پوريا ناظمی

رازهای جعبه اسرار

جی‌جی آبرامز یکی از کارگردانان خلاق دوران ماست، اگرچه او کارگردانی فیلم‌هایی چون «ماموریت غیرممکن» و آخرین فیلم «پیشتازان فضا» را به عهده داشته اما مردم او را به‌واسطه سریال‌هایی می‌شناسند که وی طراحی و خلق کرده است. «الیاس»، «‌لاست» یا گمشدگان و اخیرا سریال «فرینج» نمونه‌ای از کارهای او در زمینه سریال‌های تلویزیونی است. 
همه اینها مملو از معماهای پی در پی است و بسیاری معتقدند همین لایه‌ها ی چندگانه موجود در سریالی مانند لاست بود که آن را تبدیل به یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های تاریخ کرد. 
او چندی پیش در کنفرانس تد سال 2007 درباره قدرت تخیل و جعبه‌های اسرارآمیزی سخن گفت که در کارهایش قرار می‌دهد تا بیننده را به خود جذب کند و ریشه این جعبه‌های معما را تا دوران کودکی‌اش پی گرفت. 

 


اینجا هم می توانید این ویدیو را ببیند یا برای دیدن در سایت اصلی با گزینه های زیر نویس متنوع تر به سایت کنفرانس تد مراجعه کنید . خلاصه ای از آن هم امروز در ضمیمه سیب منتشر شده بود که اگر دوست داشتید می توانید در این لینک آن را دنبال کنید


نوبل شیمی 2010

 

 

کمیته نوبل چهارشنبه در کنفرانسی مطبوعاتی برندگان سال 2010 این جایزه ارزشمند در رشته شیمی را اعلام کرد. بنابراعلام این کمیته ریچارد هیک 79 ساله آمریکایی از دانشگاه دلویر،‌ ای چی نگیشی ژاپنی الاصل و  75 ساله از دانشگاه پوردو و آکیرا سوزوکی ژاپنی الاصل 80 ساله از دانشگاه هوکایدو ژاپن به دلیل توسعه و ابداع روشی در شیمی ارگانیک که به محققان امکان بازساخت مواد و ترکیباتی با پیچیدگی های بسیار بالا و قابل مقایسه با پیچیدگی ترکیبات طبیعی را می دهد به طور مشترک برنده جایزه سال 2010 شیمی اعلام شده اند.

شیمی ارگانیک یا کربن مبنا،‌پایه حیات به شمار می رود و مسوول رفتارهایی است که طبیعت در موارد  مختلفی از رنگ دانه های گیاهان گرفته تا سم مارها و باکتری هایی که می توانند میکروب ها را از بین ببرند ،‌از خود نشان می دهد.

برای آنکه بتوانیم چنین ترکیباتی را به طور مصنوعی و با دقت و همان کیفیت و پیچیدگی نمونه های طبیعی بازسازی کنیم نیازمند روشی هستیم که بتوانیم مولکولهای کربن را به ترتیبی که می خواهیم آرایش دهیم. روش ابدعی این 3 دانشمند در این زمینه باعث تحول جدی شده است و کاربردهای وسیعی در زمینه های صنعتی گرفته تا پزشکی پیدا کرده است.

در جریان کنفرانس مطبوعاتی اعلام برندگان تماس تلفنی با دکتر ناگیشی برقرار شد و او به سوال های چند نفر از خبرنگاران پاسخ داد او در جواب سوال خبرنگکاری که پرسید هنگام دریفات جایزه چه کار می کردید گفت: من خواب بودم ساعت 5 صبح با من تماس گرفته شد و در واقع زنگ بیدار باش من بود. وی در باره اینکه آیا انتظار این موضوع را داشت گفت:‌من از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدم و به نوعی شوکه شدم. در حقیقت فکر نمی کردم این تلفن خبر بردن نوبل را به من بدهد اما از  نیم قرن پیش زمانی که برای ادامه تحصیل به  آمریکا آمدم در باره این جایزه رویا پردازی می کردم وقتی اولین بار با  چند نفر از  برنده های نوبل در دانشگاه ملاقات کردم، فهمیدم که این جایزه یک واقعیت است.راستش بردن این جایزه  یکی از رویاهای واقع بینانه من بودم. البته هیچ وقت هدف اصلیم نبوده است اما می دانستم اگر کار خوبی بکنم آنگاه این جایزه ممکن است یکی از نتایج آن کار خوبم باشد.

وی همچنین درباره سود کارهایش برای مردم گفت:‌‌ شیمی ارگانیک که ما توسعه داده ایم دارای قابلیت های کاربردی بی نظیری  در زمینه های وسیعی است ما می توانیم با روشی متفاوت و ساده تر ساختارهای ارگانیک را بسازیم که می تواند از صنعت نمایشگرهای تلوزیون تا داروها تاثیر گذار باشد  با اهدای جایزه شیمی نوبت به 2 نوبل جنجالی ادبیات و صلح رسیده است . آخرین نوبل نیز جایزه نوبل در زمینه علوم اقتصادی است که اگرچه در وصیت نامه آلفرد نوبل نبوده است اما هر سال به یاد وی به برندگان اهدا می شود

 

 


آغاز جشنواره نوبل با اعلام نوبل پزشکی

 

هفته نوبل با اعلام برنده جایزه نوبل پزشکی در ظهر روز گذشته کار خود را آغاز کرد تا نخستین برنده نوبل 2010 شناخته شود.

آکادمی نوبل این بار در زمینه پزشکی مردی را شایسته دریافت جایزه نوبل دانست که بسیاری از خانواده  به خاطر هدیه ای که او به جهان علم داد اینک طعم لذت بخش داشتن فرزند را می چشند.

پرفسور سر رابرت ادواردز (Robert Edwards) به دلیل ابداع و توسعه روش لقاح خارج رحمی یا IVF از سوی هیات داوران نوبل پزشکی در انیستیتو کارولینسکای استکهلم شایسته دریافت این جایزه اعلام شد. 

سر رابرت ادواردز متولد سال 1925 و یکی از پیشگامان عرصه درمان ناباروری انسان است. مطالعات او در این زمینه باعث شد تا در دهه 50 پایه های تحقیقاتی را در زمینه امکان لقاح خارج از رحم بنا کند. حاصل پزوهش ها و تلاش هایی که از آن زمان آغاز شده بود 20 سال بعد به نتیجه رسید و در سال 1978 نخستین کودک به کمک این روش به دنیا آمد. در این روش عمل باروری در بیرون از رحم صورت می پذیرد و بدین ترتیب افرادی که توانایی بچه دار شدن به صورت طبیعی را ندارند شانس این را پیدا می کنند تا صاحب فرزند شوند. 

از زمانی که نخستین کودک به این روش به دنیا آمد تا کنون بیش از 4 میلیون کودک با کمک روش IVF در سراسر جهان به دنیا آمده اند و هر روز نیز بر تعداد آنها اضافه می شود. 

بدین ترتیب ادواردز 84 سال به 196 امین دانشمندی تبدیل شد که افتخار کسب جایزه 43/1 میلیون دلاری نوبل را به خود اختصاص داده است. جایزه ای که بر طبق وصیت آلفرد نوبل، مخترع دینامیت از سال 1901 به پیشگامان رشته های پزشکی، فیزیک، شیمی، ادبیات ،صلح و اقتصاد اهدا می شود..

این جایزه روز 10 دسامبر همزمان با سالگرد مرگ آلفرد نوبل به طور رسمی در مراسمی با حضور خانواده سلطنتی سوئد به برندگان اهدا می شود.

نوبل معتبر ترین جایزه جهانی است که در حوزه علم به دانشمندان اهدا می شود. سه شنبه ساعت 13:15 برنده جایزه نوبل در رشته فیزیک سال 2010 معرفی خواهد شد.

 


راه سخت پیش رو

ماهنامه نجوم با انتشار ویژه نامه ای 240 صفحه ای آغاز بیستمین سال انتشارش را در دویستمین شماره جشن گرفت . چنین رویدادی شایسته تبریکی بزرگ است. نه چون من نجوم دوست دارم یا در این مجله می نویسم که از این باب که نجوم ، مجله ای غیر وابسته به سازمان های دولتی و غیر وابسته به منابع مالی انبوه توانسته است 19 سال پیاپی و البته با افت و خیز فراوان راه دشوار نشر در ایران را بپیماید و دریچه های تازه ای در داستان نشر علم در ایران باز کند.

متاسفانه بازه زمانی اصلی که دوستانم در حال آماده کردن این مجله بودند  من سفر بودم و به همین دلیل مطالبم خیلی دیر رسید و تنها توانستم یادداشتم را به این شماره برسانم به همین دلیل فکر کردم بد نیست چند نکته ای را در این خجسته سالگرد اینجا بنویسم.

1- انتشار نجوم اتفاقی مهم در تاریخ مطبوعات ایران بود. علمی نویسی در رسانه های ایران موضوع تازه ای نبوده است و تقریبا از اولین شماره های کاغذ اخبرا و بعدا روزنامه دولت علیه ایران و روزنامه ایران و روزنامه علمیه مجموعه ای از خبرهای علمی را می شد دید که در صفحات محدود روزنامه های آغاز عصر آشنایی ایران با مدرنیت غربی در آن منتشر می شد. البته دقت آنها هم متناسب با آن زمان بود مثلا روزی از درختارن روی مشتری می نوشتند و البته گاه در باره دنباله دارها و شهاب ها و یا پدیده ای مانند گذر زهره و یا داستان تحصیل مشاورالملک محمودی که برای تحصیل نجوم به فرانسه اعزام شده بود. این ها اگرچه به معنی این نیست که در آن زمان ایران شاهد روزنامه نگاری علمی بوده است اما به این معنی است که حتی ناشران اولیه روزنامه های ایران می دانسته اند که علم برای مردم جذاب و خواندنی است و بخشی از صفحات محدود خود را به این موضوع اختصاص می دادند. در دوره معاصر هم تعداد زیاید از مجلات با رویکرد علم عمومی منتشر شده اند. دانشمند، دانستنیها  ،اطلاعات علمی و ... اما دو مورد بود که با ریسک بالایی در این حوزه منتشر شد فضا و نجوم . این دو قرار بود مجلاتی باشند در زمینه یک حوزه خاص از علم که خیلی هم دم دست مردم یا مربوط به آنها (مانند هوانوردی یا تسلیحات) نبود و قرار بود برای مردم عادی هم نوشته شود. فضا متاسفانه نتوانست به کارش ادامه دهد . نجوم اما با فداکاری بانیانش باقی ماند. تدوام انتشار مجله ای علمی با رویکرد عمومی و با موضوعی خاص به مدت 20 سال اتفاق مهمی در تاریخ مطبوعات ایران است که باید ارج نهادش

2- یکی از ویژگی های مهمی که نجوم را خاص می کند و به نظر من شاید مهم ترین وجه انتشار این مجله باشد تاکید بر روزنامه نگاری علمی است و به نظرم همین موضوع باید چراغ راه آینده مجله هم باشد این موضوعی است که در یادداشت شماره 200 نوشته ام و از آن می گذرم

3- نجوم غیر از آنکه خود سعی می کرد خوب منتشر شود توانست کار بزرگی هم انجام دهد و آن تربیت نسلی از افراد بود که بتوانند آن راه را ادامه دهند پیشگامان مجله و به ویژه دکتر حیدر زاده که این شماره مجله به احترام او به وی تقدیم شده است، افرادی را تربیت کرد - مستقیم و غیر مستقیم - که توانایی فعالیت در این حوزه را داشته باشند. در کنار این موضوع نجوم توانست در طی 20 سال قبل، گروه بزرگی از افراد را به بهانه نجوم با علم آشتی دهد و مسیر زندگی آنها را تغییر دهد. شاید به جرات بتوان گفت نقش نجوم در کنار نهادی مانند رصدخانه زعفرانیه تهران در این زمینه غیر قابل انکار باشد.

4- تاریخ نجوم اما همه شادی و موفقیت نیست. مجله با اتکا بر منابع غیر دولتی با دشواری های زیادی در نشر و توزیع روبرو است بارها تا آستانه تعطیلی پیش رفته و اینکه هنوز منتشر می شود خود داستان هیجان انگیزی است. در این مدت این مجله هم مانند هر نهاد دیگری از اختلاف ها و سو تفاهم ها در امان نبوده است بسیاری از تغییرات در مجله و فاصله گرفتن ها و بازگشت های متعدد در ساختار مجله حاصل همین تغییرات شتاب آلود بوده است. دست زدن و هورا کشیدن برای مجله نجوم به مناسبت 200 امین شماره اش به معنی ندیده گرفتن همه کاستی ها نیست بلکه به معنی امیدهایی است که رو به آینده وجود دارد. هیچ کس منکر اشتباهات و روش های نادرستی نیست که گاه گاه در این مجموعه ممکن است رخ داده باشد. هیچ تضمینی هم برای عدم تکرار آنها نیست اما امیدهای فراوانی وجود دارد که مجله بماند و بتواند از این توفان سو تفاهم ها عبور کند و با ارتقای خود کمکی هم به رشد جامعه اش کند. آنچه مرا بیش از هر زمانی به ادامه راه مجله امیدوار می کند نبود نقصان نیست این نکته است که در تحریریه امروز نجوم شاهد ریز بینی و واقع بینی هستم می بینم که نقدهایی که این گروه از خود می کنند صدها بار بیش از سخت ترین تهمت های بیرونی است و به همین دلیل امید به بهبود بیشتر هر روز قوت می گیرد.

5- در کنار نقدهای واقعی وارد به مجله اما گاه بی انصافی های بی نظیری را می بینیم که نمی دانم چه می توان نامیدش. من می فهمم و درک می کنم که کسی با مدیریت مجله دچار مشکل باشد ، از بخشی از رویکردهای ماهنامه انتقاد داشته باشد و با آن مخالفت کند و حتی به تندترین وجه از مجله انتقاد کند این ها اگر نباشد به معنی مرگ مجله است اما وقتی کسی که آشنای خود مجله و افراد آن است آن را به کشتی دزدان دریایی تشبیه می کند که سکان داران آن درکل جمعی علم به مال فروش هستند نمی دانم آیا این واقعا نقد و نظر است یا چیز دیگر. البته به نظرم تعبیری کنایه گونه در این اشارت وجود دارد. وقتی دیدم پرچم دزدان دریایی را روی جلد شماره 200ی که این همه برای آن زحمت کشیده شده است می اندازند، ابتدا حس بدی را تجربه کردم اما دیدم شاید کنایه ای طعنه آمیز در آن باشد. می دانید علامت جمجمه و 2 استخوان روی هم که اینک نماد دزدان دریایی است بسیاری پیش از این معنی دیگی داشته است. این نماد را امروزه می توان برروی مقبره افراد برجسته مسیحی دید و در تاریخ شوالیه ها نشان آن را گرفت. زمانی این نشان، نشان مومنینی بود که مردم با دیدن آن مطمئن می شدند کسی که آن پرچم را حمل می کند قابل اطمینان است و می توان به او اعتماد کرد. بعدها دزدان دریایی آن نشان را ربودند تا از اعتماد عمومی به آن نشان سو استفاده کرده و کشتی ها را به دام خود بیاندازند این گونه بود که علامتی که نشان از کمک بی چشم داشت و نا محدود داشت به نماد قصاوت بی پایان بدل شد. این داستان در نجوم و جامعه نجوم هم می تواند رخ دهد!  جامعه ای که من در نجوم به دنبالش می گشتم دنیایی بود که علاقه ساکنانش دیدن عظمت کیهان بود ، ساکنانش جایگاه واقعی خود در جهان را می شناختند و چون به خردی و کوچکی خود آگاهی می یافتند از غرور و مصیبت «منم منم» و بی انصافی دور می شدند. نجوم آماتوری برای من بیرقی بود که حاملانش این گونه بودند اما داستان علامت دزدان دریایی در این جا هم ممکن است رخ دهد. دیگر مطمئن نیستم آنکه بیرق نجوم و نام این دانش بر خود نهاده چنین باشد . می ترسم خودم هم دستخوش این تغییرات شده باشم و یا در آینده چنین شوم و اتفاقا مجله نجوم یکی از نهادهایی است که هم باید خود را بهبود بخشد و هم سعی کند اجازه ندهد دیگرا این نشان محترم را برباسند.

6- مجله اما راه طولانی در پیش دارد. در عصر پر شتاب دانش امروز اگر مجله بخواهد بماند باید حرفه ای باشد و به اصول حرفه ای ژورنالیسم علمی در همه سطوح از مدیریت گرفته تا نگارش و ویرایش و چاپ و غیره تن در دهد. راه پیش رو شاید حتی سخت تر از راه های سخت پشت سر گذاشته شده باشد اما امید این کاروان را به پیش خواهد برد. باشد که مجله نه تنها بماند که خوب بماند و بهتر شود.