ناسا به روایت اوباما

ناسا برای مردم جهان فقط خلاصه حروف اول عبارت،سازمان ملی هوا و فضانوردی نیست. مردم جهان به این سازمان به عنوان یکی از آژانس های دولتی ایالات متحده نگاه نمی کنند بلکه آن را محلی می دانند که بسیاری از رویا ها به حقیقت تبدیل می شوند. ترکیب ملیتی و نژادی افراد شاغل در این سازمان نشان می دهد که گروهی از بهترین متخصصان از شرق و غرب جهان در گران ترین سازمان علمی د رحوزه فضا جمع شده اند تا مرزهای آسمان را بیشتر جلو ببرند. چه اروپاییها از این موضوع خوششان بیاید یا نه ،چه ژاپنی ها و چینی ها سعی کنند بودجه های خود را در توسعه فضایی افزایش دهند و هرچقدر روس ها با به رخ کشیدن سابقه عظیمشان در فتح بسیاری از نخستین های فضایی بخواهند ناسا را از کانون توجه دور کنند اما واقعیت این است که در زمان ما هیچ سازمانی در جهان با چنین نیروی انسانی،قدرت فناوری و بودجه عظیم وجود ندارد که اکتشافات در مرزهای دانش را در دستور کار قرار داده باشد. برای همین برای روسای جمهور آمریکا هم ناسا فقط یک سازمان علمی نیست بلکه نشان دهنده شخصیت و هویت این کشور به شمار می رود.
از زمان شکل گیری ناسا در ابتدای دوران عصر فضا، روسای جمهور این کشور درمقاطع مختلف با حضور در این سازمان کوشیده اند جهت آینده حرکت این سازمان و در نتیجهخ آینده رشد فناوری های نوین را تعیین کنند. معروف ترین حضور و برنامه به جان اف کندی باز می گردد. سخنرانی پر شور او مبنی بر اینکه در کمتر از 10 سال ناسا باید بتواند انسان را به ماه ببرد و پس از پیاده کردن آن برروی ماه او را سالم به زمین بازگرداند، اگرچه خیالی به نظر می امد اما با حمایت دولت و اختصاص بودجه مورد نیاز – که با توجه به شرایط جنگ سرد توجیه داشت – این رویا را عملی کرد.
روسای جمهور بعدی نیز این سنت تعیین سیاست را دنبال تا نوبت به جرج بوش پسر رسید. مردی که ایده های آینده نگر هیجان انگیزی را مطرح کرد. تکمیل ایستگاه فضایی، تولید نسل جدیدی از پرتابه های فضایی،سفر به ماه تا 2020 و فرود امدن انسان تا 2030 برروی مریخ. این سخنرانی نوید روزهای پرهیجانی را در عصر فضا می داد اما یک مشکل کوچک وجود داشت . رییس جمهور بوش فراموش کرده بود برای این کار باید بودجه ویژه ای تخصیص دهد. به همین دلیل ناسا در سالهای اخیر با بحران جدی تعیین اهداف روبرو بود. تا نوبت به باراک اوباما رسید. او بر مبنای نظر کمیته ویژه بررسی سیاست های ناسا تصمیم گرفت به فلوریدا برود تا پس از بازدید از یک فضا پیمای خصوصی سیاست های جدید را اعلام کند. توانایی باراک اوباما در ارایه سخنرانی های شیوا اما نتوانست او را از شر میراث بوش نجات دهد. در نتیجه سیاست های او به چیزی تبدیل شد که مردم عادی آن را درک نمی کنند و متخصصان بر آن نقد های زیادی می گیرند. خلاصه طرح او این چنین است:
شاتل ها پس از 2 پرواز دیگر بازنشست خواهند شد. سیستم پیشران جدیدی که شامل 4 بخش بود و با نام کانسلیشن قرار بود جایگزین شاتل ها شود و تا کنون چندین میلیون دلار هزینه برده است متوقف خواهد شد. تمام رفت و آمد ها به ایستگاه فضایی به عهده روس ها و تا 3 سال آینده بخش خصوصی نهاده می شود. تا پیش از 2020 تمام تلاش ناسا برای طراحی سیستم موشکی قابل استفاده برای فواصل دورتر از زمین و توسعه این فناوری خواهد بود. 2020 سفر به مدار ماه و فراسوی آن شروع خواهد شد و تا 2035 انسان می تواند به مدار مریخ برود ( به این معنی که در این سفر بر سطخح آن فرود نخواهد آمد و تنها در مدار باقی خواهد ماند) .
این طرح حامیان فعالیت های فضایی سرنشین دار را عصبانی و آینده نگران سفر به مریخ را افسرده کرده است. حامیان ناسا از اینکه تا مدت ها ناسا باید وابسته به روسیه و بعد بخش خصوصی شوند ناراحت هستند و مدیران پیشین ناسا از این تغییر رویکرد ناراضی اند. سناتور ها از اینکه با تعطیلی طرح کانسلیشن چند هزار شغل از دست می رود از برنامه جدید راضی نیستند و مردم از اینکه ناسا هدفی رویا پردازانه – مانند فرود بر مریخ – مقابل انها نگذاشته منتقد برنامه جدید هستند.
بدین ترتیب تنها بخشی که از این تغییر سیاست ها راضی مانده است بخش کاوش های روباتیک و غیر سرنشین دار ناسا است. این بخش که در JPLمستقر است ،تنها یک سوم بودجه ناسا را به خود اختصاص می دهد اما خروجی مقالات علمی و دانش تولید شده بخش بیش از سه چهارم کل تولیدات علمی ناسا است. بدین ترتیب در حالی که سناتورها، فضانوردها و مهندس ها و نمایندگان کنگره بر ادامه ماموریت های سرنشین دار به جدل ادامه خواهند داد بخش روباتیک ناسا به کاوش در اعماق عالم ادامه خواهد داد.
نظرات ()
|
گیاه باستانی

ممکن است هر فکری درباره این توده سبز رنگ به ذهنتان برسد، اما بعید است با یک نگاه به آن متوجه شوید که دارید به یکی از قدیمیترین موجودات زنده زمین نگاه میکنید.
این گیاه بزرگترین نمونه گونهای به نام «ولویچیا» است، گونهای بشدت عجیب و غیرعادی که در خانواده کاجها قرار دارد. البته از این گیاه انتظار تشابه ظاهری با کاج را نداشته باشید، چراکه اینگونه باستانی و قدیمی بیشتر شبیه بوته پخش شدهای روی زمین است تا درخت تناوری مانند کاج. شرایطی که برای زیست اینگونه لازم است، بسیار خاص و ویژه است. به طوری که ریچل سوزمن، عکاس علمی نیو ساینتیست برای اینکه از اینگونه عکاسی کند، مجبور شد تابه صحرای ناوکلفوت در نامیبیا سفر کند تا به ملاقات این گیاه 2000 ساله نایل آید؛ گیاهی که یکی از قدیمیترین و عجیبترین موجودات زنده روی زمین به شمار میرود.
این گیاه در منطقهای خاص که هوای مهآلود دریا با آب و هوای صحرایی برخورد میکند (در خط ساحلی نامیبیا و آنگولا) میتواند رشد کند. این گیاه به گونهای تکامل پیدا کرده است که بتواند با رطوبت موجود در مهی که از دریا میآید، مواد اساسی حیات خود را تهیه کند و برای این کار ظاهر آن به شکل یک اختاپوس بزرگ درآمده است. ریشههای این گیاه حدود 2000 سال است که در اعماق زمین محکم شدهاند و با آن ظاهر شگفتانگیزش طی این سالها در برابر تندبادهای صحرا مقاومت کرده است.
این گیاه را نخستین بار گیاهشناسی به نام فردریش ولویتچ، در سال 1859 کشف کرد. او در دفترچه خاطراتش درباره اولین ملاقات با این گیاه 2000 ساله نوشته است: وقتی این منظره را دیدم تنها کاری که توانستم انجام بدهم این بود که زانو بزنم و خیره به آن نگاه کنم. تمام مدت نگران بودم مبادا برگهای آن را لمس کنم و یکباره این گیاه از مقابل چشمانم ناپدید شود و بفهمم این موجود شگفتانگیز تنها یک خیال بوده است.
با این حال، این گیاه خیال نبود و هنوز هم محکم و استوار همان جایی که 2000 سال پیش از آن رویید، ایستاده است.
برنامه های روز نجوم در ایرن - اصلاحیه
امسال برنامه های روز نجوم در ایران با یک تفاوت نسبت به سالهای قبل برگزار می شود البته این اختلاف برای شهرستان ها موضوعیتی ندارد چون آنها روند هر ساله خود را طی خواهند کرد اما در تهران بر خلاف سالهای قبل که شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران در محلی برنامه مستقلی را برگزار میکرد دیگر این کار را صورت نخواهد داد و به وظیفه اصلی خود که هماهنگی و اطلاع رسانی برنامه ها است باز خواهد گشت.
اطلاعت کافی را می توانید در وبلاگ این روز پیدا کنید .
من هم طبق قرار ساعت 8 شب در رصدخانه زعفرانیه تهران سخنرانی در باره سناریو های پایان جهان خواهم داشت.
خبری از ققنوس نیست

براساس همین دادهها بود که دانشمندان متوجه نوعی بارش برف غیرمعمول بر مریخ شدند و اطلاعات آنها از بافتهای سطحی مناطق قطبی به طور چشمگیری افزایش پیدا کرد.
ققنوس اما برخلاف مریخنوردهای روح و فرصت که به گشت و گذار میپردازند، قدرت حرکت نداشت و تنها در نقطه فرود میتوانست به کار ادامه دهد.
از طرف دیگر، فرود آمدن در نواحی قطبی سیارهای مانند مریخ که همچون زمین در نواحی قطبیاش با شبی طولانی مواجه است، باعث شد دوره ماموریت ققنوس بسیار کوتاه باشد.
اما با دوباره بر آمدن آفتاب از افق سرزمینهای شمالی مریخ، بار دیگر دانشمندان امیدوار شدند تا شاید ققنوس از سرمای کشنده مریخی جان به در برده باشد و بتواند بار دیگر مطالعاتی هر چند مختصر در اختیار آنها قرار دهد.
به همین دلیل طی هفتههای گذشته، مهندسان سازمان فضایی ناسا 60 بار سعی کردند ارتباطی میان مدارگرد اودیسه مریخ و این مریخنشین برقرار کنند.
آنها پیامهایی را با کمک اودیسه برای ققنوس ارسال کردند و امیدوار بودند اودیسه صدای ققنوس را بشنود اما این تلاش با سکوت هفته گذشته مریخنشین ققنوس ناکام ماند.
مهندسان در هفته آینده نیز باز هم ققنوس را صدا خواهند کرد تا شاید به ندای آنها پاسخ دهد؛ اما اگر این تماس برقرار نشود، دانشمندان باید تمرکز خود را روی روح و فرصت که هنوز لنگلنگان روی مریخ به ماموریت خود ادامه میدهند، متمرکز کنند تا حدود 2 سال دیگر مریخنوردی پرقدرت و مجهز به این سیاره اعزام شود؛ مریخنوردی که میتواند فصل جدیدی از اکتشافات فضایی را رقم بزند.
فورانهایی در اعماق

در چنین اعماقی و در چنین مکانی ستونهایی وجود دارند که گازها و مواد داغ را به بیرون پرتاب میکنند.
اینک دانشمندان توانستهاند تصاویر یکی از عمیقترین ستونهای فورانکننده مواد داغ ـ که بسیاری از آنها ناشناخته مانده بودند ـ را تهیه کنند.
به گزارش نیو ساینتیست، این دودکش اعماق دریا در عمق حدود 5000 متری زیر سطح دریا در منطقه دریای کارائیب واقع است و دمای آن بیش از 460 درجه سانتیگراد تخمین زده شده است.
تاکنون عمیقترین دودکش اینگونه بوده که دیده شده است، اما اقیانوسشناسان معتقدند این پایان ماجرا نیست و هنوز هم میتوان نمونههای دیگری از این دودکشها را در اعماق بیشتر پیدا کرد. اعماقی که هنوز برای ما ناشناخته است. این دودکشها در حقیقت سیستم بسیار پیچیدهای را به وجود میآورند که در حال تبادل گرمایی با بخشهای فعال سیاره ما هستند.
دانشمندان با کمک یک کاوشگر ویژه و مقاوم در برابر فشار و دمای زیاد به اعماق دریاها رفتند تا بتوانند نه تنها تصویری از این دودکش تهیه کنند که نقشه توپوگرافی، نقشه پستی و بلندیهای سطحی این منطقه را نیز به دست آورند.
چنین سفری در اعماق با خطرهای بسیاری همراه است، اما آنچه از این خطرات و نقشهای هیجانانگیزی که این دودکش مواد داغ در اعماق دریا ایجاد میکند، جالبتر است، وجود گونههای خاصی از حیات در کنار برخی از این مکانهای عجیب است.
دانشمندان بارها تحت فشار وحشتناک، دمای بسیار بالا و در نبود نور توانستهاند گونههایی از موجودات زنده را شناسایی کنند. نکته جالب دیگر در بررسی اقیانوسهای زمین این است که ما برخلاف انتظار، چیز زیادی درباره بستر اقیانوسها نمیدانیم به طوریکه گفته میشود اطلاعات ما از سطح ماه بیشتر از اطلاعاتی است که از بستر اقیانوسهای زمین داریم.
حمایت کامرون از ناجیان آمازون

کامرون ماه گذشته همراه ال گور، معاون سابق ریاست جمهوری آمریکا و فعال محیطزیست که جایزه صلح نوبل را به دلیل فعالیتهای زیستمحیطیاش دریافت کرده است، به برزیل سفر کرده بود تا در اجلاس حفظ جنگلهای آمازون شرکت کند. جنگلهای بارانی که بخش عمدهای از برزیل را دربر گرفتهاند در عین حال که ریههایی برای تصفیه هوای زمین به شمار میروند، یکی از بالاترین نرخهای تخریب جنگلها در جهان را دارند. کامرون پس از بازدید از محل احداث سد گفت، احساس میکنم داستان فیلم در دنیایی واقعی در حال رخ دادن است. بومیان اینجا مانند ناویها (شخصیتهای اصلی و طبیعتدوستی که نقش اصلی در فیلم آواتار را بهعهده دارند) مقابل هجوم فناوری ایستادهاند.
دولت برزیل معتقد است؛ ساخت این سد و مجموعه نیروگاه برقابی آن که 11 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت، کمک بزرگی به جریان تولید انرژی سالم خواهد کرد؛ اما مخالفان این طرح معتقدند این پروژه گونههای جانوری و گیاهی بسیاری را مورد تهدید قرار میدهد و از انرژی تولید شده نیز برای تخریب بیشتر محیط این جنگلها استفاده خواهد شد.
کامرون که دغدغههای محیطزیستی و ضدیتش با سلطه غالب تکنولوژی را میتوان در آثارش و بویژه حماسه آواتار او دید، در ادامه تلاشهایش برای متوقف کردن این سد، نامهای به لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل نوشته و در آن آورده است: اینک شما این فرصت را دارید تا نامتان در تاریخ به عنوان یک قهرمان ثبت شود، رهبری خردمند در قرن 21 که میتواند مانع تاثیرات منفی رشد اقتصادی بر محیطزیست شود.
جیمز کامرون همچنین از کشورهای غربی درخواست کرد از این جنگلها حمایت کنند. او گفت اگر غرب و کشورهای توسعهیافته در تولید گازهای گلخانهای نقش اصلی را ایفا میکنند و حاضر نیستند از منافع خود عقب بکشند، حداقل باید به حفاظت از آنچه در مکانهایی مانند برزیل و جنگلهای آمازون، برای دفاع از سیاره ما انجام میشود، کمک کنند. در سالهای اخیر ورود هنرمندان برجسته به جبهه مبارزه با تخریب محیطزیست باعث شده افراد بیشتری از مردم دراینباره اطلاع کسب کنند و به نقش محیطزیست بیشتر پی ببرند.
آینده به روایت اسپیلبرگ
شاید یکی از نقاط اوج کارهای او در این زمینه فیلم «گزارش اقلیت» بود جایی که او سراغ تصویر کردن آیندهای نزدیک به زمان ما رفت و کوشید توسعه فناوریهای موجود را در آیندهای نهچندان دور به تصویر بکشد؛ تصویری که در نهایت ارائه شد و در بسیاری از شاخصهها ـ مانند همهگیر شدن صفحات لمسی در رایانهها و ابزارهای الکترونیکی ـ منطبق با جریانی بود که امروز شاهد آن هستیم.

شاید چنین ایدهای به نظر پیش پا افتاده بیاید، اما در عمل اجرای آن با مشکلات بسیاری مواجه است. نسل چه جانورانی در این مدت منقرض خواهد شد؟ دستکاریهایی که ما روی زمین انجام میدهیم تا چه حد در پیدایش گونههای جدید نقش ایفا خواهد کرد؟ آیا انسان در این مدت شاهد جهشها و تغییراتی در فرآیند زندگیاش خواهد بود؟ آیا موجودات منقرض شده به واسطه فناوری این فرصت را مییابند تا دوباره قدم بر سیاره ما بگذارند؟ آیا آلودگیهایی که ما روی زمین تولید میکنیم، میتواند در ساختارهای میکروبی تاثیر بگذارد؟ گرمایش جهانی چه نقشی در آینده حیات دارد؟ و با ادامه روند افزایش جمعیت چه بلایی بر سر سیاره ما خواهد آمد؟ اینها سوالاتی است که برای پاسخ دادن به آنها باید پیشبینیهای علمی مفصلی صورت بگیرد. نتیجه این پیشبینیها در کنار تجربه تصویرسازی خارقالعاده اسپیلبرگ از هماکنون نوید مجموعه مستندی دیدنی را میدهد که پیشبینی میشود سال آینده میلادی آماده پخش شود.
بازگشت بادبادکها به آسمان تهران
برای خانوادهها هم بهانهای بود تا به طبیعت بروند و پرواز بادبادکها را به تماشا بنشینند و از همه مهمتر برای خود شهرها این بهترین بهانه بود تا به همه نشان دهند که روح شادی در دل مردم زنده است و چهره شهر با پرواز بادبادکهای بازیگوش زیباتر است. چند سالی بود که گویی بادبادکها از شهرها (حداقل تهران) قهر کرده بودند، دیگر دیدن بادبادکها اتفاقی عادی نبود و استثنا به شمار میآمد تا این که از چند سال پیش عصرها در پارکینگ پارک پردیسان تهران دوباره بادبادکها به هوا برخاستند، شاید کسانی که اولین بار در این محل پس از سالها بادبادکها را به پرواز درآوردند، خود نیز گمان نمیکردند زمانی برسد که صدها بادبادک عصرهای تهران را رنگین کند. امسال عید اگر به تهران سری میزدید، هر روز میتوانستید جشنوارهای از رنگ و حرکت و شادی را در این محل ببینید. چشمانداز برج میلاد را چهرههای بازیگوش بادبادکها پر میکردند. بادبادکها پس از چند سال دوری کمکم دوباره به آسمان تهران بازگشتند و هر روز تعدادشان بیشتر میشود. امسال دیگر فقط پردیسان میزبان بادبادکها نبود که تقریبا اغلب پارکها و مکانهای عمومی پرواز بادبادکها را جشن گرفته بودند. بادبادکبازها نه فقط خودشان لحظات زیبایی را تجربه کردند که رهگذران را نیز از دیدن شهری زنده و شاد به وجد آوردند. بسیاری از این رهگذرها بار دیگر سراغ خاطرههای خود خواهند رفت تا شاید آنها هم به جمع بادبادکبازهای پایتخت بپیوندند؛ بادبادکبازهایی که آسمان شهر را به زیباترین شیوه رنگآمیزی میکنند.


نظرات ()