پوريا ناظمی

تردید در کپنهاگ

این یادداشتی بود که بر اساس اطلاعات دیروز نوشته بودم

از امروز بخش نهایی اجلاس آغاز شده است و سران فعالیت های خود را ادامه می دهند اما به گفته کانی هدگارد، رییس این کنفرانس اختلافات کشورهای فقیر و غنی مانع رسیدن به توافقی اساسی شده و امیدوها را کاهش داده است. متاسفانه از دیدگاههای هیات ایرانی در این اجلاس هنوز خبری در دست نیست.
جام جم: در حالی که تا پیش از آغاز کنفرانس تغییرات اقلیم که در شهر کپنهاگ در حال برگزاری است بسیاری از سیاستمداران ، کارشناسان و دوستداران محیط ‌زیست با امیدواری به آن نگاه می‌کردند و حتی نام آن را اجلاس امید نهاده بودند ، با گذشت هفته اول این اجلاس، آنچه هر روز کمتر می‌شود، امید رسیدن به نتیجه‌ای قابل قبول و در عین حال موثر برای آینده زمین است.

در حالی که از روز گذشته سران کشورها کم‌کم وارد سالن اصلی اجلاس می‌شوند، اما بحث‌ها و درگیری‌های کارشناسی در اتاق‌های مذاکره بشدت بالا گرفته و جبهه‌بندی‌های متعدد امکان دسترسی به توافقی نجات‌بخش را دشوار کرده است.

از یک سو، برخی کشورهای در حال توسعه حاضر به قبول تعهدات جدی نیستند و درخواست کمک‌های جدی از کشورهای توسعه‌یافته برای مشارکت در این فرآیند را دارند و از سوی دیگر برخی کشورهای در حال توسعه که بیشتر در خطر هستند، نظیر مالدیو یا کشورهای آفریقایی زیر خط صحرا درخواست سختگیری‌های بیشتر را در تعهدات بیانیه کپنهاگ دارند. 

کشورهای اروپایی اگرچه کمکی فوری به کشورهای در حال توسعه را تصویب کرده‌اند اما این نگرانی وجود دارد که این کمک‌ها به جای استفاده در فرآیندهای مبارزه با گازهای گلخانه‌ای، صرف پروژه‌های دیگر این کشورها شود. از سوی دیگر، ایالات متحده که با کمک به کشورهای فقیر موافقت کرده، تایید این پرداخت را به جلسه سال آینده کنگره موکول کرده است. یکی دیگر از بحث‌های چالش‌برانگیز در کپنهاگ، تمدید تعهدات پیمان کیوتوست.

بسیاری از کشورهای در معرض خطر اعلام می‌کنند با فرض رسیدن به توافق جمعی، فرآیند تصویب این پیمان در کشورهای مختلف چند سال طول خواهد کشید؛ در حالی که پس از سال 2012 که پیمان کیوتو به اتمام می‌رسد، تا آغاز پیمان جدید کشورها تعهدی برای محدود کردن فعالیت‌های خود ندارند. این اختلافات بویژه زمانی که مشکلات کشورهای پیشرفته که بتازگی بحران بزرگ اقتصادی را از سر گذرانده‌اند هم به آن اضافه شود، تصویری مبهم از توافق را ترسیم می‌کند.

روز گذشته بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل از حاضران خواست انگشت اتهام به سوی هم دراز نکنند و سعی در رسیدن به توافقی مفید داشته باشند. در همین حال گروه‌های مختلف برای اعمال فشار به تصمیم‌گیران وارد صحنه شده‌اند. روز گذشته شهرداران شهرهای بزرگ جهان (که شهردار تهران نیز در میان آنان حضور داشت) از نشست خواستند تا به تصمیمی تاریخی برسند. ال‌گور، برنده جایزه صلح نوبل و فعال زیست‌محیطی که از او به نام قهرمان محیط زیست یاد می‌کنند اعلام کرده است که همه تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا آمریکا تمام تعهدات مالی خود را در اسرع وقت به تصویب برساند و همه اینها در شرایطی است که سران کشورهای جهان برای امضای سند نهایی عازم کپنهاگ شده‌اند.

کپنهاگ، بزرگ‌ترین گردهمایی برای نجات سیاره زمین از خطر گرمایش زمین به حساب می‌آید. بی‌شک تصاویر و بحث‌های این نشست در خاطره‌ها حفظ خواهد شد و نسل آینده آن را به یاد خواهد آورد. تصمیم امروز ما نه‌تنها آینده را رقم خواهد زد که تصویر ما را نیز در تاریخ ترسیم خواهد کرد. آیا فرزندان ما، تصمیم‌گیران عصر ما را مردمانی مسوول به خاطر خواهند آورد که حاضر شدند از منافع کوچکی برای نجات آینده چشم بپوشند یا کسانی که آینده زمین را پای میز معامله قربانی کردند؟ شاید با پایان اجلاس کپنهاگ، این تصویر ترسیم شود!

 


زمین ‌در‌ انتظار ‌تصمیم ‌کپنهاگ

متن زیر متن ÷رونده ای است که ۵شنبه گذشته در جام جم در باره ک÷نهاگ منتشر شد البته در اینجا نمی توانستم ساختارگرافیکی آن را حفظ کنم

---


16 آذر پس از ماه‌ها بحث و جدل در سایه روشن امیدواری و ناامیدی، اجلاس کپنهاگ کار خود را در مرکز تجمعات بلا در این شهر آغاز کرد؛ بزرگ‌ترین اجلاسی که تاکنون برای چاره‌اندیشی درباره مساله محیط زیست برپا شده است. گروه زیادی از دانشمندان، متخصصان، فعالان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کنار هیات‌هایی از بیش از 190 کشور گردهم جمع شده‌اند تا تصمیم مشترکی در زمینه مهار گرمایش زمین بگیرند. در 3 روز آخر این نشست، سران بسیاری از این 190 کشور به کپنهاگ خواهند رفت تا تصمیم بگیرند و نتیجه آن باعث قضاوت آیندگان درباره ما خواهد شد. در روز اول این نشست 65 روزنامه بزرگ جهان سرمقاله واحدی را منتشر کردند و در آن از شرکت‌کنندگان این نشست خواستند تصمیمی بگیرند که ما را در برابر نسل آینده سرافکنده نکنند. این یک مبالغه نبود. تصمیمی که در کپنهاگ گرفته خواهد شد وظیفه کشورهای جهان در زمینه کنترل انتشار گازهای گلخانه‌ای از سال 2012 به بعد را مشخص خواهد کرد، یعنی وقتی که مدت اجرای پروتکل کیوتو به پایان خواهد رسید. در اجرای پروتکل کیوتو بسیاری از تولیدکنندگان اصلی گاز‌های گلخانه‌ای نظیر آمریکا غایب بودند و برخی دیگر به بهانه‌های مختلف، مصوبات آن را اجرا نکردند، اما این بار عزم جدی‌تری جزم شده است تا کمکی به حال آینده نوع بشر شود. چشم‌های زمین و بشر با امید و ناامیدی به کپنهاگ دوخته شده است. آیا این بار هم بشر زیاده‌طلب آینده حیات روی زمین را با منافع اقتصادی کوتاه‌مدتش معامله خواهد کرد؟ یا این‌که متواضع‌تر می‌پذیرد آینده بدون زمین، سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم، معنایی ندارد و هرچه در توان دارد برای کمک به آن انجام می‌دهد؟ این پرسشی است که تا 10 روز دیگر پاسخش مشخص خواهد شد.


گرمایش زمین چیست؟

پس از انقلاب صنعتی، بشر مدرن شروع به استفاده روزافزون از زغال‌سنگ، ‌نفت و مشتقات این سوخت‌های فسیلی کرد. سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. افزایش انتشار این گازهای گلخانه‌ای در جو زمین، باعث تشدید پدیده گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره زمین در سال‌های اخیر شد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده و سیل اتفاقات بعدی جاری می‌شود. این افزایش بظاهر ناچیز در دمای میانگین سیاره زمین که در حد چند درجه سانتی‌گراد ارزیابی شده است، باعث تغییرات جدی در الگوهای آب و هوایی حاکم بر زمین می‌شود. به عبارت دیگر، اقلیم آشنای سیاره ما دچار دگرگونی می‌شود که آن دگرگونی عظیم به تغییر اقلیم شناخته می‌شود. جاری شدن سیلاب‌ها،‌ افزایش بیابان‌زایی، ‌تغییر سطح دریاهای آزاد،‌ تغییر الگوی توفان‌ها و گردبادها،‌ ذوب شدن یخ‌های قطبی،‌ تغییر الگوی جریان‌های آبی،‌ ذوب شدن یخچال‌ها و نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری، بخش‌هایی از اثرات این تغییر اقلیم به شمار می‌رود. امروزه تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش زمین را در کنار افزایش جمعیت و بحران غذا، ‌3 چالش بنیادین پیش‌روی بشر معاصر ارزیابی می‌کنند.

اثر گلخانه‌ای چیست؟‌

یکی از وظایفی که اتمسفر زمین به عهده دارد، کنترل دمای میانگین سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز، کمتر موجود زنده‌ای می‌توانست دوام بیاورد؛ اما در جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای وجود دارد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز، امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسیدکربن است، در جو زمین باعث می‌شود شرایطی مانند یک گلخانه در زمین به وجود آید.

اگر در زمستان درون گلخانه‌ای رفته باشید می‌بینید علی رغم سرمای محیط، درون گلخانه بسیار گرم است. علتش پوشش نایلونی یا شیشه‌ای سقف گلخانه است که اجازه ورود نور و پرتوهای گرمایی به درون گلخانه را داده، اما مانع خروج بخش عمده‌ای از آنها می‌شوند. گازهای گلخانه‌ای در جو زمین هم چنین نقشی را به عهده دارند. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسند از جو زمین عبور می‌کنند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است؛ اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌ای، اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا خواهد ماند. به این ترتیب، حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد (‌که این روزها در حال افزایش است)‌، آن گاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش می‌یابد. این اثر است که به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و حتی حیات ما را روی زمین تغییر دهد.

عصر یخبندان در راه است؟

عصر یخبندان نام ناآشنایی برای مردم نیست. آنها شاید با شنیدن این نام به یاد مجموعه فیلم‌های انیمیشنی بیفتند که با این نام ساخته شده و روایت جذابی از شخصیت‌های خود را در دوره یخبندان بزرگ نشان می‌دهد؛ اما عصر یخبندان بارها روی زمین رخ داده است. بسیاری از دانشمندانی که روی اثرات گرمایش زمین مطالعه می‌کنند هشدار می‌دهند ادامه روند کنونی باعث ایجاد عصر یخبندانی جدید خواهد شد. اما چگونه گرم شدن سیاره ما می‌تواند دوره‌ای از سرما و یخبندان را به همراه بیاورد؟

اگر به نقشه جغرافیا نگاه کنید می‌بینید بسیاری از مناطق اروپا و نواحی اسکاندیناوی در همان عرض جغرافیایی قرار دارند. بخش‌هایی از آلاسکا و نواحی مرکزی سیبری در آن قرار گرفته است، اما هوای این مناطق بیشتر از آن‌که شبیه نواحی سردسیر آلاسکا باشد، شبیه نواحی مرکزی آمریکاست. علت هم به جریانی بازمی‌گردد که کنترل دما را در اقیانوس به عهده دارد. این جریان آبی، آب‌های گرم را با خود از نواحی استوایی به عرض‌های شمالی می‌آورد و در آنجا گرمای آب توسط نواحی یخی بزرگ مانند صفحه یخی گرینلند جذب شده و دوباره این جریان به سمت عرض‌های پایین‌تری ادامه مسیر می‌دهد. یکی از معروف‌ترین حلقه‌های این جریان که به نوعی موتور آن در این ناحیه به شمار می‌رود جریانی است که به جریان خلیج یا Gulf Stream مشهور است. این جریان به واسطه وجود صفحات یخی عظیم شمالی، نوعی جریان عظیم حرارتی اقیانوسی را شکل می‌دهد. جریان‌های آب گرم در لایه‌های سطحی به سمت عرض‌های شمالی حرکت می‌کنند و با از دست دادن گرما به اعماق اقیانوس می‌روند و رودخانه‌هایی در دل اقیانوس تشکیل می‌دهند که آب سرد را به عرض‌های پایین‌تر می‌برد و دوباره آنها را گرم می‌کند. همین جریان عظیم است که باعث ایجاد تابستان‌های مطبوع در اروپا و ساحل شرقی آمریکا می‌شود. به عبارت دیگر اگر این جریان کنترل‌کننده هوا (آبی که در این چرخه جابه‌جا می‌شود با خود جریانات هوایی را نیز جابجا می‌کند) به هر نوعی از کار بیفتد به جای وقوع تابستان‌هایی لذت‌بخش در این مناطق بخبندانی دائمی برقرار خواهد شد؛ چرا که ابزاری برای انتقال آب و هوای گرم به این عرض‌های جغرافیایی وجود نخواهد داشت.

حال با گرم شدن هوا و ذوب شدن یخ‌های قطبی و صفحات یخی شمالی عامل اصلی ایجاد چنین چرخه‌ای در معرض تهدید قرار گرفته است. بررسی دانشمندان نشان از آن دارد که پیش از این در زمانی که این چرخه با مشکل روبه‌رو شده، سیاره ما عصر بخبندانی را تجربه کرده است. اکنون به طور چشمگیری نه‌تنها یخ‌های شمالی در حال ذوب شدن هستند که برای اولین بار در صفحه یخی گرینلند که محرک جریان خلیج و کنترل‌کننده این جریان اقیانوسی است شکاف ایجاد شده است. این شکاف باعث نفوذ آب شور اقیانوس به درون این صفحه شده و نه‌تنها فرآیند انجماد مجدد آن را با مشکل مواجه می‌کند، بلکه با ایجاد منفذی برای ورود آب باعث رانده شدن قطعات صفحه یخی به اطراف می‌شود. بررسی‌ها از عمیق شدن این شکاف در سال‌های اخیر خبر می‌دهند و برای اولین بار اثرات شکاف صفحه گرینلند بخوبی قابل مشاهده است. چنانچه روند این تخریب ادامه پیدا کند، باید منتظر شروع عصر بخبندانی جدید بود؛ عصری که به گفته دانشمندان نخستین نشانه‌های خود را بروز داده است و اگر جلوی فرآیند تخریب این صفحه یخی و روند گرم شدن زمین گرفته نشود، از هم اکنون باید ورود خود به عصر بخبندان را اعلام کنیم.

واقعیتی تلخ یا توطئه‌ای جهانی؟

گرمایش زمین اگرچه موضوعی کاملا علمی به شمار می‌رود، اما همیشه با تردیدهایی نیز روبه‌رو بوده است تا حدی که برخی آن را توطئه‌ای از سوی کشورهای پیشرفته برای جلوگیری از رشد کشورهای در حال توسعه ارزیابی کرده‌اند. گروهی دیگر در کشورهای صنعتی آن را توطئه‌ای برای مانع تراشیدن ادامه رشد سریع کشورهای پیشرفته می‌دانند. چنین باورهایی به حدی عمیق بود که حتی 10 سال پیش نیز تصور این‌که سران بسیاری از کشورها را بتوان به دلیل این موضوع گردهم جمع کرد و توجه عمومی مردم را به تغییرات اقلیم جلب کرد و اجلاسی مانند کپنهاگ را بنا نهاد به افسانه می‌مانست.

بخشی از این عدم باور سیاستمداران و صاحبان صنایع به هزینه‌هایی بر می‌گردد که در صورت پذیرش این مساله ناچار به پرداخت آن هستند. آنها باید به دنبال سرمایه‌گذاری برای یافتن منابع جایگزین انرژی بروند. سیستم‌ها و محصولات خود را به گونه‌ای اصلاح کنند که تولید گازهای گلخانه‌ای آنها کاهش یابد و در نهایت کشورهای صنعتی باید با کاهش سرعت رشد خود به کشورهای در حال توسعه در بنا کردن اقتصاد خود بر پایه این روش‌های جدید کمک کنند و از سوی دیگر کشورهای در حال توسعه نیز باید زمان بیشتری برای طی مراحل توسعه یافتگی سپری کنند و هزینه بیشتری بپردازند. راحت‌ترین راه حل این مشکل پاک کردن صورت مساله و انکار آن یا نسبت دادن آن به توطئه و دسیسه و سیاست بازی است. اما از سوی دیگر برخی از کارشناسان نیز معتقدند موضوع تنها بزرگنمایی رسانه‌ای از پدیده‌ای کاملا طبیعی است آنها به نمودار تغییرات دمای میانگین زمین در طول اعصار نگاه می‌کنند. با استفاده از استخراج لایه‌های یخ از اعماق صفحات یخی می‌توان میزان جذب دی اکسید کربن در آنها و در نتیجه تغییر میزان دی اکسید کربن جو در طول تاریخ را بررسی کرد. آنها با ورق زدن کتاب تاریخ بدرستی نشان می‌دهند، طی 600 هزار سال گذشته حداقل در 5‌مورد زمین با افزایش دی‌اکسید کربن و متناسب با آن افزایش دمای میانگین مواجه شده است. این افراد معتقدند طبیعت خود قادر به کنترل این مساله است و آن را به حالت عادی باز می‌گرداند، اما همین نمودار نشان می‌دهد در هیچ یک از دوره‌‌های پیشین طی 650 هزار سال گذشته، میزان دی اکسید کربن در جو زمین از حدود دویست و هفتاد ppm (دویست و هفتاد ذره در میلیون ) بیشتر نبوده، اما این مقدار در اکتبر سال 2009 به عدد سیصد و هشتاد و چهار و سی و هشت صدم ppm رسیده است. در حالی که در سال 1960 این عدد تنها حدود ppm سیصد و پانزده بود. با این سرعت رشد و چنانچه این روند متوقف نشود، در 4 دهه آینده این عدد به حدود ششصد ppm خواهد رسید که فاجعه‌ای بزرگ را به ارمغان خواهد آورد. اگرچه پیش از این زمین به دلایل مختلف شاهد این افزایش دی‌اکسید کربن بوده است، اما در هیچ یک این دفعات عوامل مصنوعی در تولید آن دست نداشته‌اند و زمین می‌توانسته خود را به حالت اول بازگرداند اما این بار ورود دی اکسید کربن به واسطه فعالیت‌هایی است که خارج از کنترل طبیعت هستند. بشر به طور مصنوعی این حجم گازهای گلخانه‌ای را وارد جو می‌کند و اگر زمین هم بخواهد با آن مقابله کند تنها می‌تواند بخشی را جبران کند که به طور طبیعی و دوره‌ای به آن تحمیل شده است نه آن بخشی که بشر از زمان صنعتی شدن خود حریصانه به جو سیاره خود تزریق می‌کند.

جنب و جوش جهانی برای حفظ زمین

اینک بسیاری از مردم جهان با پدیده گرمایش زمین آشنا شده‌اند. ده‌ها سازمان غیرانتفاعی در کنار سازمان‌های بین‌المللی و ملی و گروه‌های دانش‌آموزی و دانشجویی برای کمک به حل این مشکل در کنار هم قرار گرفته‌اند. گویی صدایی از سراسر جهان برای درخواست از همه بلند شده است تا به کمک سیاره مادری بشتابند. برای این مهم هر کاری صورت گرفته است؛ تحقیقات جدی آکادمیک، جلسات سخنرانی عمومی، نوشتن کتاب‌های عامه‌فهم، ساخت انیمیشن، اهدای جوایز اسکار و نوبل صلح به فعالان این حوزه و سرانجام برگزاری کنسرت‌های عظیم تا هنرمندان مردم را با این پدیده آشنا کنند.

اما برای بعضی از کشورها کارهای تبلیغی که انجام می‌دهند ارزشی فراتر از یک وظیفه اخلاقی دارد. چند ماه پیش هیات دولت مالدیو جلسه کابینه خودرا با موضوع امضای طرح حفاظت از جزایر مرجانی در اعماق آب برگزار کرد. رئیس‌جمهور و وزیران با لباس‌های غواصی زیرآب رفتند تا توجه جهان را به مشکلی جلب کنند که کشور آنها را با خطری قریب‌الوقوع مواجه کرده است. مالدیو ارتفاع چندانی از سطح آب ندارد و با ادامه فرآیند گرمایش زمین تا حدود یک دهه دیگر شاید به طور کامل زیرآب برود. چندی پیش از آن رئیس‌جمهور این کشور در توری بین‌المللی به دیدار سران کشورها رفت و به آنها گفت اگر فکری برای گرمایش زمین نکنید، باید بزودی فکری برای فروش زمین به مالدیو بکنید تا بتوانیم مردم کشور را به آنجا منتقل کنیم. هفته پیش نیز هیات دولت نپال جلسه کابینه خود را در ارتفاعات هیمالیا برگزار کرد تا توجه جهان را به خطراتی که گرم شدن زمین برای یخچال‌های طبیعی ایجاد کرده است، جلب کند. این یخچال‌ها منبع اصلی تامین آب شرب بخش بزرگی از جمعیت جهان به شمار می‌رود که با از بین رفتن آنها مشکل آب شرب برای جمعیت رو به افزایش زمین بیشتر به چشم خواهد آمد و از سوی دیگر کمبود این منابع بنابر اعلام سازمان بهداشت جهانی با شیوع بیماری‌های جدید و گسترده همراه خواهد بود.

اینها تنها نمونه‌هایی از مشکلاتی است که گرمایش زمین را به تهدیدی علیه بشر تبدیل کرده و بار سنگینی را بر دوش شرکت‌کنندگان در اجلاس کپنهاگ می‌گذارد و از آنها می‌خواهد فارغ از اختلافات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود به آینده سیاره‌ای بیندیشند که خانه همه ماست.

پایانی برای سرزمین‌های یخی

اگر از فضا به زمین نگاه کنید سیاره زیبا و آبی رنگی را می‌بینید که با ابرهای پراکنده و کلاهک‌های قطبی‌اش منظره‌ای چشم نواز را در برابر چشمان شما به نمایش می‌گذارد. در 2 نیمکره شمالی و جنوبی زمین 2 کلاهک یخی باستانی، سرزمین افسانه‌های یخ‌های شمالگان و جنوبگان را تشکیل می‌دهند. جنوب این سرزمین خشک و سرد، میزبان پنگوئن‌های امپراتور و شمال، قلمرو خرس‌های شکوهمند قطبی است. این دو سرزمین یخ بسته، اما تنها دشت‌هایی افسرده و ناکارآمد نیستند، بلکه به نوعی این سرزمین‌های یخی هستند که تعادل ظریف و شکننده شرایط حیاتی روی زمین را کنترل می‌کنند. کوه‌های یخی شکوهمند و زیبای شمالگان و جنوبگان به نوعی خنک‌کننده‌های طبیعی زمین به شمار می‌روند. اینک با افزایش روند گرمایش جهانی زمین، روند تخریب این کلاهک‌های قطبی شتاب گرفته است. سال گذشته و در میانه زمستان نیمکره جنوبی بود که قطعه یخ بزرگی از یکی از دیواره‌های یخی جنوبگان جدا شد. اتفاقی که کمتر نمونه‌ای از آن در تاریخ و در این ابعاد ثبت شده است. همین روزها قطعه یخ عظیم دیگری که از صفحه یخی جنوبگان جدا شده در اقیانوس و اطراف زلاندنو سرگردان است. این روند در قطب شمال با شدت بیشتری در حال رخ دادن است. برخی پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که در دهه آینده برای اولین بار در تابستان کلاهک قطبی شمالی زمین ناپدید خواهد شد و در صورت ادامه روند موجود، این کلاهک به طور کامل در 50 سال آینده نابود خواهد شد. تنها خرس‌های قطبی نیستند که در صورت ادامه این روند امید به ادامه حضور خود بر این سیاره را ازدست خواهند داد، بلکه بیشتر از آنها انسان‌ها باید نگران باشند. 2 خطر اصلی از ناحیه ذوب شدن یخ‌های قطبی زمین را تهدید می‌کند. نخست با افزایش یخ‌های قطبی، سطح آب آزاد دریاها افزایش می‌یابد. ادامه روند کنونی و افزایش دما باعث خواهد شد بسیاری از نقاط ساحلی کشورها زیر آب فرو روند. ژاپن، استرالیا، سواحل آمریکا و کانادا، جزایر آسیای جنوب شرقی و شرق چین بیشترین صدمه را از این بابت خواهند دید. با افزایش چند متری سطح آب‌های آزاد در عمل بخش بزرگی از شهرهای ساحلی غیرقابل زیست خواهند شد. فاجعه زمانی خود را نشان می‌دهد که به یادآوریم بیش از نیمی از جمعیت شهرنشین جهان در مناطق ساحلی سکونت دارند. این افزایش سطح آب و در نتیجه آن، از میان رفتن شهرهای محل سکونت بشر، باعث خواهد شد بازماندگان و کسانی که در این شهرها زندگی می‌کنند به جستجوی مکان جدیدی برای زندگی برآیند و امواج عظیمی از مهاجرت شکل بگیرد. ضمن آن‌که وارد شدن آب حاصل از ذوب شدن یخ‌‌های قطبی، باعث تغییر چگالی و دمای میانگین آب‌ها می‌شود که خود عامل بروز برخی سوانح طبیعی عظیم است.

اما آب شدن یخ‌های قطبی مشکلات دیگری را نیز با خود به همراه دارد. یخ‌های قطبی همانند آینه عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، ضریب انعکاس یخ بسیار بالاست. اگر پرتو نوری را به طور مداوم به یک ظرف آب که روی آن را یک قطعه یخ گرفته و یک ظرف آب بدون یخ بتابانید، طی زمان ظرف اول شما دمای خود را حفظ خواهد کرد، اما ظرف دوم که حاوی آب بدون یخ است با جذب پرتوهای گرمایی شروع به گرم شدن می‌کند. این همان وضعیتی است که زمین با آن مواجه است. پرتو‌های خورشیدی که به زمین می‌رسند بخشی توسط آب اقیانوس‌ها و زمین جذب یا بازتابانده می‌شوند، اما بخشی از آنها که به لایه‌های یخی برخورد می‌کند مستقیم و بدون آن‌که جذب شوند بازتابانده ‌شده و از جو خارج می‌شوند. با آب شدن این یخ‌ها، سطح بازتاب‌دهنده زمین کاهش پیدا می‌کند و تشعشعاتی که پیش از این به خارج جو فرستاده می‌شدند جذب آب شده و باعث افزایش دمای آن می‌شوند. به عبارت دیگر کاهش این یخ‌ها باعث سرعت گرفتن فرآیند گرمایش زمین می‌شود، گویی بار دیگر دومینو‌های طبیعت خود را این‌گونه نشان می‌دهند. کافی است ماشه اولین اتفاق چکانده شوند تا مجموعه‌ای از رویدادهای تشدید کننده آغاز شود.

انقراض‌های بزرگ در راه است

تغییرات اقلیمی چه تاثیری بر جانوران و گیاهان می‌تواند داشته باشد؟ ‌خب فرض کنیم دما چند درجه‌ای هم گرم‌تر شد. چه خطری می‌تواند موجودات زنده را تهدید کند؟ واقعیت این است که چنین رویدادی به شکل غیر قابل انکاری بر حیات جانوران مختلف تاثیر خواهد گذاشت. آشناترین چهره‌هایی که در معرض نابودی دائمی قرار گرفته‌اند خرس‌های دوست داشتنی قطبی هستند. این موجودات زیبا و با شکوه که حاکمان سرزمین‌های سپید پوش و افسانه‌ای شمالی به شمار می‌روند، از هم اکنون تاوان گرم شدن زمین را با از دست دادن جان خود می‌پردازند. برای اولین‌بار در این دهه بود که قایق‌های ماهیگیری جنازه خرس‌های قطبی را پیدا کردند که در آب‌های اقیانوس شمالی غرق شده بودند. ماهرترین شناگران به دلیل خستگی از پای در می‌آیند و علت هم چیزی جز گرم شدن زمین نیست. خرس‌های قطبی زندگی خود را بر یخ‌های شناور می‌گذرانند. آنها باید برای یافتن غذا دست به سفرهای طولانی در آبهای اقیانوسی بزنند. در شرایط عادی وقتی آنها سفرهای دریایی خود را آغاز می‌کردند، تعداد بسیار زیادی قطعه یخ شناور در آب‌های اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و خرس‌ها می‌توانستند از آنها برای استراحت استفاده کنند. اکنون با گرم شدن دمای میانگین سیاره زمین، لایه‌های یخی کلاهک شمالی زمین با سرعت بسیار زیادی در حال آب شدن هستند. برای اولین بار درچند سال اخیر، در تابستان یخ‌های پیوسته در کلاهک قطبی شمال کمرنگ شد و پیش‌بینی می‌شود با ادامه روند فعلی تاسال 2050 نشانه‌هایی از این کلاهک‌ها باقی نماند. این نابودی کلاهک قطبی با ناپدید شدن یخ‌های شناور قطبی همراه بوده است و به این ترتیب خرس‌های قطبی بینوا به دنبال غذا، شنای بی‌بازگشت خود را آغاز می‌کنند. این موجودات شکوهمند و سپیدپوش، اما تنها قربانیان گرمایش زمین نیستند.

بر اثر این رویداد، بسیاری از موجودات کوچک‌تر و ناآشناتر در خطر نابودی قرار گرفته‌اند. گونه‌هایی مانند مرجان‌ها یکی از نمونه‌های بارز گونه‌های کوچکی هستند که بر اثر پدیده گرمایش زمین در معرض خطر قرار گرفته‌اند. این نوع از موجودات نسبت به شرایط زیست خود بسیار حساس هستند و اندکی تغییر در دمای محیط باعث خواهد شد این موجودات امکان ادامه حیات خود را از دست بدهند و با نابودی مواجه شوند، اما این بلایی نیست که تنها بر سر جزایر مرجانی بیاید، بلکه بسیاری دیگر از گونه‌های حیاتی ساده در جهان با همین مشکل دست به گریبان هستند. اما آیا لازم است نگران از میان رفتن چند گونه جانور ساده و ابتدایی باشیم؟ حقیقت این است که بیش از گونه‌های بزرگ باید نگران چنین جانوران و گونه‌های کوچک و ناشناسی باشیم که بسیار آسیب‌پذیر هستند. دلیل اصلی این نگرانی به موقعیت چنین گونه‌هایی در زنجیره غذایی باز می‌گردد. اگر این زنجیره را در نظر بگیرید، می‌بینید ابتدای آن، همین موجودات قرار دارند که منبع غذایی بسیاری از جانوران رده 2 قرار می‌گیرند. این حلقه کوچک‌تر، خوراک رده‌های بالایی و در نهایت خوراک موجودات بزرگ و انتهای حلقه را تامین می‌کنند. انسان و خوراک‌های اولیه انسان در انتهای چنین زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند و اگر به هر دلیلی چنین زنجیره‌ای گسسته شود، فرآیند انقراض همانند مهره‌های دومینو آغاز خواهد شد و تعداد بسیاری از گونه‌های دست بالایی را نیز با خود نابود خواهد کرد. تغییرات آب و هوایی به همین دلیل عامل نگرانی جدی برای انسان باید به شمار رود اگرچه همه نگرانی‌ها فقط بابت از دست دادن امکانات غذایی نیست.


عصر هاریکن‌ها

نام‌هایی مانند کارتینا، ایوان، آنا و حتی گونو شاید به نظر نام‌های اشخاصی از ملیت‌های مختلف بیاید، اما این نام‌ها در سال‌های اخیر برای کسانی که اخبار تغییرات اقلیم را دنبال می‌کنند حکم زنگ خطری جدی در رابطه با واکنش طبیعت به گرم شدن زمین را دارند.

هنوز هم نام کاترینا مترادف یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌های طبیعی دوره معاصر در ایالات متحده شناخته می‌شود و از آن در کنار حوادث 11 سپتامبر به بزرگ‌ترین چالش‌های معاصر آمریکا یاد می‌شود. توفان گردابی عظیمی که منطقه نیواورلئان را در نوردید و هزاران نفر را کشت یا بی خانمان کرد و بحرانی ملی برای این کشور به وجود آورد. همه ساله توفان‌های حلقوی یا هاریکن‌ها در فصل مشخص خود از روی نواحی حاره‌ای شکل می‌گیرند و با دریافت انرژی از آب‌های اقیانوسی قدرت خود را افزایش می‌دهند و در رده‌بندی توفان‌ها افزایش قدرت پیدا می‌کنند و در نهایت با ورود به سرزمین‌های خشک انرژی خود را از دست داده، نابود می‌شوند. سازمان جهانی رصد هاریکن‌ها برای شناسایی آنها جدولی از نام‌ها را پیشنهاد ‌کرده است که هر ساله به ترتیب وقوع این نام‌ها روی توفان‌ها گذاشته می‌شود، اما در سال‌های اخیر دانشمندان متوجه شده‌اند 2 تغییر عمده در رفتار این هاریکن‌ها به چشم می‌خورد، نخست آن‌که این هاریکن‌ها قدرت بیشتری از خود به نمایش می‌گذارند و از سوی دیگر منطقه وقوع آنها نسبت به گذشته عریض‌تر شده است. به عبارت دیگر نه تنها تعداد دفعات بروز هاریکن‌های قدرتمند نسبت به گذشته بیشتر شده است که آنها در عرض‌های شمالی‌تر نیز دیده می‌شوند. در نمونه‌ای که چند سال پیش رخ داد، ساکنان جنوب ایران و نواحی جنوبی خلیج فارس برای اولین بار در طول تاریخ ثبت این پدیده‌ها، شاهد بروز یک هاریکن بودند که به نام توفان گونو مشهور شد و ساکنان جنوب ایران وقوع آن را خوب به خاطر دارند. متخصصان اقلیم با بررسی این رفتار هاریکن‌ها امکان ارتباط آن با گرمایش زمین را ممکن می‌دانند. بر اساس نظر این افراد تغییر دمای آب‌های اقیانوس هرچند به میزان اندک نه تنها قدرت این توفان‌ها را بیشتر کرده است، که بازه تشکیل آنها را افزایش داده و با ادامه روند گرمایش زمین و آب شدن یخ‌های قطبی باید منتظر تعداد بیشتری از هاریکن‌های قدرتمند در عرض‌های وسیع‌تری از سیاره خود باشیم. توفان‌هایی که می‌توانند برای بسیاری از کشورها و مردمی که در نواحی خطر زندگی می‌کنند، مصیبت بار باشند. هاریکن‌ها جلوه دیگری از پاسخی هستند که طبیعت سیاره ما به تخریب وسیعی می‌دهد که بشر در آن ایجاد کرده است.


مبارزه فردی با گرمایش زمین

آیا ما شهروندان ساکن سیاره زمین می‌توانیم کاری برای مقابله با گرمایش زمین انجام دهیم؟‌ آیا چون بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای تحت تاثیر سیاست‌ دولت‌ها هستند، ‌دست شهروندان عادی برای مبارزه با این پدیده بسته است؟‌ آیا اقدامات فردی هر یک از ما در مقابل انبوه تولید گازهای گلخانه‌ای توسط صنایع بزرگ اساسا فایده‌ای دارد؟ ‌واقعیت این است که اگرچه صنایع بزرگ نقش بسیار جدی در تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین دارند و کارهای کوچک ما نقش کوچکی در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای دارد، اما اگر این اقدامات از سوی تعداد بسیار زیادی از شهروندان رعایت شود، حاصل جمع آن کاهش عدد قابل توجهی از تولید گازهای گلخانه‌ای خواهد بود. راه‌های زیر روش‌هایی است که هریک باعث می‌شود به طریقی در استفاده از منابعی که با تولید گازهای گلخانه‌های در ارتباط هستند صرفه‌جویی شود و شما هم می‌توانید در خانه و زندگی خود، آنها را به کار ببرید. شاید انجام همین قدم‌های کوچک، جان توله خرس‌های قطبی را نجات دهد.

1- حتی‌الامکان از وسایل نقلیه عمومی و در صورت امکان از دوچرخه ‌به جای وسایل شخصی موتوری استفاده کنید.

2- دمای ترموستات را در زمستان 2 درجه کاهش و در تابستان 2 درجه افزایش دهید.

3- فیلترهای مشعل و تهویه هوای خود را به صورت مرتب تمیز و جایگزین کنید.

4- دستگاه‌های الکتریکی مانند تلویزیون و رایانه را در حالت Standby قرار ندهید.

5- یخچال و فریزر را در مکان‌های سرد و دور از وسایل گرمایشی مانند اجاق قرار دهید.

6- برفک‌ یخچال‌ها و فریزرهای قدیمی را مرتب پاک کنید.

7- زباله‌های زیستی (Organic) را بازیافت کنید.

8- از کیسه‌های پلاستیکی استفاده مجدد کنید. پیشنهاد بهتر این است که هنگام خرید با خودتان یک زنبیل پارچه‌ای حمل کنید.‌ برخی از نمونه‌های آن به شکل تاشو طراحی شده و می‌توانید در جیب یا کیفتان بگذارید.‌ یادتان باشد شما تنها چند دقیقه از آن کیسه استفاده می‌کنید، اما برای بازگشت آن به طبیعت سال‌های طولانی زمان نیاز است.

9- زباله‌های خود را کاهش دهید.

10- به جای غذاهای یخزده، ‌غذاهای تازه خریداری کنید.

11- جنگل‌های سرتاسر جهان را در مقابل هرگونه آسیب محافظت کنید. می‌دانید که جنگل‌های هیرکانی مازندران و گیلان در رده باستانی‌ترین جنگل‌های جهان هستند که از پیش از عصر یخبندان باقی مانده‌اند و هر سانتی‌مترمربع آن یک موزه واقعی است؟

12- از اتلاف حرارتی خانه‌هایتان برای مدت زمان طولانی جلوگیری و شیشه‌های یک جداره قدیمی را با شیشه‌های دوجداره جایگزین کنید.

13- با دوستان و بستگان خود از خطرات تغییرات اقلیمی صحبت نمایید و این پیشنهادها را به آنها نیز ارائه کنید.

آیا گرمایش زمین برای ایران مهم است؟

شاید بسیاری سوال کنند در میان همه مشکلاتی که جامعه در حال توسعه‌ای مانند ایران با آن مواجه است، آیا باید نگران گرمایش زمین بود؟ مگر ما چقدر در این پدیده نقش داشته‌ایم و مگر ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ پیش از این‌که به نقش ایران اشاره شود، شاید بد نباشد به یاد بیاوریم که ایرانیان میراث‌دار میراثی هستند که در آن طبیعت ارج نهاده می‌شود و وارثان این فرهنگ باید خود را متعهد به احترام به طبیعت بدانند. اینک این طبیعت در خطر افتاده و حتی اگر ما نقشی هم در این میان نداشتیم به واسطه تعهدات فرهنگی خود باید در هر سطحی که می‌توانستیم برای حل آن اقدام می‌کردیم، بازهم با فرض بی‌تقصیر بودن ما در این رویداد نباید فراموش کرد که متاسفانه یا خوشبختانه مرزهای سیاسی و فرهنگی برای زمین و سیاره ما قابل تشخیص نیست. اگر سیاره ما آسیب ببیند برایش فرقی نمی‌کند که چه کسی آسیب وارد کرده یا در کجا این آسیب واقع شده است. همه سرزمین‌ها و دریاهای زمین در برابر این آسیب واکنش نشان خواهند داد و همه ما در مثل شبیه مسافران آن کشتی چوبی هستیم که اگر مسافری محل نشستن خود را سوراخ کند، همه غرق خواهند شد. وقتی توفانی مانند گونو وزیدن بگیرد، برایش دبی و بوشهر فرقی نمی‌کند. وقتی سطح آب دریاها افزایش پیدا کند، برایش سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس فرقی نمی‌کند و وقتی دمای زمین افزایش پیدا کرد و بیماری‌های متنوع ناشی از آن شایع شد، همه دچار آن خواهند شد. کما این‌که اگرچه ایدز از آفریقا و آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخواستند، اما اینک در کشور ما نیز قربانی می‌گیرند. اما فراتر از این بحث‌های اخلاقی واقعیت مهم دیگری وجود دارد که بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد، ایران نقش قابل توجهی در این پدیده دارد. طی سال‌های اخیر رتبه ایران در تولید گازهای گلخانه‌های به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است؛ به طوری که هم‌اکنون ایران از نظر تولید گازهای گلخانه‌ای در رده دهم جهان قرار دارد و اولین کشور غیرصنعتی تولیدکننده این گازها در جهان به شمار می‌رود. کشورهایی مانند فرانسه، استرالیا و برزیل در این فهرست پس از ایران قرار گرفته‌اند. علاوه بر نقش ما در تولید گازهای گلخانه‌ای باید یادآور شد که اثرات این پدیده در ایران هم قابل ملاحظه است و یخچال‌های زمستانی کوهستان‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود و الگوی آب و هوایی ما در حال تغییر مشهودی است. به همین دلیل هم حضور فعال ایران در برنامه‌هایی مانند اجلاس کپنهاگ و از سوی دیگر ایفای نقش شهروندان برای کمک به حفظ سیاره خودشان، می‌تواند در کنار هم، عذر خواهی کوچکی به سهم خودمان باشد ازطبیعتی کهدر قبال آن ظلمیروا داشته‌ایم.

 

جدول زمانی  رویدادهای مهم تاریخ گرمایش:

1895 - 1894

دانشمند سوئدی، سوانت آرینوس در تلاش برای توضیح وقوع عصر یخبندان به ارتباط میزان سطح دی‌اکسیدکربن در جو زمین و این پدیده اشاره کرد.

1957

راجر روله، اقیانوس‌شناس آمریکایی که بعدها از او به نام پدر اثر گلخانه‌ای یاد کردند بر اساس تحقیقاتش نتیجه گرفت ما در حال تجربه‌ای در ابعاد جهانی هستیم که به دلیل افزایش دی‌اکسیدکربن در جو به زمین تحمیل شده است. دوره تدریس او در دانشگاه هاروارد، باعث تحت تاثیر قرارگرفتن بسیاری از دانشجویانش از جمله ال گور شد.

1970

اولین حرکت جهانی برای جلب توجه درباره اثرات تغییر اقلیم با برگزاری اولین روز زمین صورت گرفت. 20 میلیون نفر در آمریکا این را مراسم برگزار کردند و خیابان پنجم نیویورک بسته شد.

1988

دانشمندان شرکت‌کننده در اجلاس تغییرات اقلیم تورنتو برای اولین بار به طور رسمی اعلام کردند گرمایش زمین بر اثر انباشت گازهای گلخانه‌ای آغاز شده است و خواستار کاهش 20 درصدی انتشار دی‌اکسیدکربن تا 2005 شدند. دهه 80 میلادی رکورد گرم‌ترین دهه تاریخ تا آن زمان را به خود اختصاص داد.

1990

700 دانشمند و اقلیم‌شناس در هیات بین‌الدولی تغییرات اقلیم (IPCC) ‌به اجماع رسیدند که سیاره زمین با گرمایش غیرمنتظره‌ای روبه‌روست و برای حل آن نیاز به اقدام جدی و فوری برای کاهش گازهای گلخانه‌ای وجود دارد.

2001

گزارش 2600 صفحه‌ای ‌IPCC اعلام کرد که زمین با سرعتی بیش از هر زمان دیگری در طول هزار سال اخیر در حال گرم شدن است و میزان انباشت دی‌اکسیدکربن در جو زمین در طول 20 میلیون سال پیش تا کنون هیچ‌گاه به اندازه امروز نبوده است.

2005

مجلس ایران عضویت کشور در پیمان کیوتو را تصویب کرد. در همین سال پروتکل کیوتو از 16 فوریه عملیاتی شد .

2007

‌بزرگ‌ترین کنسرت موسیقی تاریخ با نام زمین، به طور زنده همزمان در شهرهای سیدنی، ‌ژوهانسبورگ،‌ نیوجرسی،‌ ریودوژانیرو، ‌قطب جنوب،‌ توکیو، ‌کیوتو، ‌شانگهای، ‌لندن، هامبورگ، ‌واشنگتن و رم با حضور ده‌ها خواننده و موسیقیدان و با هدف جلب توجه جهانیان به گرمایش زمین برگزار شد.

2007

ال گور و دفتر بین‌الدولی تغییرات اقلیم،جایزه صلح نوبل را برای تلاش به دلیل مقابله با گرمایش زمین به دست آوردند.

2009

‌اجلاس کپنهاگ برای تعیین خط مشی مقابله با روند گرم شدن زمین در سال‌های پس از 2012 برگزار می‌شود.

 

 



جهان چشم به راه کپنهاگ

 

مرکز بلا در شهر کپنهاگ دانمارک، بزرگ‌ترین مرکز اجتماعات در منطقه اسکاندیناوی است؛ مرکزی که در مساحتی به ابعاد 121800 متر مربع بنا شده و می‌تواند میزبانی 20 هزار و 200 نفر را بر عهده بگیرد. این مرکز از زمانی که اولین بخش آن در سال 1965 ساخته شد تاکنون میزبان رویدادهای بزرگی بوده است؛ از مجمع اتحادیه اروپا گرفته تا کنگره جهانی المپیک و حتی مراسم اهدای جوایز موسیقیMTV در سال 2006. اما آنچه که این مرکز در فاصله 7 تا 18 دسامبر (16 تا 27 مهرماه) شاهد آن خواهد بود شاید مهم‌ترین مجمعی باشد که تاکنون نه‌تنها در این مرکز که در سراسر سیاره ما برگزار می‌شود. 

شاید این جمله به نظر غلوآمیز بیاید، اما این کنفرانس می‌تواند سرنوشت آینده زمین را تعیین کند. اگر تصمیمی جدی و با پشتیبانی شرکت‌کنندگان در آن اتخاذ شود شاید زمین بتواند نفسی به آسودگی بکشد و در غیر این صورت، جهان با سرعت بیشتری به سوی مصیبت‌هایی خواهد رفت که انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مرکز بلا در کپنهاگ، نه‌تنها کارشناسان درباره راه‌های مقابله با گرمایش زمین بحث خواهند کرد که مقامات رسمی کشورهای مختلف در عالی‌ترین سطوح خود به بحث و بررسی درباره تصمیماتی خواهند پرداخت که روش عمل جهانیان در مقابل یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی بشر را در تمام تاریخش مشخص خواهد کرد. این نشست اگرچه پانزدهمین کنفرانس عمومی در چارچوب تغییرات اقلیم سازمان ملل متحد و پنجمین کنفرانس بررسی شرایط توافقنامه کیوتوست، اما از آنجا که قرار است تصمیمات سیاسی در قبال رفتار کشورهای عضو پس از سال 2012 در برابر مساله تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین و تغییرات اقلیم در آن اتخاذ شود، اهمیتی دوچندان دارد. جهان با بیم و امید روزهای تقویم را تا رسیدن به این نشست خط می‌زند تا شاهد تصمیماتی باشد که شاید بتواند سیاره ما و به طور مشخص‌تر انسان را در برابر خطری که با آن مواجه است حفظ کند. اما هرچقدر که امیدها زیاد است، نگرانی‌ها هم بالاست. آیا سیاستمداران قادر خواهند بود این بار دعواها و منافع سیاسی و اقتصادی را کنار بگذارند و به تعهدی مسوولانه تن در دهند که آینده تمدن انسان را تضمین می‌کند یا بار دیگر منافع اقتصادی و سیاسی، مانع نگاه دقیق و واقع‌گرایانه به آینده خواهد شد؟

گفته می‌شود بشر امروز با 3 بحران واقعی مواجه است؛ بحران‌هایی که می‌تواند نقطه پایانی بر حضور انسان بر این سیاره بگذارد و به حیات تنها گونه هوشمند سیاره زمین در تاریخ حیاتش پایان دهد. این بحران‌ها انفجار جمعیت، بحران آب و غذای جهانی و از همه مهم‌تر تغییرات اقلیم است. انفجار جمعیت باعث کاهش منابع آب و غذای سالم شده و تغییرات اقلیم باعث تغییر الگوی زندگی بر سیاره ما شده است. آنچه حل آن نیازمند سیاست‌های فراملی است و هیچ فرد و کشوری نمی‌تواند به تنهایی با آن مبارزه کند، گرمایش جهان است. اما گرمایش زمین چیست؟

سیاره زمین یکی از نقاط استثنایی منظومه شمسی است. این سیاره در فاصله مشخصی از خورشید قرار گرفته که آن را منطقه کمربند حیاتی می‌نامند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک‌تر بود افزایش دما باعث می‌شد بذر حیات پیش از بارور شدن بر این سیاره خشکیده شود و اگر اندکی دورتر از جای فعلی خود بود، زمهریر در زمین شکل می‌گرفت که بذرهای حیات را منجمد می‌کرد. زمین در جای مناسبی برای شکل‌گیری حیات قرار گرفته است و حیات توانست بر این سیاره شکوفا شود و رشد و تحول پیدا کند اما در کنار این فاصله مناسب و وجود منابعی مانند آب و مواد معدنی و هزاران عامل ریز و درشت دیگر این جو یا اتمسفر زمین است که تضمینی بر ادامه حیات به شمار می‌رود. جو زمین نه‌تنها لایه‌ای از گازهایی مانند نیتروژن و اکسیژن است که حیات را برای ما فراهم می‌آورد و فشار لازم برای ادامه حیات موجوداتی مانند ما را تامین می‌کند اما وظیفه‌های دیگری نیز بر عهده دارد. یکی از این وظایف محافظت از زمین در برابر پرتوهای کیهانی و تابش‌های فرابنفش مضری است که از طرف خورشید و فضا به سمت زمین می‌آید و اگر ما به طور مستقیم در معرض آن قرار بگیریم، از بین خواهیم رفت. چندی پیش که لایه ازن زمین به دلیل آزاد شدن برخی ترکیبات گازی در جو رقیق شده بود، تعداد زیادی از ساکنان نیمکره جنوبی دچار سرطان پوست شدند. یکی دیگر از کارهایی که جو زمین انجام می‌دهد، کنترل دمای سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز کمتر موجود زنده‌ای می‌تواست دوام بیاورد. نمونه چنین رفتاری را در سیاره عطارد و یا سطح ماه می‌توانیم ببینیم. اما جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای به وجود می‌آورد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. جو زمین به‌ دلیل وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسید کربن است. وجود این گازها شرایطی مانند یک گلخانه را به وجود می‌آورد. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسد از جو زمین عبور می‌کند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است. اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌های اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه گرما کره باقی می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا باقی می‌ماند. به این ترتیب حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند و باعث شود عواملی که باعث بقای حیات روی زمین هستند تبدیل به عوامل مرگبار شوند.گازهای گلخانه‌های نیز چنین هستند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد، آنگاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش پیدا می‌کند. این اثر است که از آن به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود تا چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و در نهایت حیات ما را روی زمین دستخوش تغییر کند.

پس از انقلاب صنعتی که در نتیجه آن انسان رو به استفاده بیش از پیش از سوخت‌های فسیلی از جمله ذغال‌سنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند تولید گازهای گلخانه‌های نیز افزایش یافت.

سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار بسیاری زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم که تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. بنابراین هر کاربری برقی به طور مستقیم و غیرمستقیم در تولید گازهای گلخانه‌های نقش ایفا می‌کند. در کنار آن ماشین‌ها، هواپیماها، اجاق‌های خوراک‌پزی و گرمایشی، به طور مستقیم از مشتقات نفتی استفاده می‌کنند و به طور مستقیم گازهای گلخانه‌های را به جو زمین می‌فرستند و باعث گرمایش زمین می‌شوند. در چند قرن اخیر، این فرآیند کم‌کم خود را به شکل مشهودی نشان داده است و در 50 سال اخیر بود که دانشمندان متوجه مسیری شدند که با افزایش این گازها پیش روی ما قرار گرفته است. بنابر نظر این دانشمندان، با افزایش تولید و آزادسازی این گازها که خود نتیجه نوع سبک زندگی و فعالیت‌های صنعتی ماست، دمای میانگین سیاره ما نیز افزایش می‌یابد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده می‌شود و سیل اتفاقات بعدی دومینووار جاری می‌شود. با افزایش دمای میانگین زمین، چرخه حیاتی آب و هوا روی زمین دچار تغییر می‌شود. جریان‌های آبی که باعث تعادل دمای آبی می‌شوند، در اثر این رویداد تغییر می‌کنند و با این تغییر، زندگی برخی گونه‌های کوچک دریازی که در سر حلقه زنجیره‌های غذایی بزرگ‌تر قرار دارند نابود می‌شوند. در کنار آن، این فرآیند با آب شدن یخ‌های قطبی همراه خواهد بود. با آب شدن یخ‌های بیشتر و شناور شدن آنها در اقیانوس‌ها، همزمان 2 اتفاق رخ می‌دهد؛ نخست کاهش دمای اقیانوس‌ها که در نتیجه آن هاریکن‌ها با قدرت بیشتر و در کمربندهای وسیع‌تری از مناطق زمین رخ می‌دهند. این آب شدن یخ‌ها باعث می‌شود تا سطح آب‌های آزاد افزایش پیدا کند. از هم‌اکنون، اثرات این آب شدن یخ‌ها را می‌توان مشاهده کرد. برخی از محققان پیش‌بینی می‌کنند که اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، برخی از کشورها به طور کامل و برای همیشه زیر آب فرو خواهند رفت. مقامات کشور مالدیو از هم اکنون نگران آینده کشورشان در چند دهه آینده هستند و همین چند ماه پیش بود که رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت آن جلسه خود را زیر آب برگزار کردند تا توجه جهانیان را به خطرات ناشی از گرمایش زمین جلب کنند. این خطر تنها متوجه مالدیو نیست؛ مناطق ساحلی که اتفاقا بیشترین جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند در خطر جدی قرار دارند. ایالات متحده، ژاپن، کانادا، استرالیا، چین و بسیاری دیگر از کشورها در صورت چنین رویدادی با جمعیت میلیاردی آوارگان مواجه خواهند شد.

آب شدن یخ‌ها در برخی از مناطق می‌تواند اثرات مخرب تری به جای بگذارد. اگر صفحه یخی گرینلند آب شود (که هم اکنون شکست آن آغاز شده است)، احتمالا جریان آبی موسوم به جریان خلیج از کار می‌افتد و روندی پیچیده که به نوعی کنترل‌کننده دمای آب‌های زمین و سیستم هوایی آن است، از کار خواهد افتاد و به این ترتیب، انسان با چهره‌ای خشن از رفتارهای آب و هوایی زمین مواجه می‌شود.

این تغییرات دما همچنین باعث انقراض‌های گسترده‌ای خواهد شد؛ انقراض‌هایی که از هم اکنون آغاز شده است. برخی موجودات مانند خرس‌های قطبی از هم اکنون دچار مصیبت شده‌اند و به دلیل نبودن قطعات یخ شناور، برای اولین بار در قرن‌های اخیر، مردم جنازه‌های شناور خرس‌های قطبی را در آب‌های شمالی پیدا می‌کنند. البته موجوداتی که منقرض می‌شوند بسیار بیشتر و متنوع‌تر از خرس‌ها هستند. بسیاری از سرحلقه‌های زنجیره‌های غذایی بشدت به دمای میانگین زمین حساسند و با تغییر آن نابود می‌شوند و نابودی این موجودات کوچک باعث از بین رفتن تمام زنجیره‌ای خواهد شد که از آنها سرمنشأ می‌گیرد.

همان‌طور که در نمودار روبرو می‌بینید درجه حرارت زمین چه براساس اطلاعات ایستگاه‌های هواشناسی و چه حرارت آب‌های آزاد در حال افزایش است. هرچند در بعضی سال‌ها کاهش کمی را نشان می‌دهد اما در کل میانگین منحنی صعودی است.

هم‌اکنون گرمایش زمین چهره سیاره ما را تغییر داده و برف‌های کلیمانجارو به افسانه‌ها پیوسته است. شاید تا 40 سال دیگر هیچ نشانی از یخ‌های کلاهک قطبی شمال زمین نباشد. به هر جا که نگاه می‌کنید، اثرات این پدیده دیده می‌شود و گویی زمین و زمان به ما هشدار می‌دهد.

چنین چهره تاریکی از زمین، حاصل فعالیت‌های بی‌منطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسیلی است. انسان در برابر بزرگ‌ترین خطری قرار گرفته است که از آغاز پیدایشش روی زمین تا کنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور می‌شد اگر مردم بدانند در برابر چنین خطری قرار گرفته‌اند، بلافاصله همه امکانات خود را برای مقابله با آن به کار می‌گیرند، اما انسان این گونه عمل نکرد و با مطرح شدن این داستان ابتدا دست به انکار زد. بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان گفتند زمین بزرگ‌تر از آن است که دستکاری ما چنین اثر مرگباری بر آن بگذارد. برخی گفتند که در تاریخ بارها چنین اتفاقی افتاده و خود زمین راه‌حلش را پیدا می‌کند. البته شکی در این نیست که زمین از این فرآیند جان سالم به در خواهد برد، اما بعید است انسان در چنین زمینی جایگاهی برای زیست داشته باشد. زمانی که خطر جدی شد، سیاستمداران و دانشمندان به فکر افتادند که یکی از مهم‌ترین آنها برگزاری اجلاس کیوتو بود که در سال 1997 میلادی برگزار شد و در آن همه کشورهای جهان توافق کردند تا تولید گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهند. اما چنین چیزی رخ نداد و برخی از بزرگ‌ترین کشور‌ها مانند استرالیا، آمریکا و چین به آن نپیوستند؛ درحالی که بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای بودند.

سیاستمداران و اقتصاددانان استدلال می‌کردند که اگرچه تولید گازهای گلخانه‌ای زیانبار است، اما تبدیل صنایع به صنایع غیرآلاینده هزینه‌بر است و مانع رشد اقتصادی کشورها می‌شود و کشورهای ضعیف‌تر هم استدلال کردند که چون اقتصاد‌های بزرگ مسوول چنین رفتاری هستند، پس خود آنها هم باید راه‌حلی پیدا کنند.

موعد اجرایی پروتکل کیوتو در حالی به پایان می‌رسد که نتوانسته به اهداف خود دست پیدا کند. در ماه‌های اخیر، چندین جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در این باره تصمیم‌گیری کنند؛ اجلاسی مانند سران اروپا و سران اپک که در هیچ‌کدام از آنها توافقی جدی صورت نگرفت و با این‌که در همان روزها صحبت از شکست لایه یخی گرینلند و افزایش سرعت آب شدن یخ‌های قطبی منتشر می‌شد، همه آنها همه چیز را به اجلاس کپنهاگ واگذاشتند.

اینک سالن بلا در شهر کپنهاگ خود را برای اجلاسی آماده می‌کند که باید در آن سران کشورهای جهان تصمیمات خود را برای کاهش میزان تولید گازهای گلخانه‌ای در افق سال 2012 و پس از آن اعلام کنند. 2012 در تاریخ اقوام باستانی مایا‌ها به عنوان پایان دنیا مطرح شده است و شاید اگر تصمیمات این اجلاس و تلاش‌های مشابه به نتیجه نرسد، این سال به راستی آغاز نابودی زمین باشد.

اجلاس کپنهاگ موفق نخواهد شد مگر این‌که همه سیاستمداران برای یک بار فراموش کنند که روسای دولت‌هایی متفاوت هستند و به یاد بیاورند با همه اختلاف نظرهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همه سرنشینان یک کشتی به نام زمین هستند. اگر زمین نباشد و حیات انسان روی آن نابود شود، دیگر چیزی هم به نام کشورها یا فرهنگ‌ها یا قدرت‌های اقتصادی باقی نخواهند ماند که با هم به نزاع برخیزند. کپنهاگ تنها در شرایطی موفق است که هم سران و هم مردم عادی خود را سرنشینان این کشتی فرض کنند. مسوولیت‌های دولت‌ها آسان نخواهد بود، اما تنها راه برای بقاست. از سوی دیگر، تک‌تک شهروندان سیاره هم باید مسوولیت خود را بپذیرند. اگر دولت‌های بزرگ باید با تصمیماتی شجاعانه تعهد خود را به کاهش سریع تولید گازهای گلخانه‌ای بیان و به آن عمل کنند،شهروندان عادی هم باید با تغییر روش زندگی خود به حل این مساله کمک کنند.کارهای ساده‌ای مانند استفاده کمتر از کیسه‌های پلاستیکی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی، خاموش کردن چراغ‌های غیرضروری یا حتی خاموش کردن رایانه‌های شخصی به جای استند‌‌بای‌‌گذاشتن آنها، در کنار کارهای بزرگ سیاره ما را نجات خواهد داد.

زمین سیاره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگ‌ها، سیاست‌ها یا نژاد و زبانمان روی خود جای داده است و اگر بخواهیم بازهم برآن زندگی کنیم، باید خود را شهروندانی مسوول در برابر سیاره خود بدانیم. این مبارزه‌ای است که اگر همه بشریت در آن شرکت نکنند، قطعا شکست خواهند خورد.

اینک زمین تب‌دار ما با چشمانی نگران به کپنهاگ می‌نگرد. آیا بشر این بار حاضر خواهد شد مسوولیت خود را بپذیرد؟

----

پی نوشت ها:

1- وب سایت این اجلاس را در این نشانی می توانید بیابید: http://en.cop15.dk

2- شمارنده معکوس کنار صفحه شمارش معکوسی تا آغاز اجلاس است که از وبلاگ آقای مهندس درویش به امانت گرفته ام.

 


هیولا از خواب بیدار شد

 

 10 سپتامبر 2008، مرکز کنترل برخورد‌دهنده بزرگ‌هادرونی (LHC) در مرکز تحقیقات بین‌المللی سرن (CERN) شاهد موجی از شادی و فریاد فرح‌بخش دانشمندان هسته‌ای بود. آن روز مقابل چشمان مردم جهان، گران‌ترین و بزرگ‌ترین ماشین علمی ساخت دست بشر، کار خود را آغاز کرد. دو پرتو پروتون، وارد مسیر دایره‌ای به محیط حدود 27 کیلومتر شدند، تونلی که در عمق زمین، مرز کشورهای سوئیس و فرانسه را پشت سر می‌گذاشت. دو پرتو در انرژی پایین حرکت شتاب‌دار خود را با موفقیت به انجام رساندند. قرار بود در این روز، دستگاهLHC گام اول را، به سوی ماموریت نهایی خود بردارد. اما در حالی‌که دانشمندان از روی مونتیورهای خود، موقعیت گردش این باریکه‌های پروتون را مشاهده کردند و آغاز به کار LHC این ماشین 10 میلیارد دلاری را جشن گرفتند، اتصال الکتریکی اشتباهی در بخشی از تفکیک‌کننده‌های سیستم باعث شد، جشن شادی خیلی‌زود پایان یابد و دانشمندان سرن، خود را برای تعمیر دستگاه آماده کنند.

بدشانسی‌های پیاپی سرن از همان‌جا آغاز شد، چند اتصال اشتباه که تشخیص آن در میان صدها کیلومتر سیم‌کشی، کاری نفسگیر بود، اعلام شدن همکاری یکی از دست‌اندرکاران این مجموعه با یک شبکه تروریستی و در نهایت، اتصال در یکی از جعبه‌های اتصال برق که علت آن پرتاب شدن نان از منقار یک پرنده رهگذر اعلام شد دوباره افسانه‌های مربوط به این ماشین را سر زبان ها انداخت. اما برای مهندسان و دانشمندان سرن این اتفاق‌های تلخ طبیعی بود، ماشینی در ابعاد و اندازه‌های این شتاب‌دهنده با توجه به فناوری‌های به‌کار رفته در آن، شانس بالایی برای بروز خطاهای پیش‌بینی نشده دارد. آنها کاری را طی سال گذشته به انجام رساندند که استیو مایرز، مدیر شتاب‌دهنده‌های سرن آن را پهلوانانه و در شان هرکول نامید، تعمیر هرکول‌وارLHC به پایان رسید تا شامگاه جمعه بار دیگر این ماشین که 15 سال صرف ساخت آن شده است آماده کار شود. حدود ساعت 10 شب به وقت محلی، دستور ورود پرتوهای پروتون به شتاب‌دهنده صادر شد و ساعاتی بعد دو رشته پرتو توانستند با موفقیت، مسیر شتاب‌دهنده را اما در انرژی بسیار پایین طی کنند. اما این تازه اول راه برای دانشمندان سرن است. هنوز تا رسیدن دستگاه به حداکثر زمان خود راه طولانی در پیش است. اگر همه چیز مطابق برنامه پیش رود این آزمایشگاه سال  بعد با نصف توانش آزمایش های خود را پی خواهد گرفت و در یک دوره خاموشی به بسیاری از نکات ضعف آن رسیدگی و بسیاری از مشکلات احتمالی آن حل خواهد شد. مشکلاتی که برخی از آنها از هم اکنون وجود دارد و عمده آنها به ابررساناهایی مربوط می شود که وظیفه خنک کردن برخی از بخش های سیستم تا نزدیکی صفر مطلق را بر عهده دارند. پس  از آن خواهد بود که سرانجام دستگاه با تمام قوا کار خود را آغاز خواهد کرد و برخوردی که سالها است همه منتظر آ ن هستند صورت خواهد گرفت. برخوردی که در آن دو پرتو پروتون با سرعت نزدیک به سرعت نور با هم تصادم خواهند کرد و در نتیجه آن بسیاری از اسرار کیهان آشکار خواهد شد. ذره گم شده جرم که به ذره خدا موسوم شده است آشکارخواهد شد. داده‌های چنان آزمایشی باعث خواهد شد اسرار بزرگ دیگری از ذرات بنیادی که هنوز ناشناخته مانده و همین‌طور اسرار زیادی از مهبانگ یا انفجار بزرگ آشکار و شاید خلقت دوباره‌ای در ابعاد بسیار کوچک‌ تکرار شود.

اما تا پیش از آن زمان، اگر همه‌چیز خوب پیش رود، هفته آینده سرن شاهد وقوع نخستین برخورد ذرات در این شتابگر، اما در انرژی‌های  بسیار پایین خواهد بود.