پوريا ناظمی

زلال آبی در میان سراب ها

علم در ایران سابقه ای طولانی دارد. در طول تاریخش هم اوج و حضیض های فراوانی را تحمل کرده است اما هر بار که شعله این آتش مقدس در کشورمان رو به زوال رفته است زنان و مردانی پیدا شده اند که اجازه نداده اند این آتش حاموشی بگیرد. مردان و زنانی که از این شعله ظریف و شکننده محافظت کرده اند و سعی کرده اند آن را روشن نگاه دارند و همچون نگهبانانی شریف از این بارقه خرد محافظت و آن را به نسل بعدی منتقل کنند.

آنها با وارد کردن حوزه های جدید مباحث  در کشور، به روز کردن دانش ،  نشان دادن راه درست از نادرست، تاسیس مراکز علمی و به میان مردم بردن علم و نشان دادن اخلاق علمی و تربیت نسل جدیدی از مردم، این ماموریت خطیر را بر عهده گرفتند و در دورانی که شبه علم، علم دروغین و خرافه ذهن های بسیاری را به اشوب می کشد و مسیر راه پیش روی را پر از سراب های فریبنده و باتلاق های مه آلود مرگ آور می کند آنها چون مشعلی فروزان راه را نشان می دهند.

دکتر یوسف ثبوتی یکی از این مشعل داران دانش در کشور ما است.

نه فقط دانشجویان مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان، نه فقط جامعه علمی ایران، نه فقط جامعه نجوم حرفه ای کشور و نه تنها جامعه نجوم آماتوری ایران که هر کسی که سودای علم و توسعه علمی در این کشور را در سر دارد تمام قد به احترام این استاد دسپید موی از جای بر می خیزد و در مقابلش کمر خم می کند که او عمری را در راه اعتلای علمی کشور گذراند. او همانطور که مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان را به راه انداخت تا نسل جدیدی از دانشمندان آشنا به علم روز را در علوم پایه تربیت کند که از فعالیت های نجوم آماتوری حمایت کرد و زمانی که پای ترویج به میان آمد قدمی عقب نگذاشته و حتی در موضوعی مانند گرمایش زمین سعی در روشنگری مردم دارد.

خبر پریشب (شنبه عصر) اگرچه نمی بایست شوکه امان کند ،چنین کرد. پس از 20 سال که از تاسیس مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان به دست او می گذشت و در حالیکه در این مدت توانسته بود این مرکز را به یک مرکز مدرن علمی با استانداردهای بالای روز بدل کند با حکم وزیر علوم از این ریاست برکنار شد.

اگر این روزها بسیاری بر این تصمیم اعتراض دارند به دلیل این نیست که فکر می کنند در حق استاد جفایی رفته است، که از بیم جفایی است که به جامعه علمی و در وهله اول به دانشجویان این مرکز در اثر غیبت چنین مدیری ممکن است روا شود.

مدیریت مقتدر او ، دانش و علم به روز و دقیقش و تجربه اش در مدیریت علمی و عشقش به مرکز زنجان بود که این مرکز را به چنین جایگاهی رساند و قریب به غیر ممکن است کسی بتواند ادعا کند در این شرایط بهتر از او می تواند داین مرکز علمی پیشرو را هدایت کند.

ثبوتی هر جا که باشد و هر کاری که بکند از طایفه و قبیله مشعل داران خرد باقی خواهد ماند. ایران نام او را به نیکی به یاد خواهد آورد که آنچه در توان داشت برای حفظ شعله های مقدس اندیشه و خرد و دانش در این سرزمین به انجام رساند و راه را از بی راه و چشمه های زلال را از سراب ها جدا کرد.

این فهرست اخباری است که خبرگزاری مهر از این اتفاق اخیر منتشر کرد:

ثبوتی از دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان رفت/ سرپرست معرفی شد

فرقی بین استعفا و برکناری وجود ندارد/ زمان بازنشستگی را پیش بینی نمی‌کنم

مجمع نمایندگان زنجان به برکناری ثبوتی اعتراض کرد

اعتراض دانشجویان و اساتید دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان به تغییر مدیریت

زاهدی را قانع کردم اما دانشجو خلاف انتظارعمل کرد/ دانشجو باید ثبوتی را برگرداند



ساعت علم

مدتها پیش در این وبلاگ درباره دکتر کریستن سنفورد نوشته بودم و مصاحبه ای که با او داشتم و در جام جم منتشر شده بود را هم آورده بودم. او یکی از مروجان علم برجسته است و به روش های مختلف سعی می کند علم را با زبانی مفرح به میان مردم بیاورد. در آن مصاحبه دکتر سنفورد درباره برنامه جدیدی صحبت کرده بود که قصد دارد نسخه ویدیویی برنامه ای مانند این هفته در علم را تولید کند. الان مدتها است که این کار را انجام می دهد و گفتگوهای هیجان انگیزی را در باره موضوعات روز با دانشمندان برجسته تولید و از طریق وب پخش می کند. 

اگرچه شاید خیلی از شما این برنامه ها را دیده باشید اما فکر می کنم اگر تا حالا سری به آن نزده اید بد نیست گاه گداری به تماشای این گفتگو ها بنشینید 

آدرس سایت این برنامه که عنوانش ساعت علم است اینجا است.


در باب نظرات این وبلاگ

فکر می کنم قبلا نوشته ام که چرا وبلاگ می نویسم. این نوشتن بیش از آنکه از نیاز به خوانده شدن نشات بگیرد از نیاز من به نوشتن سر منشا می گیرد. گاهی دلم می خواهد در باره موضوعاتی بنویسم که هیچ یک از فضاهایی که در اختیار دارم پاسخگویش نیست و به همین دلیل آن ها را اینجا می نویسم و البته گاهی هم مطالبی که در دیگر جاها نوشته ام را در این جا نقل قول می کنم.

اما وبلاگ نویسی در عین حال برایم آزمونی از زیستن در جهانی تازه است جهانی که شالوده ها و روابطش دستخوش تغییرات بنیادی شده است و اگر در همین حد پایین از این فضا دور باشم احساس می کنم به سرعت توان درک دنیای جدید را از دست می دهم. 

در این دنیای جدید که پایه بر ارتباطات مجازی دارد اما همانند دنیایی که در آن زندگی می کنیم همه چیز آن جوری نیست که می خواهیم. من از افراد نا شناس و مخفی کار در محیط زندگی عمومی و شهریم بدم می آید، از افراد بی اخلاق بی زارم. از دزدان و گروگان گیرها بی زارم اما بی زاری من باعث نمی شود آنها وجود نداشته باشند. در دنیای مجازی هم این افراد وجود دارند.

من دوست داریم در فضای مجازی افراد هویت های واقعی داشته باشند. اعتبار ها و وب سایت ها ما در خطر تهدید هکر ها نباشد. اطلاعات ما در معرض تهدید قرار نگیرد و حریم خصوصی ما - با تعریف جدیدی که این دنیا به وجود آورده و شرط ورود به این فضا پذیرفتن آن تعریف است - محترم باشد اما به هزار و یک دلیل این گونه نیست.

این واقعیت های موجود است و آن مطلوب های من اگر این دو سازگار نیستند دحداقل در حد توانم می توانم بکوشم جهانم را آنگونه که می خواهم بسازم 

همه این ها را گفتم که به این نکته به نظر بی اهمیت برسم که برای نظرات ثبت شده در وبلاگم قوانینی دارم. به آن دلیل که معتقدم در این فضا باید هر کس سخنش را بگوید هیچ وقت گزینه تایید نظرات را فعال نکرده ام و قصد هم ندارم این کار را بکنم. هر کسی می تواند هرچه خواست بگوید. اما :

1- هر نظری را ببینم که حاوی الفاظ و عبارات توهین آمیز به هر شخصی باشد و به قصد توهین به هر شخصی نوشته شده باشد، فارغ از محتوای آن نظر و نویسنده اش پاک خواهم کرد. اگر کسی نقدی و سخنی دارد باید بتواند آن را به زبانی محترم بیان کند. معتقدم زبان فارسی ما آن قدر توانایی دارد که بتوان با کمک آن سخت ترین و تند ترین انتقادها و حمله ها را به افراد و نظرات انجام داد بدون آنکه از دایره ادب خارج شد.

2- نظرات محلی برای نظرات و ارتباط میان نویسنده و مخاطب و مخاطبان با یکدیگر است نه جای تبلیغات. ایده های تبلیغاتی خود را می توانید به ایمیل من بفرستید و یا در بخش نظرات و به طور خصوصی ارسال نمایید.

3- سوال ها: تا جایی که سوادم اجازه دهد و فرصت داشته باشم از پاسخ دادن به پرسش ها استقبال می کنم. این پرسش ها را هم می توانید در نظرات بگذارید و هم به ایمیلم بفرستید. اگر سوال حاوی مطالب عمومی بود جوابش را در ذیل آن به صورت عمومی می گذارم و اگر خصوصی بود برای ایمیلتان خواهم فرستاد. البته با توجه به گرفتاریها شاید بیشتر نظرات آخرین پست ها را مرور کنم برای همین اگر سوالی را می خواهید از طریق نظرات مطرخ کنیدتوصیه می کنم در آخرین پست آنها را بپرسید

4- هویت: من نه قدرتی دارم و نه توانایی و نه جایگاه اجتماعی به همین دلیل فکر نمی کنم جایی برای نگرانی از نوشتن نامتان در بخش نظارت وجود داشته باشد. وقتی هویت کسی را که با او صحبت می کنم می دانم احساس بهتری دارم. به قول توصیه ای قدیمی از حرف زدن با غریبه ها فوبیا دارم ! 

5- هویت من: من تا کنون - غیر از یک مورد به دلیل تضاد منافع کاری که ناچار شدم چند مقاله آموزشی و فکر می کنم دقیقا 3 مورد مقاله آموزشی را با نام مستعار امضا کنم - هیچ گاه از نام مستعار استفاده نکرده ام و سعی می کنم این کار را هم انجام ندهم.

در شبکه های اجتماعی مختلف و گروه های الکترونیکی یا حضور ندارم و یا با عکس و امضا و نام خودم حضور دارم و هر جا در چنین فضاهایی نشانی از من دیدید که بی نام ، با نام مستعار و یا بدون عکس من است می توانید و توصیه می کنم حتما در اینکه هویتش از آن من باشد شک کنید.


محمد نوری هم رفت

صدای فاخرش، امید بخش بود و آنگاه که نوای سرزمین مادری را آواز می داد قلبت به تپش می افتاد. چه شب ها که با آوازهای او تا سحر ستاره نشمرده ایم و چه روزها که با نواهایش غم هایمان را پنهان نکردیم.

محمد نوری هم رفت. خبر تلخ است و غم افزا اما خوش به حالش که آنچنان زیست که در رفتنش این همه مردمان سرزمین مادریش سوگوارند. خوش به حالش که نامش به نیکی باقی خواهد ماند و در زمزمه های عاشقانی که جان مریم را فریاد می کنند و با او هم صدا می شوند که :ایران، ایران ، دور از دامانت دست دگران ، بدگهران، تا جاودان زنده خواهد ماند.

چقدر صدای آوازش بر شعر ناد ابراهیمی خوش می نشست آنجا که می خواند:

 ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس       چه سفرها کرده ایم

ما برای بوسیدن خاکستر قله ها           چه خطرها کرده ایم

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود        رنج دوران برده ایم

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود      خون دلها خورده ایم

روحش شاد باد 


در TED آشکار شد : جهانی پر از سیارات زمین مانند

 

شاید دیمیتار ساسلوی زمانی که دو روز پیش بر صحنه کنفرانس تد جهانی که در انگلستان برگزار شد، قرار گرفت تا سخنرانی 18 دقیقه ای خود را آغاز کند هرگز فکر نمی کرد آنچه در دقیقه هشتم سخنرانیش خواهد گفت به سرخط مهمترین رویداد های علمی جهان تبدیل شود.

او سخنان خود را با داستان پیدا کردن بقایای استخوان های کپرنیک آغاز کرد و با رویای کپرنیکی ادامه داد و در باره سیارات فراخورشیدی صحبت کرد. او در اسلایدهای خود نشان داد که علی رغم کشفیاتی که در 15 سال گذشته رخ داده است اما نمودار جرمی سیارات پیدا شده به شدت نا امید کننده است تعداد انبوهی از سیارات پیدا شده مشتری گون های غول پیکر گازی هستند که کاندیدای مناسبی برای سیارات زمین مانند نیستند. سیاراتی که ممکن است میزبان حیات باشند.

ساسلوی بدین ترتیب به دقیقه 8 سخنرانی خود رسید که با نشان دادن اسلایدی اعلام گرد در نخستین داده هایی که از کپلر در اختیار محققان قرار گرفته است حداقل 140 سیاره زمین مانند در راه شیری کشف شده اند و این یعنی تغییر تمام دانسته های ما از توزیع جرمی سیارات فراخورشیدی.

او اگرچه اشاره کرد که این ها تنها نامزدهایی از سیارات هستند اما اعلم کرد از نظر آماری این داده ها برای ما معنی خاصی دارند و آن معنی این است که اینک با صدای بلند و رسا می توانیم بگوییم سیاراتی مانند ما در آن بیرون فراوانند و کهکشان مملو از سیارات زمین مانند است.

او در ادامه با توجه به شرایط محیط بررسی شد گفت می شود تخمین زد که حدود 100 میلیون سیاره بالقوه زیست پذیر در کهکشان ما وجود داشته باشند.

انتشار چنین خبری اگرچه برای همه علاقمندان هیجان انگیز است اما همه از آن استقبال نکرده اند و در راس آنها NASA  قرار دارد. معمولا نتایج چنین پروژه هایی مدتها پیش از انتشار برای بررسی در اختیار دانشمندان باقی می ماند و با نظارت آژانس های حامی طرح منتشر می شود . در حالیکه انتظار می رفت نخستین داده ها فوریه سال آینده منتشر شود، اینک ساسلوف آنها را در تد منتشر کرده است.


اما این درز اطلاعات و حاشیه هایی که برای این خبر به وجود آروده است نباید اجازه پیدا کند که سایه ایی برروی اهمیت خبر اصلی بیاندازد. خبر بسیار مهم است اینک ما نه تنها در مرکز عالم نیستیم ، که در کهکشان خود سیاره ای بسیار معمولی به حساب می آییم که در میان دریایی از دنیاهای مشابه خود قرار گرفته ایم . اگر زمین تا این حد عادی باشد شاید اتفاق معجزه واری که روی مین رخ داده نیز در نقاط دیگر جهان بارها و بارها تکرار شده باشد.

اینک انسان یک گام به پیدا کردن جام مقدس ستاره شناسی مدرن که همان پیدا کردن حیات در بیرون زمین است نزدیک تر شده است. این اتفاق مهمی است و اولین باری است که ما قطعا می دانیم در کهکشان ما سیارات زمین مانند بسیاری وجود دارند.

 

 

البته این خبر از نظر دیگری نیز مهم است دوستانی که پیشتر در رصد خانه زعفرانیه با من درس سیارات فراخورشیدی را داشته اند به یاد می آورند که بارها در آن کلاس و البته جاهای دیگر گفته بودم یکی از نکاتی که با کشف سیارات فراخورشیدی برای تئوری های منظومه شمسی به وجود آمد این است که ما سیاراتی با ابعاد بسیار بزرگ را در فواصل نزدیک به ستاره های مادر پیدا کرده ایم . به این معنی که شاید به دور ستاره ای هم جرم و هم سن خورشید سیاره ای را پیدا کردیم که چند برابر مشتری جرم داشت اما در مداری نزدیک تر از عطارد به خورشید ، ستاره مادرش را دور می زد. و مشکل دیگر این بود که بسیاری از سیاراتی که پیدا کرده بودیم این چنین بودند. آن زمان این سوال مطرح بود و عملا تا 2 روز پیش نیز باقی که آیا ما باید در نظریات تحول منظومه شمسی تجدید نظر کنیم یا اینکه به دلیل ضعف ابزارهایمان تنها در حال نگاه کردن به استثناهای جهان هستیم. اینک با کشف اخیر که یک باره تعداد سیارات سنگی را در جای درست خود افزایش داده است به نظر می رسد نظریات قبلی تا جد بسیار زیادی اعتبار خود را حفظ کنند.

این لحظات با شکوهی در تاریخ علم ما است. ما یک بار دیگر شاهد تغییر جایگاهمان در کیهان هستیم.

فیلم این سخنرانی جنجالی را اینجا گذاشته ام که می توانید ببینید. اولین مدرک در حدود دقیقه 8 ارایه می شود.

این هم خبری از این داستان به روایت Space Flight Now

 


گودال های برخوردی گوگلی

این روزها در باره نجوم آماتوری علم گرا صحبت های زیادی مطرح می شود. به قول بابک امین تفرشی در صدمین باشگاه نجوم تهران، بارها و بارها درباره افق های پیش روی ستاره شناسان آماتور و فعالیت های بیشتر تخصصی اشان صحبت شده است از اینکه می توانند در کشف ابر نواخترها یا دنباله دارها و سیارک ها و یا اندازه گیری اختفای سیارک ها نقش ایفا کنند. 

یکی از این حوزه ها که می تواند فوق العاده جذاب باشد، پیدا کردن گودال های حاصل از برخوردهای شهاب سنگی به کمک ابزارهایی مانند نرم افزار گوگل ارت است. 

اخیرا خبری منتشر شد که گروهی از دانشمندان به کمک تصاویر گوگل موفق شدند گودالی را پیدا کنند که به احتمال بسیار زیاد گودالی برخوردی و بسیار جوان است. اگر نرم افزار گوگل ارت را در اختیار دارید مختصات این نقطه را وارد کرده و بزرگنمایی آن را افزایش دهید . مختصات این گودال تازه یافته شده به این شرح است:  22º 01' 06" N 26º 05' 15" E.

این یکی از کارهایی است که افراد علاقمند می توانند در اوقات فراغت خود به آن بپردازند. البته هر گودالی گودال برخوردی نیست و این روش تنها کمک می کند که کاندیدا هایی از این موارد را پیدا کنید. تا کنون چندین نمونه در ایران نیز پیدا شده است که هنوز تایید و بررسی نشده و باقی مانده اند. 

این نمونه یکی از فهرست هایی است که محل های احتمالی برخوردها را فهرست کرده است. بررسی شکل ظاهری گودال ها ، رگه هایی که در اطراف آن وجود دارند حداقل می تواند فهرستی از امکانات موجود را مطرح کند. 

اما این گودال نو یافته در کشور لیبی و در بخش دور افتاده از صحرای آفریقا قرار دارد. این گودال که کمیل نام گرفته 45 متر قطر و 16 متر عمق دارد دو به دلیل موقعیتی که در آن قرار گرفته یک یاز دست نخورده ترین گودال های برخوردی به شمار می رود. اگر با گوگل ارت برروی آن زوم کنید از فاصله ای دورتر رگه های حاصل از برخورد را می توانید در اطراف گودال اصلی ببینید. 

البته دهها مقاله در اینترنت در باره چگونگی استفاده از گوگل ارت برای تشخیص چنین گودال هایی وجود دارد اما یکی از راه هایی که شاید به همان اندازه کمک کند بررسی وضعیت گودال های برخوردی تایید شده در این نرم افزار است. بررسی آنها با بزرگنمایی های متفاوت ما را کمک می کند تا بدانیم کجا باید دنبال چه بگردیم.

این لینک یک فایل گوگل ارت را دانلود می کند که فهرست بسیاری از گودال های قطعی و مشکوک را در خود دارد و وقتی آن را روی گوگل ارت باز می کنید نقاط را روی زمین نشان می دهد. این هم لینک دیگری است که اگرچه بیشترش با قبلی یکسان است اما برخی گودال های اضافی را نیز در خود دارد. فکر می کنم برای شروع مناسب باشد و خوشحال می شوم اگر کسی چیزی پیدا کرد به من هم خبر بدهد.

 


مریخ و ماه در آسمان 5 شهریور

آن قدر در این چند وقت در باره شایعه دو ماه در آسمان 5 شهریور یا شایعه مریخ نوشته شده است که فکر می کردم موضوع کاملا منتفی شده است. اما شایعه ای توانسته 7 سال دوام بیاورد مطمئنا این چند وقت را هم دوام بیاورد .در این مدت تلفن ها و نامه های زیادی داشتم که کجا برویم که این پدیده را ببینیم و حتی از یک آژانس مسافرتی تماس گرفتند که می خواهیم برای این رویداد تور گردش گری بگذاریم.

اصل شایعه را حتما همه شما خوانده اید. ایمیل سرگردانی با تصویر دو ماه یکی نقره گون و دیگری سرخ فام در آسمان این روزها به سرعت در اینترنت و بین دوستان می چرخد که چه نشسته اید که 5 شهریور ماه برای نخستین بار در طول حیات ما و آخرین بار تا مثلا 30 هزار سال دیگر مریخ در نزدیکی زمین قرار دارد و می توانید آن را به اندازه ماه شب 14 در آسمان ببینید احتمالا انتظار دارید در آن شب چنین منظره ای پیش رویتان نقش ببندد.

مسلما منظره با شکوهی از کار در می آمد . اما بیایید ببینیم در آن شب اگر بعد از غروب خورشید از خانه بیرون بروید در آسمان چه می بینید.

حدود ساعت 8:36 بعداز ظهر برای کسی در تهران ساکن است ماه طلوع میکند آن شب شب 16 رمضان است و بالتبع ماه اندکی از شب 14 گذشته است. احتمالا شما منتظر خواهید ماند تا ماه سرخ فام یا همان سیاره مریخ ظطلوع کند اما متاسفانه صبر و انتظار شما به نتیجه نخواهد رسید در آن شب مریخ طلوع نخواهد کرد.

واقعیت این است که مریخ در شامگاه 5 شهریور در زیر افق قرار دارد و طلوع آن ساعت 10:04 صبح روز بعد و بعد از طلوع خورشید است و و 9 شب هم غروب می کند بدین ترتیب تمام مدت تحت تاثیر دخشش خورشید قرار دارد و اصلا در آسمان شب دیده نمی شود که بخواهد به اندازه ماه باشد یا هر اندازه دیگری. اگرجچه اگر مریخ در شب هم قابل رویت می بود به هیچ وجه چنین اندازه ای نمی داشت

مریخ در آن شب حدود 250 میلیون کیلومتر  از زمین فاصله دارد یعنی نه تنها نزدیکترین فاصله اش با زمین نیست که آن قدر دور هست که قدر ظاهریش به عدد 1.3 برسد. یعنی به اندازه یک ستاره معمولی در آسمان (اگر در شب دیده می شد) به چشم می آمد.

اما پس این همه داستان از کجا آمده آیا توطئه ای در کار است؟ 

همه داستان با سال 2003 باز می گردد. در آن سال مریخ به نزدیکترین فاصله اش با زمین می رسید. در شب 5 شهریور آن سال مریخ در نزدیک ترین فاصله خود در یک بازه زمانی 60 هزار ساله نسبت به زمین قرار داشت و تنها 56 میلیون کیلومتر با زمین فاصله می گرفت (مقایسه کنید با 250 میلیون کیلومتر امسال) اگرچه آن سال هم اتفاق خاصی نمی افتاد اما خیلی ها به واسطه رکورد 60 میلیون سال شب های مریخ را برگزار کردند.

آن شب در ایران هم برنامه های بسیاری برگزار شد. سیاوش صفاریان پور برنامه ای با اجرای آقای عبدالرشیدی روی انتن برد که میهمانانش بابک امین تفرشی و من بودیم و گزارشی هم در آن از رصدخانه زعفرانیه پخش شد که در آن شب میزبان علاقمندان است. فرداشبش رثدخانه زغفرانیه میهمان چنان جمعیتی بود که غیر از روز نجومی که در نمایشگاه بین المللی کتاب برگزار کردیم دیگر هیچ گاه مشابهش را ندیدم . ترافیک اطراف رصدخانه به قدری بود که رادیو پیام اعلام کرد تمام خیابان های اطراف سرلشکر فلاحی بسته شده اند و چند هزار نفری به دیدار مریخ سرخ فام آمدند.

در ایمیلی که علاقمندان در پیش از این برنامه به هم می زدند تا یکدیگر را نسبت به این رویداد آگاه کنند یک خط توضیح اضافه وجود داشت که شاید ریشه همه این داستان ها در سال های بعد دشد . و آن اینکه اگر تلسکوپ مناسبی در اختیار داشته باشید و با بزرگنمایی 75 برابر به آن نگاه کنید قطر ظاهری در تصویر بزرگ شده به اندازه ماه خواهد بود . این جمله را افرادی که کلید فوروارد را فشار می دادند بدین ترتیب ساده کردند که در آن شب ماه به اندازه مریخ در آسمان دیده می شود! و این گونه بود که مصیبت آغاز شد.

بدین ترتیب مطمئن باشید نه این 5 شهریور و نه هیچ تاریخ دیگری - مگر فاجعه ای عظیم در منظومه شمسی رخ دهد و مدار مریخ تغییر کرده و به سمت ما کشیده شود - مریخ به اندازه ماه کامل در آسمان ما دیده نخواهد شد. 

اما داستان مریخ نکته دیگری هم دارد و آن اینکه در عصر پر شتاب اینترنت و جریان سیال اطلاعات ، الزاما همه اطلاعات درست نیستند. لطفا وقتی ایمیلی دریافت می کنید پیش از فورارد آ نبه دیگران چند ثانیه فکر کنید و ببینید چقدر ممکن است این داستان واقعی باشد! اگر اندکی شک کردید کمی تحقیق کنید و بعد دکمه ارسال مجدد برای همه دوستان را فشار دهید. بدین ترتیب می توانید از وقوع یک شایعه در جامعه جلوگیری کنید.

اینها چند منبع در باره این شایعه :

http://science.nasa.gov/science-news/science-at-nasa/2005/07jul_marshoax

http://science.nasa.gov/science-news/science-at-nasa/2009/09jun_marshoax

http://en.wikipedia.org/wiki/Mars_hoax

روزنامه جام جم  هم قرار بود شنبه مطلبی در این زمینه به قلم پژمان نوروزی، داشته باشد که با توجه به آگهی صفحه دانش احتمال یا دوشنبه همین هفته یا شنبه هفته بعد منتشر خواهد شد