتفاق با مونتاژ نخستین قطعه این پرتابگر در محل مونتاژ ماموریتهای آپولو آغاز شد.


مقامات رسمی اعلام کرده اند پرتاب آزمایشی این پرتابگر که به نام Ares 1-X شناخته می شود اطلاعات پروازی ارزشمندی را در اختیار مهندسان قرار خواهد داد تا آنها را در طراحی نهایی پرتابگرهایی که قرار است انسان را دوباره به ماه باز گردانند یاری دهد. اما زمان این پرتاب مهم هنوز به طور دقیق معلوم نیست. برخی از مقامات رسمی 30 آگوست (یکشنبه 30 تیر 88) را زمان این پرتاب اعلام کرده اند اما این زمان ممکن است تا پاییز امسال به تعویق بیفتد تا مهندسان بتوانند نقص های فنی احتمالی در این سیستم را بررسی و حل کنند.

تکنسین ها از چهارشنبه عصر کار ساخت این راکت را که ارتفاعش به حدود 100 متر خواهد رسید را آغاز کرده اند و به طور همزمان تحلیل گران مشغول بررسی وضعیت مقاومت راکت های اصلی این پرتابگر در خلال لرزش های شدیدی هستند که زمان عور این موشک بلند قامت از میانه جو زمین به آن وارد می شود.
این مرحله نخستین مرحله از مونتاژ این موشک غول پیکر است و مدیران ناسا امیدوارند طی 10 روز آینده 3 بخش بعدی را نیز به آن اضافه نمایند.


طرح صورت فلکی یا Constellation طرح مجموعه فضا پیماهایی  است که قرار است بعد از بازنشستگی شاتل های فضایی ماموریت سفرهای مداری و فرا مداری را بر عهده بگیرند. در این رویکرد ناسا به ایده دوران آپولو ها بازگشت کرده و به جای سیستم های رفت و برگشت مداری به سیستم های راکتی روی آورده است. این سیستم ها در دوره قبل تلاش برای فتح ماه موفقیت خود را به اثبات رسانده اند و از سوی دیگر بررسی عملکرد سایوزهای روسی در مقایسه با شاتل ها نشان می دهد که این نوع طراحی دارای امنیت بالاتری نسبت به شاتل های فضایی است.
این طرح شاید برای بسیاری از آینده نگران فضایی ناامید کننده بود. بسیاری از آنها آینده پرواز به ماه یا مدار زمین را به کمک ابزارهایی تصور می کردند که نمونه پیشرفته تر شاتل های فضایی باشند. اتوبوس های فضایی که همانند یک هواپیما هدایت شده و می توانند از زمین یا ماه به طور مستقیم پرواز کرده و به پرسه زنی در فضا بپردازند اما این ایده با داشته های فناوری امروز فاصله بسیاری دارد. سوخت مناسب، طراحی بدنه ، آسیب های ناشی از فرود های مکرر و بسیاری چالش های دیگر باعث شده است تا چنین طرحی فعلا در حوزه آینده نگری باقی بماند و دانشمندان به همان ایده قدیمی موشک های غول پیکر بازگردند.

منبع : www.spaceflightnow.com




 


     


شگفتی های هلیکس

هلیکس، نام آشنایی برای منجمان آماتور به شمار می رود اما این جرم سالهای طولانی است که توجه اخترشناسان حرفه ای را به خود جلب کرده است.

 

تصویری جدید که تلسکوپ ژاپنی سوبارو،‌در جزایر هاوایی ،‌از سحابی هلیکس،‌ تهیه کرده جزییاتی از دهها هزار هسته دنباله دار مانند غول پیکر را آشکار کرده است که آتش بازی بزرگی درمقیاس کیهانی را رقم زده است.

این تصویر جزییات تازه ای را از بخش داخلی سحابی سیاره نمای هلیکسآشکار می کند این سحابی در فاصله 710سال نوری از ما قرار دارد و هر یک از نقاط در خشانی که در تصویر جدید دیده می شوند ابعدی به اندازه سیاره کوتوله پلوتو دارند.

شکل گیری این ساختارهای دنباله دار مانند یکی از معماهای مربوط به این سحابی بوده است.

هلیکس نمایش دهنده مراحل پایان عمر ستاره ای کم جرم مانند خورشید ما به شمار می رود اگرچه نام سحابی سیاره نما برای آن پیش از آن به کاررفت که ماهیت واقعی انها مشخص شود. در ان هنگام این اجرام در تلسکوپهای کوچک همانند نقاط مه آلودی دیده می شدند و نمایی شبیه به سیارات را به نمایش می گذاشتند و به همین دلیل به نام سحابی های سیاره نما معروف شدند.

این درخش های نورانی که صحنه ای چون یک اتش بازی کیهانی را رقم زده است برخلاف اتش بازیهای معمولی، ناشیاز انفجارنیست. بلکه ناشی از فرآیند بیرون راندن مواد از ستاره در حال مرگ در طی بازه زمانی چند میلیون ساله است. اما اینکه چرا چنین ساختارهای نقطه ای شکل گرفته است معلوم نیست. برخی حدس زده اند ممکن است این ها باقی مانده سیاراتی باشند که زمانیبه دور این ستاره در حال چرخش بوده ند و یا موادی که پساز خروج از ستاره دچار تحول شده اند و این شکل ظاهری را به خود گرفته اند.

بررسی تصویر جدید گرفته شده نشان می دهد که ساختارهای دنباله دار مانندی که در پس این هسته ها شکل گرفته اند ناشی ازخروج مواد گازی از ساختارهای نقطه ای دیده شده در تصویر هستند.

هلیکس یکیاز مورد توجه ترین اجرام غیر ستاره ای برای منجمان آماتور است و نمایی چشمگیر را در پیش علاقمندان تازه کار آسمان می گستراند.

 

 

 


عملیات نجات در مریخ

 

مهندسان آزمایشگاه اکتشافات روباتیک ناسا (JPL) در تلاشند تا مریخ نورد روح (Spirit)  که در مریخ در تله افتاده است را آزاد کنند. این مریخ نورد در منطقه ای از مواد نرم خاک مریخ گیر افتاده است و امکان حرکت ندارد. 

مهندسان ناسا در تلاشند شرایط مشابهی را روی زمین فراهم آورند تا به آزمودن روش هایی بپردازند که ممکن است مریخ نورد روح را از گرفتاری نجات دهد. به همین منظور جعبه شن بزرگی در آزمایشگاه JPL آماده و درون آن از موادی پر شده است که از نظر اندازه، سختی و شرایط فیزیکی با موادی که در سطح مریخ روح را به دام انداخته اند مشابه است. مهندسان ناسا پس از آنکه شرایط فیزیکی محل ، نظیر شیب و زاویه قرار گیری خودرو مریخ نورد را با شرایط مریخ همانند کردند نمونه خودوروی مریخ نورد را که در آزمایشگاه در اختیار دارند در همان موقعیت قرار می دهند. این نمونه از هر نظر مشابه نمونه دو خودرو مریخ نوردی است که بر سطح مریخ حضور دارند. مهندسان پس از آن این تئوری های خود برای آزاد سازی روح را بر روی این نمونه آزمایش خواهند کرد و روشی را که به نتیجه برسد را تایید و دستور احرای آن عملیات را به مریخ نورد روح ارسال خواهند کرد. 

دانشمندان امیدوارند تا 2 هفته دیگر بتوانند روح را از دامی که در آن گرفتار شده نجات دهند تا آن را برای مراحل بعدی ماموریتش آماده سازند.

پیش از این در چند نوبت که مریخ نوردها با مشکل مشابهی مواجه شده بودند، مهندسان از همین روش برای نجات مریخ نوردهای افسانه ای ناسا استفاده کرده بودند.

مریخ نوردهای روح و فرصت که تنها برای ماموریتی 3 ماهه به مریخ اعزام شده بودند اینک توانسته اند رکوردی بی نظیر در اکتشافات روباتیک سیاره ای از خود به جای بگذارند و هنوز هم دانشمندان امیدوارند بتوانند آنها را مدت بیشتری در حالت عملیاتی نگاه دارند.

 


راه دشوار زنان به سوی فضا - گفتگو با مارگرت سدون

هفته گذشته سالگرد پرواز والنتینا ترشکوا ، نخستین زن به فضا بود. اگرچه شوروی‌ها ابتدای برنامه فضایی خود خیلی زود ترشکوا را به مدار زمین فرستادند ، اما این کار بیشتر برای تکمیل ویترین افتخارات آنها در کسب رتبه‌های اول در پروازهای فضایی سرنشین‌دار به شمار می‌رفت و بعد از آن زنان راه طولانی‌ای را برای وارد شدن به فضا طی کردند.

ناسا که در سال‌های بعد تبدیل به قطب فعالیت‌های فضایی سرنشین‌دار شد و توانست 40 سال پیش با فتح ماه گام بزرگی از نظر صنایع و فناوری فضایی بردارد، درباره حضور زنان در فضا بسیار سخت‌گیرتر بود. از زمانی که آلن شپرد به عنوان اولین فضانورد آمریکایی به مدار زمین رفت تا زمانی که سالی راید به عنوان اولین زن فضانورد آمریکایی از مرزهای زمین گذشت 22 سال فاصله بود.

زنان آمریکایی در این مدت تلاش‌های زیادی را به انجام رساندند تا ناسا و دولت را متقاعد کنند درهای برنامه‌های فضایی خود را به روی ایشان بگشاید. یکی از اولین زنانی که وارد برنامه فضایی ناسا شد، دکتر مارگارت رها سدون بود.

او در سال 1947 در ایالت تنسی به دنیا آمده بود و زمانی که نخستین ماهواره و انسان به فضا رفتند آنقدر بزرگ بود که اهمیت این رویداد را درک کند و از همان زمان رویای سفر به فضا را در سر داشت.

او در رشته پزشکی تحصیل کرد و در سال 1978 توانست وارد برنامه فضایی ناسا شود و در رده اولین گروه زنان پذیرفته شده در این برنامه در کنار سالی راید و 4 زن دیگر قرار گرفت. او 3 بار با شاتل‌های فضایی دیسکاوری و کلمبیا به فضا رفت و در مجموع بیش از 30 روز را در فضا سپری کرده است.

در گفتگویی که در پی می‌خوانید، دکتر سدون از چگونگی راه یافتن خود و زنان به برنامه پروازهای سرنشین‌دار ناسا و لحظات ماندگار سفر به فضا صحبت می‌کند.

ذکر این نکته ضروری است که این گفتگو با همکاری صمیمانه بروس مک اندلس، فضانورد برجسته ناسا امکان‌پذیر شد.

***

رویای اکتشافات فضایی یکی از کهن‌ترین و قدیمی‌ترین رویاهایی است که انسان در طول تاریخ آن را همراه خود داشته است. شما تجربه سفر به فضا را دارید و این چیزی است که نسل‌های متمادی می‌توانستند تنها رویای آن را در سر بپرورانند. مایلم به عنوان انسانی که چنین تجربه بی‌نظیری را از سر گذرانده‌اید به ما بگویید که نگاه شما به اکتشافات فضایی چیست؟

از نظر من معنی نهفته در دل اکتشافات فضا تلاش انسان برای توسعه دانش بشری به فراسوی مرزهایی است که اینجا روی زمین دسترسی به آن برای ما ممکن است. فکر می‌کنم همه اشکال اکتشافات فضایی در این قالب جای می‌گیرند؛ چه رصدهایی که از سیاره خودمان انجام می‌دهیم، چه کاوشگر‌های روباتیکی که به گوشه و کنار منظومه شمسی می‌فرستیم و چه سفرهای سرنشین‌دار فضایی. همه اینها بخش‌های به هم پیوسته‌ای از اکتشافاتی است که همیشه بخشی از طبیعت انسان را تشکیل می‌داده است. ما می‌کوشیم به مدد کنجکاوی ذاتی که داریم به درکی از نادانسته‌ها دست پیدا کنیم و برای رسیدن به این منظور تمام تلاش خود را انجام می‌دهیم تا با کمک روش‌های مهندسی و علمی‌ رو به رشدمان این خواسته‌ها را امکان‌پذیر کنیم. البته از جنبه شخصی و برای من جذاب‌ترین بخش سفر به فضا این بود که می‌دیدم چگونه انسان‌ها می‌توانند از لحاظ روانی و فیزیکی خود را با شرایط دشوار این سفرها تطبیق دهند تا بتوانند سفری امن‌تر و لذت‌‌بخش‌تر را در کنار یکدیگر تجربه کنند.

خیلی از مردم و بخصوص نوجوانان دوست دارند بدانند چطور کسی این شانس را پیدا می‌کند تا به فضا سفر کند. شما برای این‌که وارد برنامه فضایی شوید چه روندی را طی کردید؟

زمانی که من نوجوان بودم، تنها خلبانان مرد اجازه ورود به برنامه‌های فضایی را داشتند و شانسی برای زنان در این خصوص وجود نداشت، اما همان‌طور که برنامه‌های فضایی بسرعت پیشرفت می‌کرد و در عین حال درهای بیشتری در بازار کار به روی زنان باز می‌شد، این انتظار در من به وجود آمد که روزی خواهد رسید آنها نیازمند پزشکانی خواهند شد که خدمات پزشکی را در فضا ارائه دهند و ناچارند از زنان نیز بخواهند تا بخشی از تیم آنها در فضا را تشکیل دهند. این یکی از دلایلی بود که باعث شد تا من راه تحصیلات پزشکی را در پیش بگیرم و پزشک شوم. در کنار آن من دوره‌های پروازی را نیز پشت سر گذاشتم. زمانی که دوره آموزشی خود به عنوان جراح را پشت سر گذاشتم متوجه شدم ناسا به دنبال دانشمندانی برای همکاری در پروژه شاتل‌های فضایی است و برای نخستین بار از آغاز برنامه‌های فضایی خود آماده است تا زنان را نیز به برنامه آموزشی فضانوردان بپذیرد. یکی از فلاسفه روم باستان به نام سنکا زمانی گفته بود: «شانس در جایی بروز پیدا می‌کند که فرصت‌ها به ملاقات آمادگی‌های افراد بروند.» من هم آدم بسیار خوش شانسی بودم که اعتبار و مشخصات لازم برای ثبت‌نام در این برنامه را داشتم تا به عنوان اولین گروه منتخب فضانوردان برای برنامه شاتل‌های فضایی انتخاب شوم. در این گروه 6 زن نیز حضور داشتند و بدین ترتیب من وارد برنامه‌های فضایی شدم.

زمانی که کودک بودید، فضا برای شما چه معنایی داشت؟ آیا گمان می‌کردید روزی این فرصت را پیدا کنید تا به فراسوی مرزهای سیاره زمین سفر کنید؟

برای من اکتشافات فضایی هیجان‌انگیزترین مرزهای موجود در پیش روی نسل ما را ترسیم می‌کرد. مدت‌های طولانی بود که بشر با شیفتگی و هیجان به آسمان می‌نگریست و در نگاه خود اشتیاق و امید سرشاری برای کسب درک بهتری درباره آنها را دنبال می‌کرد. زمانی که اسپوتنیک، نخستین ساخته دست بشر به فضا رفت و زمانی که گاگارین و شپرد به عنوان نخستین انسان‌های سیاره ما به فضا سفر کردند، من به اندازه کافی بزرگ بودم که اهمیت این رویداد برای آینده بشریت را درک کنم. از وقتی کودک بودم می‌دانستم تا پیش از آن‌که من تحصیلات خود را تمام کنم پروازهای بسیاری به فضا صورت خواهد گرفت. پس به خودم گفتم اگر به اندازه کافی سخت کار و تلاش کنم در یکی از پروازهای فضایی آینده به فضا حتما جایی خواهم داشت.

شما یکی از نخستین زنان آمریکایی هستید که وارد برنامه‌های فضایی این کشور شدید، اما این راه آسانی برای زنان نبود که بتوانند در این برنامه‌ها حضور پیدا کنند. می‌خواهم بدانم زنان در ایالات متحده برای ورود به برنامه‌های فضایی و سفر به فضا با چه چالش‌هایی مواجه بوده‌اند.

من برای همیشه مدیون و سپاسگزار زنانی خواهم ماند که از ابتدا از ناسا و دولت می‌خواستند اجازه دهند زنان نیز به فضا سفر کنند. در آغاز برنامه‌های فضایی تنها خلبانانی که وظیفه آزمایش هواپیماها را به عهده داشتند و به آنان خلبانان آزمونگر گفته می‌شد اجازه ورود به برنامه‌های فضایی را داشتند و زنان نیز اجازه نداشتند خلبان آزمونگر شوند. وقتی در نیمه دهه 60 دانشمندان نیز به برنامه‌های فضایی راه یافتند، بار دیگر زنان شجاع دولت را مورد پرسش قرار دادند که چرا به زنان دانشمند اجازه ورود به این برنامه‌های فضایی داده نمی‌شود. از آن پس بود که زنان بیشتر آموزش‌های هوایی و علمی‌ را دنبال کردند. فشارها و تلاش‌های زنان باعث شد تا هرچه بیشتر فرصت کسب شغل‌های مختلف در صورت داشتن صلاحیت برابر با مردان را به دست آورند. سرانجام آنقدر این تلاش‌ها ادامه داشت که دیگر بهانه‌ای برای دولت و ناسا باقی نماند که برنامه فضایی را مختص مردان بداند و بتواند زنان را از آن دور کند و سرانجام در سال 1977 ناسا مجبور شد درهای خود را روی پذیرش زنان آزموده و توانا برای مشارکت در برنامه‌های فضایی باز کند.

شما در تجربه سفرهای فضایی خود در مجموع بیش از 30 روز را در فضا سپری کرده‌اید. به عنوان کسی که چنین تجربه یکتایی را از سر گذرانده، فکر می‌کنید مهم‌ترین دستاورد حضور در فضا برای ما چه بوده است؟

برای من بزرگ‌ترین دستاورد برنامه‌های فضایی این است که امروز انسان توانایی یافته که سفر خود به فضا را با امنیتی نسبی به انجام برساند. ما آموخته‌ایم که بدن انسان به گونه شگفت‌انگیزی دارای قابلیت سازگاری با محیط است و حتی می‌تواند تا حد زیادی خود را با بی‌وزنی که هیچ سابقه‌ای از آن در دوران تکامل انسان وجود نداشته است، تطبیق دهد. دانشمندان و مهندسان همکاری تنگاتنگی با یکدیگر دارند تا ابزارهایی بسازند که به انسان اجازه بدهند با تمام قدرت مشاهده‌گری خود به مقاصد دورتری از سیاره مادری خود سفر کند و به کشف چیزهایی بپردازند که هیچ‌گاه توسط ربات‌ها قابل فهم نیست. فناوری فضایی همچنین باعث شده است جهشی چشمگیر در توسعه فناوری به وقوع بپیوندد.

همچنین مساله سفر به فضا باعث شده است نخبه‌ترین مغزهای جهان با هیجانی بزرگ به حل مشکلات پیش رو بپردازند. بسیاری از این کشفیات ، امروزه به کمک زندگی ما در جهان آمده‌اند ؛ مسائلی مانند ماهواره‌ های هواشناسی و مخابراتی ، ابزارهای تصویربرداری و عکاسی ، کوچک‌سازی ابزارهای پزشکی ، ابزارهای مشاهداتی خودکار ، امکان بنای سازه‌ها با کمک ربات‌ها، ساخت و اختراع مواد پیشرفته و امثال آن. در یک کلام داشتن اهداف بزرگ است که مغزهای جوان ما را بر می‌انگیزد تا جهان را گامی‌ به جلو ببرند.

شما تجربه‌های مختلفی را در فضا از سر گذرانده‌اید؛ اما می‌خواهم از یکی از ممتازترین لحظات این سفرها بپرسم. وقتی برای نخستین بار از پنجره شاتل فضایی به بیرون نگاه کردید و سیاره زمین را معلق در فضا دیدید. در آن زمان چه احساسی را تجربه کردید؟

وقتی من در فضا بودم و به زمین می‌نگریستم چیزی که برایم به گونه چشمگیری قابل توجه می‌آمد این واقعیت بود که تمام سیاره ما در حقیقت چیزی جز یک کره کوچک در پهنه بیکران فضا نیست. از فضا هیچ مرز روشنی میان ملت‌ها و کشورها دیده نمی‌شود و همه چیز روی زمین در ارتباط با هم قرار دارند. به همین دلیل است که اگر همه ما مواظب سیاره مادری خود نباشیم هیچ یک از ما شانسی برای بقا نخواهیم داشت.

حتما در فضا لحظات ویژه‌ای را سپری کرده‌اید. آیا می‌توانید لحظه‌ای را به عنوان فراموش نشدنی‌ترین خاطره خود از فضا نقل کنید؟

خاطره انگیزترین رویداد برای من زمانی بود که از فضا با پسرم در کلاس درسش صحبت کردم. او از من خواسته بود تا برخورد متفاوتی نسبت به او نداشته باشم تا احساس خجالت نکند. هریک از دانش آموزان کلاس می‌توانست یک سوال بپرسد و او هم مثل بقیه سوال خود را پرسید. در انتها زمانی که مکالمه من با کلاس درس آنها داشت به پایان می‌رسید صدای ضعیفی را شنیدم. پسرم بود که می‌گفت مادر دوستت دارم و امیدوارم سفر امنی به خانه داشته باشی. یک مادر همیشه چنین لحظاتی را در ذهن خود حک می‌کند.

شما و همکارانتان باعث شده‌اید افراد زیادی در سراسر جهان تحت تاثیر قرار بگیرند و بویژه زنان و دختران زیادی کار سخت و پشتکار شما را تحسین می‌کنند. فکر می‌کنید چه چیزی می‌توانید درباره رویاهای ایشان به آنها بگویید؟

همه مردم و بویژه زنان باید رویاهای بزرگ و مهمی‌ در سر داشته باشند. هرچقدر بیشتر کار کنیم و بیشتر آماده باشیم فرصت و شانس بیشتری برای تحقق این رویاها در اختیار ما قرار خواهد گرفت. اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید دقیقا به آنچه می‌خواهید برسید شاید بتوان مسیر و راه دیگری پیدا کرد که از آن راه بتوان تغییری در جهان ایجاد کرد و آن را یک گام به جلو برد.

اجازه دهید در پایان بار دیگر به اکتشاف‌های فضایی بازگردم. این اکتشافات بسیار گران‌قیمت و خطرناک هستند. بسیاری از مردم هنوز می‌پرسند چرا با وجود این هزینه و خطرها بازهم باید به این اکتشافات بپردازیم. می‌خواهم پاسخ شما را به این پرسش بدانم و این‌که شما آینده حضور انسان و بویژه زنان را در فضا چگونه می‌بینید؟

در تمام طول تاریخ بشر، اکتشافات گران و خطرناک بوده است. همیشه پاداشی که در نهایت انسان گرفته از هزینه و خطرات آن بیشتر بوده است. گاهی ابتدا معلوم نیست پاداش آن ماجراجویی تا کجا‌ها می‌تواند گسترش یابد  مانند زمانی که کریستف کلمب سرزمین‌های جدید را کشف کرد  اما سرانجام اهداف بزرگ نمایان می‌شوند و بسیاری به این کشفیات می‌پیوندند.

تا قرن پیش زنان نقش اندکی در سفرهای اکتشافی داشتند، اما امروز همه مردم زمین از زن و مرد در کنار هم قرار گرفته‌اند تا به نقاط جدیدتر و افق‌های گسترده‌تری دست پیدا کنند و این موضوع در فضا هم دنبال خواهد شد.

ریاست فضانورد بازنشسته

 

در هفته‌های گذشته، ناسا یکی از ماموریت‌های مهم تاریخ فضایی خود را با موفقیت پشت‌سر گذاشت. 

شاتل فضایی آتلانتیس برای آخرین بار به ملاقات تلسکوپ فضایی هابل رفت تا با تعمیر این تلسکوپ فضایی، عمر آن را تا سال 2014 تمدید کند. این ماموریت دشوار ناسا که بسیاری آن را پس از عملیات فتح ماه در جریان ماموریت‌های آپولو، دشوارترین ماموریت فضایی سرنشین‌دار می‌دانند، آخرین ماموریتی بود که شاتل‌های فضایی طبق برنامه از پیش اعلام شده به مقصدی غیر از ایستگاه بین‌المللی فضایی انجام دادند و انتظار می‌رود تا سال 2010 میلادی شاتل‌ها پروازهای خود را تکمیل کنند و برای همیشه بازنشسته شوند. ناسا با پایان عصر شاتل‌ها در آغاز عصر جدیدی قرار می‌گیرد که تغییرات بنیادی را برای این سازمان به همراه خواهد آورد. در روزی که شاتل فضایی آتلانتیس قرار بود پس از انجام موفق ماموریت خود به زمین بازگردد؛ باراک اوباما، نامزد جدید ریاست ناسا را برای این دوره معرفی کرد تا در صورت تایید، چارلز بولدون (Charles Boldon) فضانورد رنگین پوست که در ماموریت قرار دادن هابل در فضا، خلبانی شاتل را به عهده داشت، سکان هدایت ناسا در یکی از مهم‌ترین دوران فعالیتش را به عهده بگیرد.

چارلز بولدون در حالی برای تصدی ناسا به سنای ایالات متحده معرفی شده که ناسا مقابل چالش‌های جدی و مهمی قرار گرفته است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌‌های پیش روی ناسا، مساله مهم پایان دوره فعالیت شاتل‌های فضایی است. شاتل‌ها، یکی از نقاط قوت برنامه‌های فضایی ایالات متحده نسبت به رقبای خود به شمار می‌روند. این ابزارهای حمل و نقل مداری که از نیمه دهه 70 میلادی، پروازهای آزمایشی آن آغاز شده بود؛ سال 1981 با پرواز شاتل فضایی کلمبیا به مدار زمین رسما فعالیت خود را آغاز کردند.

این ابزارهای رفت و آمد مداری در طول سال‌ها خدمت، نقش موثر و بی‌نظیری را در پیشرفت و پیشبرد صنایع فضایی ایفا کرده‌اند، نه‌تنها قرار دادن ماهواره‌ها و ابزارهای مهم علمی بشر در مدار زمین همانند تلسکوپ فضایی هابل در مدار زمین بدون کمک این ابزارها ممکن نبود که ایده ساخت و تکمیل ایستگاه بین‌المللی فضایی (ISS) نیز بدون حضور این ابزارهای پیشرفته عملا دور از ذهن می‌آمد، اما شاتل‌های فضایی، ابزارهای چندان ایمنی هم نبوده‌اند، نخستین حادثه مهم انفجار شاتل فضایی چلنجر بود، این شاتل فضایی تنها چند ثانیه پس از پرتاب مقابل چشم میلیون‌ها نفر منفجر شد، علت حادثه کاهش ضریب ارتجاعی یکی از واشرهایی بود که راکت‌های جنبی را به واحد احتراق متصل می‌کرد. پس از این حادثه یک سال برنامه‌های فضایی ناسا متوقف شد و دوباره شاتل‌ها به پرواز درآمدند اما حادثه بعدی برای همیشه سایه‌ای از نگرانی را بر سر پرواز‌های فضایی شاتل‌ها انداخت. شاتل فضایی کلمبیا در حالی‌که ماموریت 10 روزه خود را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، هنگام بازگشت به زمین و در حالی‌که تنها چند دقیقه تا فرود فاصله داشت، در میانه جو زمین منفجر و قطعات آن در طول 4 ایالت آمریکا پراکنده شد و هر 7 فضانورد آن در دم جان باختند.

علت این رویداد برخورد بخشی از پوشش تانک اصلی سوخت با زیر بال شاتل در هنگام پرتاب بود که باعث شد موقع بازگشت سپر حرارتی شاتل نتواند فشار حرارتی را تحمل کند.

این حادثه هم برنامه فضایی سرنشین‌دار آمریکا را بیش از یک‌سال به تاخیر انداخت و سرانجام پس از بحث‌ها و چالش‌های بسیار قرار شد شاتل‌ها تنها برای تکمیل ایستگاه فضایی به فضا پرتاب شوند و تنها یک ماموریت به مقصدی غیر از ایستگاه برای آنها برنامه‌ریزی شد که آن‌هم به منظور تعمیر ضروری تلسکوپ فضایی‌ هابل‌)HST( و پس از گفتگوهای طولانی در دستور کار قرار گرفت ماه گذشته با موفقیت انجام شد این تعمیر یکی از مهم‌ترین و مشکل‌ترین ماموریت‌‌های فضایی پس از فتح ماه بوده است.

اینک ناسا طبق برنامه قبلی باید تا پیش از پایان سال 2010 شاتل‌های فضایی را برای همیشه بازنشسته کند و این در حالی است که طرح معروف به صورت فلکی با محوریت پرتابگر اوریون هنوز تکمیل نشده است. باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده پیش از انتخاب به این سمت در بازدیدی از ناسا، این مساله را عنوان کرد که در صورت انتخاب ممکن است در برنامه بازنشستگی شاتل‌های فضایی تغییر ایجاد کند و این کار را حداقل تا تکمیل طرح نسل بعدی پرتابگرهای ناسا به تعویق بیندازد. اینک او انتخاب شده و رئیس جدید ناسا را برای کسب موافقت سنا، معرفی کرده است.

بولدون که در صورت انتخاب نخستین رئیس رنگین‌پوست ناسا خواهد شد، مهم‌ترین چالش خود را در تعیین ادامه ماموریت‌های شاتل‌های فضایی خواهد دید بولدون که خود در 4 ماموریت شاتل‌های فضایی نقش خلبان و فرمانده ماموریت را به عهده داشته است، اینک باید ناسا را از این بحران خارج کند.

اما این همه مشکلات بولدون نخواهد بود. ناسا انبوهی از پروژه‌های فضایی و اکتشافی را در دست انجام دارد. از نگاه به زمین و برنامه‌های دورسنجی و شیرینی آب و هوا و حوادث غیرمترقبه گرفته تا کاوشگرهای روباتیک که به گوشه و کنار منظومه شمسی اعزام می‌شوند یا رصدخانه‌های فضایی در کنار طرح پرهزینه ایستگاه بین‌المللی فضایی از سوی دیگر بازگشت به ماه و آغاز طرح سفر به مریخ نیز این که در جدول کاری ناسا قرار دارند و در کنار آن ندای همیشگی در داخل ناسا میان طرح‌های روباتیک و سرنشین‌دار در جریان است و بولدون باید این شرایط سرگیجه‌آور را کنترل کند و همه اینها در شرایطی رخ می‌دهد که ناسا ذاتا سازمان درآمدزایی نیست و اگر حد هزینه‌های آن بسیار بالا است اما سود آن درازمدت و بیشتر علمی است. حال که آمریکا بیش از هر جای دیگر با بحران اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند، بولدون باید بتواند جامعه را راضی کند که مالیات‌شان به هدر نمی‌رود و سرمایه‌گذاری در بخش‌های صنایع فضایی به سود آنهاست.

بولدون اگر بتواند رای سنا را بگیرد، روزهای سختی را در پیش خواهد داشت اما نظر مثبتی از سوی فضانوردان و فعالان این رشته با او همراه است.

در مطلبی که به دنبال این مقاله منتشر شده است، بروس مک‌اندلس فضانورد سابق که همراه با بولدون برای قرار دادن تلسکوپ فضایی هابل در مدار زمین به فضا سفر کرد، در یادداشتی اختصاصی  دیدگاه خود را درباره بولدون با خوانندگان این روزنامه به اشتراک می‌گذارد.

چارلز بولدون کیست؟
یادداشت اختصاصی بروس مک‌اندلس همکار سابق بولدون 


چارلز اف. بولدون، ژنرال ارشد بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده از سوی رئیس‌جمهور باراک اوباما برای تصدی مقام ریاست سازمان ملی هوا  فضای ایالات متحده آمریکا (ناسا)‌ پیشنهاد شده است. بولدون برای کسب این مقام نیازمند گرفتن تاییدیه سنای آمریکاست که بر مسوولیت هر یک از مقام‌های اصلی دولت مهر تایید می‌زند. البته پیش‌بینی می شود بولدون بتواند این تاییدیه را بدون هیچ مشکل خاصی دریافت کند. اگر سنا او را تایید کند بولدون به دوازدهمین رئیس سازمان فضایی آمریکا (ناسا)‌ تبدیل خواهد شد و دومین فضانوردی خواهد بود که به این مقام دست یافته است.

ناسا از تحول کمیته‌ای به نام کمیته مشورتی ملی برای امور هوا  فضا و در سال 1958 تاسیس شد. این اتفاق زمانی افتاد که روس‌ها با ارسال ماهواره اسپوتنیک یک به مدار زمین در رقابت‌های فضایی از آمریکایی‌ها پیش افتادند. ناسا علاوه بر آن که وظیفه یافت تا پرتاب‌های سرنشین‌دار فضایی را ساماندهی کند، وظیفه تحقیق و توسعه فناوری هوا ‌ فضا و علوم فضایی در جهت حمایت از توصیه‌های بنیاد ملی علوم را نیز به عهده دارد. چارلی بولدون آن گونه که من می‌شناسمش، اهل کلمبیا در ایالت کارولینای جنوبی است و در سال 1968 از آکادمی نیروی دریایی آمریکا فارغ‌التحصیل شد و در سال 1970 با درجه ستوان دومی خلبان به نیروی دریایی پیوست. او در جریان نبردهای جنوب شرق آسیا بیش از 100 پرواز رزمی انجام داد و در عین حال دارای مدرک کارشناسی ارشد در مدیریت سیستم‌ها از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و همچنین تحصیلات تخصصی پرواز از مدرسه آزمون خلبانی پاتوکسنت ریور در مریلند است. بولدون در ماه می سال 1980 از سوی ناسا به عنوان فضانورد انتخاب شد و به عنوان کمک‌خلبان در دو ماموریت شاتل‌های فضایی (STS61-C و STS-31 که ماموریت قرار دادن تلسکوپ‌ فضایی هابل در مدار زمین بود)‌ هدایت شاتل فضایی را به عهده داشت و پس از آن نیز در 2ماموریت STS-45 و STS-60 (که نخستین ماموریت مشترک روسیه و آمریکا در شاتل‌های فضایی بود)‌ فرماندهی ماموریت را به عهده داشته است.

افزون بر این، او چندین موقعیت شغلی بویژه در سمت‌های مربوط به بررسی امنیت ماموریت‌های فضایی را به عهده داشته است.

سال 1994 بولدون به خدمت در نیروی دریایی بازگشت و سرانجام سال 2003 با درجه ژنرالی از ارتش بازنشسته شد و از آن موقع تاکنون سمت‌های مدنی در امور مربوط به صنایع هوا  فضا را به عهده داشته است.

ژنرال بولدون نه‌تنها تجربیات دست اولی از پروازهای فضایی دارد که تجربه رهبری و مدیریت فعالیت‌های مربوط به ناسا را نیز در کارنامه خود به ثبت رسانده است و چنین زمینه‌ای او را کمک خواهد کرد تا در شرایطی که ناسا با چالش‌های زیادی روبه‌روست، بتواند آن را به خوبی رهبری کند. عمده‌ترین این چالش‌ها عبارتند از: مساله بازنشسته کردن شاتل‌های فضایی، ادامه فعالیت‌های ایستگاه بین‌المللی فضایی، توسعه سیستم‌ جدیدی برای امکان‌پذیر ساختن بازگشت به ماه، وضعیت استفاده از بودجه عمومی برای پروژه‌های ناسا در شرایط دشوار اقتصادی امروز، حمایت از پروژه‌های اکتشافی فضایی بدون سرنشین (نظیر تلسکوپ‌ فضایی جیمز وب)‌ و ماموریت‌های اکتشافی به مقصد دیگر سیارات منظومه شمسی که به نظر می‌رسد بولدون آمادگی کامل برای مواجهه با این شرایط را دارد.

منبع : جام جم انلاین

 


آخرین تصاویر کاگویا پیش از برخورد

فضا پیمای کاگویا همانطور که پیشتر خبرش منتشر شد ماموریت خود را با برخوردی از پیش برنامه ریزی شده با سطح ماه به پایان رساند. یکی از ابزارهایی که این فضا پیما با خود به همراه داشت دوربینی بود که امکان تهیه تصاویر با کسفیت از سطح ماه را ممکن می ساخت. این دوربین در آخرین لحظات برخورد کاگویا با سطح ماه تصاویر بی نظیری از سطح این قمر استثنایی منظومه شمسی به زمین ارسال کرده است. 

برای دین مجموعه ای از آخرین تصاویر کاگویا می توانید به صفحه ویژه این برخورد در پایگاه پاپیولار ساینس مراجعه کنید.

در ضمن پایگاه اصلی این ماموریت نیز در این  نشانی  قابل مراجعه است.