پوريا ناظمی

فیروز نادری، رهبر اکتشافات روباتیک منظومه شمسی جی پی ال

چارلز الاچی مدیر مرکز JPL (مرکز تحقیقات اکتشافات روباتیک ناسا) دکتر فیروز نادری را  به سمت مدیر اکتشافات منظومه شمسی این سازمان منصوب کرد. دکتر فیروز نادری که در حال حاضر مدیر فرمولاسیون پروژه ها و استراتژی JPL است از نیمه ماه آگوست در سمت جدید خود خدمت خواهد کرد. جیکوب ون زول (JAkob Van Zvl) جایگزین او در این سمت خواهد شد.

متن زیر ترجمه خبر وب سایت اخبار JPL در این باره است:

«دکتر فیروز نادری در سمت جدید خود بر ماموریت های اکتشافی روباتیک JPL نظارت و مدیریت خواهد کرد. چه آنهایی که در حال طراحی برای آینده هستند و چه آنهایی که هم اکنون در حال اجریند. ماموریت هایی مانند کاسینی در اطراف زحل و داون (Dawn یا سپیده دم) ماموریت اکتشافی سیارک وستا. همچنین ماموریت هایی که در آستانه پرتاب نیز قرار دارند زیر نظر او اداره خواهند شد ماموریت هایی مانند جونو به مقصد مشتری و گریل به مقصد ماه. در عین حال او درقبال فعالیت های JPL که از برنامه پروازهای سرنشین دار آینده ناسا، حمایت خواهد کرد، نیز مسوول خواهد بود.

عکس از بابک امین تفرشی

چارلز الاچی ، رییس JPL در معرفی نادری برای سمت جدیدش گفت: «فیروز، سرمایه ای یکتا از تجربه را وارد این پروژه ، برنامه و مدیریت سازمانی خواهد کرد که در کنار تجربه بخش مدیریتی ناسا به کمک ما می آید. در گذشته هرقت من با چالش سازمانی مواجه می شدم ، فیروز اولین نفری بود که به او مراجعه می کردم. 15 سال پیش از او خواستم تا برنامه سرمنشا (Origins) را شکل دهد. برنامه ای که از نظر فنی ما را در جایگاه رهبری قرار داد و هنوز هم مشغول دیدن ثمرات آن هستیم . در سال 2000 و در دوره ای بحرانی برای برنامه اکتشاف مریخ، ناسا او را به عنوان مدیر این برنامه انتخاب کرد و او کمک کرد تا این برنامه به موفقیتی خیره کننده برای JPL و ناسا بدل شود.

سپس 6 سال پیش من دوباره به سراغ او رفتم و از اوخواستم تا پست جدیدی به نام مدیر فرمولاسیون را تعریف کند و او چهارچوبی طراحی کرد که برای سال های پیش رو به کمک JPL خواهد آمد. چالش فعلی پیش روی ما این است که ماموریت های سیاره ای و منظومه شمسی را خلاقانه تر ، ارازان تر و همراه با دست آوردهای علمی فراوان طراحی و اداره کنیم . من به فیروز نیاز دارم تا گروهی از افراد برجسته را رهبری کند تا مطمئن شویم JPL به رهبری جهانی خود در اکتشافات منظومه شمسی ادامه خواهد داد»

دکتر فیروز نادری تا کنون جوایز و افتخارات زیادی را کسب کرده است، از جمله؛ مدال رهبری ممتاز ناسا و عالی ترین جایزه آژانس فضایی، مدال خدمات ممتاز که به پاس همکاری و مشارکت ممتاز وی به دانش فضایی و اکتشافات به او اهدا شده است، او همچنین مدال Hall of Fame و نشان جزیره الیس را به پاس مشارکت های ممتاز خود در غنی تر کردن جامعه آمریکایی و نمادی از تنوع فرهنگی آن دریافت کرده است. اخیرا نیز وی جایزه ویلیام راندولف لولاک دوم را از انجمن فضا نوردی آمریکا دریافت کرده است.

فیروز نادری در شهر شیراز در ایران به دنیا آمده است و 45 سال پیش به ایالات متحده مهاجرت کرد. او کارشناسی خود را از دانشگاه ایالتی ایوا و کارشناسی ارشد و دکترایش را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در لس انجلس اخذ کرده است. »

 بدین ترتیب دوره تازه ای در برنامه اکتشافات روباتیک منظومه شمسی ناسا آغاز و فیروز نادری پرچمدار این دوره جدید برای مقابله با چالش های پیش رو خواهد بود.

دکتر نادری در صفحه شخصی اش در فیس بوک در این باره نوشته است: « ابتدای دهه پیش نوبت مریخ بود و اینک نوبت بقیه منظومه شمسی است. از چالش جدید هیجان زده ام . JPL رهبر جهان در اکتشافات منظومه شمسی است و من قصد دارم این وضع را در مقابل چالش های جدید و رقابت با دیگر سازمان های خوب این حوزه، حفظ کنم.»


پایان یک دوران

توضیح : این متن را در اصل برای انتشار امروز در جام جم آنلاین نوشته بودم که متااسفانه به دلیل نقص فنی نتوانستم امروز خبرها را آنجا منتشر کنم برای همین دوباره نوشتمش برای اینجا و به همین دلیل قدری شخصی تر شده است.

 ---

تمام شد. سرانجام داستانی دلکش و پر فراز و نشیب به پایان رسید. داستانی که روایتش، برای هم سن و سال های من تقریبا همه عمر آنها به درازا کشیده بود. داستانی که به ما الهام بخشید، متاثرمان کرد و نگاهمان را تغییر داد و خاطرات نسلی را شکل داد.

امروز در سپیده سحر و آغاز گرگ و میش هوا بود که آخرین بازمانده کاروان در تاریکی و در میان نسیم همیشگی ساحل اقیانوس به خانه برگشت. آتلانتیس سفر طولانیش را برای همیشه پایان داد و بر باند فرود پایگاه کندی به زمین نشست. چترهای سرعت گیرش باز شدند و سرانجام در انتهای باند برای همیشه آرام گرفت. کارکنان این ایستگاه قدیمی به استقبالش آمدند در میان آنهای بسیاری دیگر از فردا کاری نخواهند داشت و شغل خود را با این فرود به کناری می گذارند.

پایگاه فضایی کندی روزهای تاریخی بسیاری را دیده است. روزی که ساختمان عظیم مونتاژ شاهد جنب و جوش عظیمی بود و در دال آن نخستین موشک ماه پیما پیچ به پیچ و قطعه به قطعه روی هم سوار می شد. هزاران قطعه هر یک از مسیرهای درو و نزدیک به آنجا آورده می شدند تا زنان و مردان سختکوش آن به همراه هزاران دانشمند و مهندس پیشرو کاری غیرممکن را به انجام برسانند و آپولو هوا کنند که کردند.

آنها نخستین روزهای آن پروژه را به یاد دارند روزی که بر سکوی پرتاب اتفاقی کوچک آتش سوزی در اتاقک مملو از اکسیژن آپولو – 1 ایجاد کرد و 3 فضانورد آن زنده در آتش سوختند. اما امیدها نا امید نشد. این پایگاه و ساختمان های آن روزی را به یاد دا دارند که غرش موتورهای موشک ساترن ماموریت آپولو 11 را آغاز کرد همان ماموریتی که آرمسترانگ و انسان را بر سطح ماه فرود آورد تا او به درستی آن لحظه تاریخی را توصیف کند:«قدمی کوچک برای یک انسان و جهشی غول آسا برای بشریت».

آنها روزی را به یاد می آورند که اینترپرایز در دورانی بسیار دور فرود آزمایشی خود را بر باند فرودگاه آن با موفقیت انجام داد. فضاپیمای هواپیما شکل و سفید جدید، انگار مردم آن عصر را به دوران آینده پرتاب کرده بود. فضا نوردان دیگر لازم نبود در دل امواج دریا و یا دل صحراهای روسیه با چتر نجات به سیاره اشان بازگردند آنها مانند ایده های آینده نگرانه فضایی با همان فضا پیمایی که به مدار رفته بود به زمین باز می گشتند.

آنها شادی پرتاب نخستین ماموریت شاتل ها را به خوبی به یاد می آورند. روزی که صدها هزار نفر را به ساخل اقیانوس کشید تا شاهد پرتاب اولین ماموریت رسمی و سرنشین دار شاتل ها باشند.

این ایستگاه در خاطره خود روزهای شاد و غمگین بسیاری دیده است. آن روزی که چلنجر در مقابل چشمان هزاران علاقمند نگران در میان آسمان منفجر شد و سکوتی مرگبار آن جزیره را در بر گرفت . روزی که هابل و اودیسه سوار بر شاتل های به مدار زمین رفتند تا داستان خود را آغاز کنند. روزی که شاتل ها بی اعتمادی میان شرق و غرب را شکستند و در فضا به دیدار همتایان روس خود رفتند.

روزی که آنها دست در دست پرتابه های سازمان های فضایی دیگر بنای بزرگتارین سازه دست بشر در مدار زمین را آغاز کردند. روزی که قرار بود ماموریت شاتل فضایی کلمبیا با موفقی به پایان برسد و تنها چند دقیقه پیش از آنکه چرخ های کلمبیا باند فرود را لمس کند ، آن شاتل و 7  فضانوردش در اسمان به شهاب درخشانی تبدیل شدند و بقایای بدن آنها و سفینه میزبانشان در طول چند ایالات مختلف پراکنده شد.

و آنها روزی را به خاطر می آورند که برای آخرین بار آتلانتیس نعره کنان آسمان را شکافت و به آخرین دیدار دست ساز خودش رفت. و آنها امروز را به خاطر خواهند آورد. روی که در آن آخرین فرود شاتل ها اتفاق افتاد در گرگ و میش هوا شاتل آتلانتیس پس از بیش از 300 روزی که در  کل عمرش در فضا سپری کرده بود به زمین بازگشت تا پایان داستان را رقم بزند.

30 سال پیش که اولین شاتل به مدار زمین سفر کرد نه خبری از کامپیوتر های شخصی بود و نه خبری از تلفن های همراه و دوربین های دیجیتال. آن روزها کامپیوتر ها نخستین روزهای عمومی شدن خود را سپری می کردند هنوز تا روزی که ایده اینترنت و وب جهانی به ذهن طراحانش خطور کند راه طولانی وجود داشت. هنوز 20 سالی مانده بود که دو جوان در گاراژ خانه ای موجودی به نام گوگل را بنا کنند و هنوز حدود 25  سال تا زمانی که نخستین ایده ها به ذهن مارک زاکربرگ برسد و فیسی بوکی را اختراع کند که امروز بیشتر پست هایش درباره پایان عصر شاتل ها بود، زمان مانده بود.

آن روز مردم ظاهر دیگری داشتند. جور دیگری می اندیشیدند و جهان را گونه دیگری می شناختند. برنامه شاتل ها در طول این 3 دهه از تغییرات هولناک با ما همراه بود. چه کسی فکر می کرد که جهان در 3 دهه چنان تعییر کند و چنان جهش فناوری روی دهد که پاپ، رهبر کاتولیک های جهان از دفتر مقدسش در واتیکان با فناوری روز با خدمه شاتل فضایی صحبت کند؟  چه کسی گمان می کرد در طی این دوره پای توریست ها به فضا باز شود؟ ایده هتل های فضایی به مرحله آزمایشی برسد، بخش خصوصی وارد سفر به فضا شود و ریچارد برانسونی که هنگام اولین پرواز 30 سال بیش نداشت ثبت نام مسافران برای سفرهای کوتاه زیر مداری را در شرکت ویرژن گالاکتیک آغاز کرده باشد؟

در این سال ها که شاتل ها به مدار زمین سرک می کشیدند و ما بزرگ می شدیم دنیا تغییر کرد.

اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشید، چین راه های جدیدی به سوی مدرنیته برداشت به غولی تبدیل شد که جهان را در تصرف محصولاتش در آورد و حتی پای در فضا گذاشت، در ایران انقلاب به پیروزی رسید و یک جنگ طولانی آغاز شد و به پایان رسید، اتحادیه اروپا در قالب کنونی اش تاسیس شد. جهان متوجه گرمایش زمین شدند. آب دریاها بالا آمد. لایه اوزون آسیب دید و خود را ترمیم کرد. تلوزیون های مردم رنگی شدند، کامپیوترهای شخصی قدم به خانه های مردم گذاشتند. لپ تاپ و موبایل و تبلت های لمسی اختراع شد. شبکه جهانی اینترنت سر بر آورد، ایمیل دنیا را کوچک کرد، شبکه های اجتماعی مردم را به هم نزدیک تر کردند و جهان هر روز بیشتر به دهکده ای کوجک تبدیل شد.

شاتل ها تنها نماد یک دوره اکتشاف فضایی نیستند. آنها نماد دوره ای از پرشورترین اکتشافات علمی و فناوری اند . زندگی ما در خلال این سه دهه انچنان شتابناک تغییر کرده است که اگر ماشین زمانی بود و کسی را از 30 سال پیش ، همان روز که اولین شاتل به آسمان بال گشود، یک باره به امروز می آوردیم ، شاید این همه تغییر یک باره دیوانه اش می کرد.

اینک آتلانتیس در فلوریدا و کندی آرام گرفته است . جایی که برای همیشه در آن باقی خواهد ماند. دو خواهرش نیز به دو موزه دیگر فرستاده می شوند تا آنجا الهام بخش جوانانی دیگر باشند.

امروز که خدمه شاتل از آتلانتیس پیاده شدند فرمانده اش در مقابل دوربین ها گفت شاتل را با افتخار به نسل بعدی واگذار می کنیم و من روزی را می بینیم که پسر 6 ساله ای در مقابل آن ایستاده و با دیدن آن و مرور داستانش به پدرش خواهد گفت من نیز رویای فضانورد شدن دارم. این واقعیت و میراثی است که از شاتل های باقی خواهد ماند.

برای ما و هم سن و سال های ما، شاتل یادآور یک عمر است. ما با شاتل ها بزرگ شدیم و هم راه آنها سالخورده گشتیم . دنیای ما در این سال ها تغییر کرد و البته که شاتل ها دیدگاه ما را تغییر دادند. آنها و وسایلی که آنها به مدار زمین بردند – که فقط یکی از آنها تلسکوپ فضایی هابل بود- دید ما از جهان را تغییر داد.

ما فرزندان یکی از اعصار الهام بخش اکتشافات فضایی هستیم .

به یاد می آورم هنوز مدرسه نمی رفتم که ماکت کوچکی از شاتل فضایی را در میان اسباب بازی هایم داشتم و با نگاه به آن سودای فضا را در سر می پروراندم. 8 سالم بود که تلوزیون آن روزها در خبر ساعت 9 شبکه 1 تصویری کوتاه از فاجعه ای بزرگ را نشان داد  فضا نوردانی که در پرتاب شاتل زنده سوخته بودند. چلنجر منفجر شد . فردای آن روز کیهان تصاویر و گزارشی از آن رویداد داشت که بسیار کوتاه بود و ناقص اما همان باعث شد که آن مطلب را ببرم و در پوشه ای بگذارم از همان جا بود که خبرهای علمی روزنامه ها را تا جایی که می دیدم می بریدم و نگاه می داشتم و چه می دانستم که روزی خود نویسنده آن خبرهای خواهم شد. از دانشگاه که به تهران برگشتم برای مجله نجوم روی رصدماهوراه ها کار کردم . بابک امین تفرشی دعوت کرد تا در باشگاه جوان نجوم سخنرانی داشته باشم . اولین سخنرانی ام درباره رصد ماهواره ها بود و چه خوش شانس بودم که پس از سخنرانی ام شاتل از فراز تهران می گذشت. با دوستانمان به حیاط دانشکده فیزیک آمدیم و شاتل را که تازه از ایستگاه فضایی جدا شده بود ف‌به همراه این ایستگاه و همچون دو نقطه درخشان که رقص کنان در کنار یکدیگر در حال حرکت بودند هنگام گذر از فراز ایران به تماشا نشستیم . چند سال بعد در اتاقم برای سایت نجوم خبر آماده می کردم . قرار بود کلمبیا به زمین بنشیند. ناگهان ایمیلی از دوستی از رصدگران ماهواره ام باعث شد به سواد انگلیسی ام شک کنم پیامش کوتاه بود : «خدای من منفجر شد»

دیوانه شده بود یا شوخی بی مزه ای را آغاز کرده بود ؟ 1 دقیقه ای گذشت که ناگهان سایت ناسا سایت اسپیس فلایت ناو و هر چه می شناختم برای دقایقی از دسترس خارج شدند و قبل از آنکه دوباره باز آیند ، برروی تصاویر تلوزیون ناسا که با اتصال دایل آپ آن دوره هر چند ثانیه یک بار لود می شد فاجعه را دیدم . شهابی درخشان و چند هسته ای که در جو فرود می آمد. کلمبیا و 7 فضانوردش برای همیشه رفته بودند. تا چند دقیقه صدایم بیرون نمی آمد ، من که این سوی دنیا بودم و از دور راوی پرواز دوستان قدیمی ام.

شاتل ها دوباره به پرواز درآمدند. این بار دیگر دیدن پرواز شاتل ها رویا نبود . در استودیو شبکه 4 با سیاوش صفاریان برنامه آسمان شب را موقت قطع کردیم تا پرتاب شاتل را به طور زنده با مردم به اشتراک بگذاریم. زمان گذشت و آخرین پرواز شاتل را زنده در سایت جام جم گزارش کردم و امروز ...

تمام شد. به پایان رسید. افسانه 30 ساله شاتل ها به آخرین فصل خود رسید.

می گویند انسان ها از 3 سالگی است که خاطرات خود را به درستی و کامل به یاد می آورند اگر این داستان درست باشد نخستین خاطراتی که به طور منظم در ذهنم شکل گرفته همان روزهایی بوده است که اولین شاتل به فضا رفت. وه که چه خاطراتی از این 3 دهه در ذهنم و ذهن همه ما نقش بسته است!

شاتل ها تمام شدند اما نه تنها میراث آنها که زندگی و اکتشاف ادامه دارد. پایان عصر شاتل ها آغز عصر دیگری خواهد بود عصری که شاید دوران جدیدی را نوید دهد. فناوری های جدیدی خواهند آمد و دوران های طلایی دیگری در پیش است. از هم اکنون به همه آنها خوش آمد خواهم  گفت اما اگر قرار باشد یک یادگار برروی میز کار خود بگذارم ، مجسمه شاتل ها ی فضایی خواهد بود. ابزارهایی که الهام بخش من و بسیاری دیگر بودند و برای سال های کودکی آنها را نماد عصر فضا می دانستم و بعدتر با آنها احساس خویشی کردم. آنها را هیچ گاه از نزدیک ندیدم اگرچه چند باری آنها را در هنگامی که از فراز آسمان ایران می گذشتند بدرقه کرده ام اما آنها نه تنها برایم نمادی از دوران طلایی شاتل ها که یادآوری از 3 دهه پر شور ابداع و اختراع و رشد علم و فناوری در کنار شجاعت و سختکوشی زنان و مردان با اراده ای است که این رویا را در روزگاری دور عملی کردند.

 


گرفتاری های روز شلوغ

نمی دانم چرا هر وقت به شدت سرمون شلوغ می شود و از ژیش هم می دانیم که قرار است شلوغ شود همه چیز درست در جایی که انتظار داری برنامه هایت طبق برنامه باشد، ‌تصمیم می گیرد که سر به سرت بگذارد. حالا این شده وضعیت من.

وسط همه گرفتاری هایی که در این چند هفته داشتم و دارم انبوهی از کارهای پیش بینی نشده به کارهایم اضافه شده و از طرف دیگر هم اتفاقاتی که قرار بود در این مدت بیفتد نمی دانم چرا نمی افتد.

برای مثال کتابی که چند سال پیش ترجمه کرده بودم و تقریبا یادم رفته بود یک باره از سیاهچاله بیرون آمد و خبرم کردند که باید ویرایش نهایی اش صورت بگیرد تا برود برای چاپ آن هم در شرایطی که همینطوری وقتی برایم وجود ندارد.

در نتیجه 4 شبانه روز است که به جز زمان های کوتاهی دارم روی آن کار می کنم و تقریبا هر روز تا صبح بیدارم . همین هم شد باعث بدقولی ام در جام جم آنلاین. امشب این کتاب را تمام می کنم و دوباره کار جام جم آنلاین شروع می شود .

فقط امیدوارم بقیه برنامه هایم طبق برنامه پیش برود و به خصوصو مشکلات موجود را در 2 هفته آینده حل کنم (آیا این یک انتظار منطقی است؟؟؟) اگر واقعا همه چیز در زمانش درست شود باید گفت چیزی شبیه به یک معجزه رخ داده است.

به هرحال خوشبختانه وضع همه مثل من نیست . وب سایت دانش فضایی و شهرام یزدان پناه ایده های جدیدش را کم کم رو می کند بعد از رادیو سایت اکنون ویدیو کست های آن هم به تهیه کنندگی و کارگردانی سیاوش صفاریان آغاز شده است که اولینش را اینجا می توانید ببینید.

امیدوارم این کار ادامه پیدا کند چون فوقا لعاده تاثیر گذار و مهم می تواند باشد.


پدر و پسر شاهدان آغاز و پایان شاتل ها

جام جم: سال پیش زمانی که برای نخستین بار سفینه فضایی جدیدی به نام شاتل فضایی قرار بود عصر جدیدی بعد از دوران پر شکوه فتح ماه را رقم بزند، کریس بری به همراه پدرش به خیل جمعیتی پیوستند  که در ساحل ایالت فلوریدا گرد هم آمده بودند تا نخستین پرواز شاتل های فضایی را از نزدیک به تماشا بنشینند و درآن لحظه تاریخی سهیم باشند.

 

 

 

از آن پس کریس و پدرش هیچگاه دوباره برای تماشای پروازهای شاتل ها به آن ساحل نرفتند تا چند روز گذشته که قرار بود آتلانتیس برای آخرین بار به فضا اعزام شود و پرونده شاتل ها را برای همیشه ببندد. 30 سال پس از آن روز تاریخی که آنها شاهد آغاز عصر شاتل ها بودند در کنار هم و در حالتی شبیه به 30 سال پیش پایان عصر شاتل ها را هم به نظاره نشستند. تصویری که از این دو رویداد از آنها گرفته شده است سفری 30 ساله را روایت می کند. ادامه ...


Bruce McCandless II review for end of the Shuttle era

Few days ago I asked former NASA astronaut Bruce McCandless II to share his ideas about last shuttle mission with the Jam-eJam online Science. He wrote the following review for me and I published its Persian translation at Jam-e-Jam online.
You can find his original English version here:
Bruce McCandless was travelled into space 2 times with Space shuttles Challenger and Discovery. In STS-41 B, he marked the first Manned Maneuvering Unit (MMU) and during his 2nd flight in STS-31 he was member of crew of Discover who delivered Hubble Space Telescope into the Orbit. Here is his review for Jam-e-Jam.


Space Shuttle Overview

    by Bruce McCandless II
        4 July 2011


    Any “Space Shuttle retrospective” must start by recalling that the program was originally The National Space Transportation System.  Here the word “the” in reality meant “the one and only” and “national” expanded its scope to include all U. S. launch customers.  Consequently, the NSTS (as it was called) was to have been the only way into space for U.S. customers (NASA, military, NOAA, commercial, scientific – everybody), and also sought to capture as much of the international market as possible.  It was on this basis that initial projections showed 500 launches in the first ten years of operations – roughly one per week!  This author is skeptical that the 50/year rate could have been achieved, but believes that, perhaps, 25/year would have been realistic.  These high flight rates were necessary to justify the claimed reduction in cost per pound (or kilogram) launched by a factor of ten.  The big divisor was needed to reduce the fixed costs (aka the “standing army”) to an acceptable cost per launch.

    The CHALLENGER Accident (STS 51-L) changed all that in two ways.  First, the investigating commission, led by former Secretary of State William P. Rogers, recommended that NASA not risk human lives (the crew) by carrying payloads that could be carried on unmanned rockets or by carrying non-essential “space flight participants,” such as a teacher, journalist, or government official.  Second, the 2½ year-long hiatus in Shuttle operations associated with the post-accident engineering improvements required the introduction and use of alternative launch systems, such as the Titan-34D “Contingency Launch System” to fill the gap.  From that point in time onwards there was never the prospect of enough demand to make the Shuttle financially viable.

    That said, the Space Shuttle has been a truly remarkable technological achievement:
1)    It was (and is) the world’s first mostly reusable launch system, undertaking a total of 135 missions.
2)    It provided a major “cargo return from orbit” capability not approached by any other system, and landed on a runway!
3)    It featured the highest performance, reusable, throttlable, liquid hydrogen / liquid oxygen rocket engines.
4)    As the first large, totally digital, “fly-by-wire” aircraft, it pioneered the technology of redundant, “real time” computer control easing the acceptance of current aircraft such as the Boeing 777, Airbus A320, and later models.
5)    Its ability to carry a large crew (up to 8 persons) with consumables and privacy facilities accommodated both mixed-gender crews and up to five EVA’s (“spacewalks”) on missions such as those servicing the Hubble Space Telescope.
6)    It pioneered a new heat protection system in which the TPS (Thermal Protection System) tiles radiated heat back out through the boundary layer, instead of “sluffing off” (ablating) material to carry away heat.
7)    It demonstrated the capability to retrieve small  satellites from LEO (e.g., WESTAR 6 and PALAPA B-2) and to repair / refurbish assorted satellites (e.g., Solar Maximum Observatory, SYNCOM IV-3,  INTELSAT VI-F3).

On the negative side of the ledger, the Space Shuttle lacked an effective escape system.  After the first four test flights, which had ejection seats for their two-man crews, NASA relied on the assertion that it was “as safe as an airliner” – until the loss of CHALLENGER.  By then it was deemed too late and too expensive to retrofit a truly effective escape system.  This author only needed an escape system once – in 1961.  But he is eternally grateful that it worked as advertised when he did need it.

Another shortcoming was the failure to demonstrate a fully automatic landing capability.  It was a design requirement from the very beginning, supported by a Microwave Scanning Beam Landing System (MSBLS) and all the on-board computerization, but never actually proven.  On all Shuttle landings the Commander has taken manual control (over the inputs to the computers, which always actually command the control surfaces) for the last minute or two prior to touchdown.  Such landings have been beautiful to behold, but have also been costly in terms of the required training and proficiency levels.  Surely a commander returning from a 2½ year mission to Mars would not be as “sharp” as one completing a two-week mission in Low Earth Orbit (LEO).

The Space Shuttle, however, was never intended to go deeper into space than LEO.  At roughly 200,000 pounds mass (just under 100 metric tonnes) in orbit, with a lot of that devoted to ascent (main engines and piping, external tank fittings and doors, etc.) or entry and landing (aerodynamic controls, wings, wheels, etc.) it was too massive to realistically send to lunar orbit (and back).  Additionally, the higher velocity returning from the moon compared to deorbit from LEO, would have required the Shuttle TPS to dissipate about 40% more energy – which it would not be able to do without major redesign and refurbishment.  Consequently, America’s desire to push farther out into space – to asteroids, the moons of Mars, and eventually, to the surface of Mars itself, requires another vehicle – another “system.”

American culture holds that government should only do those things that cannot be accomplished by free enterprise.  We have reached a point in the maturity of space technology where the private sector possesses the capability to build and operate launch vehicles, cargo delivery (to the ISS) systems, and even human transportation systems.  As examples of novel cargo delivery systems, note the existence of the European Ariane Transport Vehicle (ATV) and the Japanese H-II Transfer Vehicle (HTV).  The Space-X Falcon 9 + Dragon cargo module is expected to fly later this (2011) year.  There have been attempts to field a human transportation system in the past, but all have had the specter of asymmetric competition from the Space Shuttle, thereby dampening prospective investor’s enthusiasm.  If nothing else, the retirement of the Shuttle will remove this impediment.

While the launch and reentry stresses on its crew were constrained to low levels to enable the “average man” to fly into space, and John Glenn at age 76 flew as a mission specialist, it did not really open the door to private space flight or “space tourism.”  NASA’s restrictive policies forced interested individuals to arrange flights aboard Russian SOYUZ vehicles.  Seven different  individuals have made such flights, to the ISS, and have behaved and performed quite respectably.

The CONSTELLATION Program was, in spite of its flaws, presented as a complete system for return to the moon.  The principal surviving element from this program is the ORION crew module, now dubbed the Multi-Purpose Crew Vehicle.  It will enable human missions beyond LEO, but can be pressed into service to & from the ISS if desired.  Its first unmanned test flight is planned in 2013, but could be accelerated in deemed appropriate.  One of the recommendations (Paragraph 3.1) from the “Second Augustine Commission” (Seeking a Human Spaceflight Program Worthy of a Great Nation (2009)) was that the United States should develop broad capabilities first, and select the specific destinations later.  It is down this path that the United States is now proceeding.  In the meantime we (collectively with our partners) have completed construction of the ISS.  Now with six crew members permanently on board it is time to concentrate on research and reap the returns on our investment while the next generation of crew transportation/exploration vehicles completes development.



 

 


یادداشت بروس مک اندلس در باره شاتل های فضایی در آستانه آخرین پرواز

تا جمعه زمان زیادی باقی نمانده است. اگر وضعیت هوا مناسب باشد و شرایط آب  و هوایی پایگاه کیپ کاناورال در ایالت فلوریدا  اجازه دهد، برای آخرین بار در تاریخ یک شاتل فضایی از سکوی پرتاب خود در پایگاه کیپ کندی، نعره کنان به سوی آسمان و دیدار با ایستگاه فضایی پر خواهد گشود. زمانی که این شاتل بر باند فرود کیپ کندی فرود آید پرونده 30 ساله شاتل های فضایی برای همیشه بسته خواهد شد. این مقطع تاریخی فصل مهم و ماندگاری در تاریخ فعالیت های فضایی بشر خواهد بود. شاتل های فضایی اگرچه طرح اولیه اش حتی پیش از پرواز انسان به ماه مورد بررسی قرار گرفت اما بعد از سفر به ماه بود که به نماد پروازهای فضایی سرنشین دار تبدیل شد. 135 پرواز شاتل های فضایی کمک بسیاری قرار دادن ماهواره ها در مدار، تکمیل ایستگاه بین المللی فضایی و آزمایش های مداری کرد. اینک در آستانه آخرین پرواز شاتل نگاهی به داستان شاتل های فضایی جذاب تر خواهد بود. به ویژه اگر این نگاه از سوی یکی از فضانوردان با سابقه ناسا که خود در 2 ماموریت شاتل های فضایی چلنجر و دیسکاوری با این سفاین فضایی به مدار زمین سفر کرده است، باشد.

بروس مک اندلس، فضا نورد پیشین ناسا، یکی از معروف ترین فضا نوردان دوره شاتل ها است. آزمایش معروفی که وی با صندلی موتور دار فضایی به تصویری فراموش نشدنی از آزمایش های انسان در مدار تبدیل شد. او با کمک صندلی موتور دارش بدون آنکه توسط بند یا اتصالی به شاتل متصل باشد برروی صندلی اش از شاتل دور شد و برای مدتی به قمری کوچک و انسانی برای زمین تبدیل شد.

 

بروس مک اندلس متولد سال 1937 است او در سال 1984 اولین سفر فضایی اش را به همراه شاتل فضایی چلنجر انجام داد و در همین پرواز بود که سامانه مستقل پروازی فضانوردان را به آزمایش گذاشت. او دوباره و در سال 1990 با شاتل فضایی دیسکاوری به مدار زمین رفت. ماموریتی که به دلیل انتقال تلسکوپ فضایی هابل به مدار زمین در تاریخ ماندگار شد.

 

در آخرین روزهای پیش از آخرین پرواز شاتل ها از بروس مک اندلس خواستیم تا برای خوانندگان جام جم ، یادداشتی در باره پایان دوره شاتل ها بنویدسید که در کمتر از 24 ساعت مانده به آخرین پرواز شاتل ها (در صورت عدم تاخیر) در جام جم آنلاین منتشر می شود.

می توانید این یادداشت را اینجا بخوانید.


 

هفته گذشته و پس از آغاز به کار گوگل +‌ مطلبی را از یکی از وبلاگ های مجله ویرد در این زمینه ترجمه و در جام جم آنلاین منتشر کردم که می توانید آن را در اینجا بخوانید.

پس از آن بسیاری از دوستان در کامنت های جام جم آنلاین(که البته من امکان انتشار و پاسخ به آنها را ندارم و فقط می بینمشان) و جاهای دیگر تذکر داده بودند که دیکته کلمه پاتوغ را اشتباه نوشتم. البته من گاه گاهی به دلیل سرعت تایپ کردن اشتباهات تایپی زیادی در متن هایم وجود دارد اما در این باره اشتباهی نبوده است . بر اساس لغت نامه دهخدا کلمه پاتوغ با غ است و به اشتباه گاهی با قاف نوشته می شود.


یادداشت های پراکنده - 1

این یادداشت را پس از سفر اخیرم به اصفهان نوشته بودم و در بخش یادداشت های شمار ه اخیر ماهنامه نجوم هم منتشر شد. بد ندیدم در اینجا هم آن را با خوانندگانم شریک شوم.

---
16 اردیبهشت روز جهانی نجوم بود. خود آنها که بانی این روز بودند نوشته بودند شنبه 17 اردیبهشت جلالی را به جشن بهاری نجوم می نشینند و ما که سال ها است به توصیه خود بانیان این جشن عمومی که توصیه کرده بودند این جشن باید در تعطیلی پایان هفته باشدتا جماعت، فارغ از کار و پیشه و دلمشغولی هر روزه و به دور از آن همه فشار که محیط های کاری به افراد وارد می کنند، بتوانند عصری و شبی را به شادی به میهمانی آسمان بروند، یک روز زودتر این مراسم را گرامی می داریم 16 ام برایمان روز نجوم بود.
امسال البته جمعه 16 اردیبهشت هیچ حال و هوای روز نجوم نداشت نه تنها کشور در فضای ایام سوگواری بود که ماه هم در آسمان  وضع خوبی نداشت برای جماعتی که می خواستند غروبشان را به دیدارش شاد کنندهمین شد که گروه های نجومی بسیاری ترجیح دادند این بزرگ ترین نمایش عمومی سالانه اشان را یک هفته دیر تر برگزار کنند. شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران هم در بیانیه ای با این گروه ها همصدا شد و 23 اردیبهشت را روز نجوم در ایران اعلام کرد که به گمانم یا کمی خبرش را بد نوشته بودند و یا اندکی بد سلیقگی در متن بود و می شد نوشت روز نجوم آنگونه که تعریف کرده اند و ما نیز پیرو همان مناسبتیم جمعه 16 اردیبهشت است و به هزار و یک دلیل بهتر است مردم یک هفته دیرتر آن را برگزار کنند. این طوری هم می گفتند که اصل تاریخ چیست و هم به مقصود می رسیدند به هر حال کپی رایت که تنها نقل اسم نویسنده زیر مقاله اش یا عکاس زیر عکسش نیست، رعایت قانون بازی هم هست وقتی در بازی دیگران شرکت می کنی.
به هر حال این بهانه ای بود که 5 شنبه 22 اردیبهشت را به دعوت دوستان انجمن ستاره شناسی دانشگاه صنعتی اصفهان به این شهر بروم و این فرصتی گرانبها بود که یک بار دیگر به دنبال آشنایی گم شده بگردم. صبح با دوستان این دانشکده بار دیگر به جستجوی مکانی رفتم که سال 1874 میزبان برپایی اولین کمپ رصدی مدرن در ایران بوده است. در چهار باغ ، جایی که اکنون فقط کوچه ای باریک نام باغ زرشک یا باغ زشک را بر خود دارد در آن هنگام منطقه وسیعی و یک دستی بود که نه دیوار های کارخانه ای قدیمی مهارش کرده بود و نه بخشی از آن در دل خیابان افتاده بود و نه بخش دیگرش به ساختمان های اداری بدل شده بود. محوطه ای وسیع و انباری بزرگ بود کناری بنایی صفوی.
وقتی خبر رسید که در طلوع آفتاب 6 دسامبر آن سال سیاره زهره خرامان از مقابل خورشید می گذرد ، جهان علم که تازه به فناوری بی نظیری به نام عکاسی مجهز شده بود گروه های بسیاری را سامان داد تا از قلب اروپا به دورترین نقاط سفر کنند تا این لحظه جادویی را برای همیشه و البته برای اولین بار در تاریخ ثبت کنند. از یک سو گروه های کاوشگر بادبان برافراشتند تا به سرزمین های ماورا بحار و آمریکای امروز بروند و از سوی دیگر سفری طولانی را بر جان خریدند تا خود را به حاشیه زنده رود برسانند.  گروهی که عازم ایران بود را عمده ستار ه شناسان آلمانی تشکیل می داد آنها به تهران آمدند و ناصرالدین شاه که خود به این فن عکاسی علاقمند بود آنها را خوش آمد گفت و آن چنان از کار آنها به وجد آمد که طبیبش دکتر طولوزان را به همراه  آنها راهی اصفهان کرد و البته به همراهشان فرمانی برای حاکم اصفهان که کم نگذارد از کمک به این هیات علمی. آن موقع ها همه بار اطلاع رسانی ممالک محروسه ایران به عهده روزنامه دولت علیه بود که در چند ورقی همه اخبار را باید می نوشت و این داستان برایش آن قدر مهم بود که چند صفحه ای را به داستان گذر زهره و این گروه آلمانی اختصاص دهد.
آنها در اصفهان بساطشان را در باغ زشک پهن کردند تلسکوپ ها که به راه افتاد و میان مردم شهر شایع شد که کارخانه توپ سازی راه انداخته اند، مردم نخست باری بود که لوله های بلند تلسکوپ نشانه رفته رو به آسمان را می دیدند و نزدیک ترین تجربه اشان از این شمایل توپ های جنگی بود. شب گذشت و بامداد آمد و زهره از مقابل خورشید خرامان گذشت و برای نخستین بار در تاریخ جهان مردمان توانستند از این پدیده عکس بگیرند. در کل چهان چند صدتایی عکس تهیه شد که اکثریتش خراب بود و نا کارآمد . بخت گروه آلمانی در کنار زنده رود اصفهان بیشتر بود که توانست تصاویر خوبی بگیرد و چند نسخه ای را در بازگشت به رسم تشکر تقدیم پادشاه ایران کرد. آنها رفتند اما پیش از رفتن سنگی به یادبود این رصد در محل باقی گذاشتند و  شاید در دورترین اندیشه هایشان نیز گمان نمی بردند سرنوشت آن عکس و آن سنگ چه شود.


عکس هایی که به اروپا برده شد وقتی آتش جنگ جهانی در گرفت در امان نماند سوخت و نابود شد تا تقدیر چنین کند که یکی از بهترین یادگاران نخستین عکاسی از پدیده ای چنین نادر در دستان سلطان صاحبقران و درباریانش باشد. از آن سال قرنی آمده و رفته و عکس های مانده در ایران گم شده اند. خود من 8 سال است که به دنبال آنها می گردم هر لحظه ای از جایی نشانی از خود نمایش می دهند و رخ پنهان می کنند. هر بار تا یک قدمی اشان می رسیم یا جا عوض می کنند و یا شخصی و رویدادی مانع از رسیدن دستمان به سرنخ بعدی می شود.
آن سنگ اما خوش اقبال تر بود، چند سالی بعد برخی گمان کردند که سنگ مزاری است متعلق به ارامنه اصفهان و آن را به کلیسای وانگ سپردند و در آنجا اصل و نسبش معلوم شد و راهبان صومعه از آن محافظت کرده اند تا همین امروز که زیر پای پلکان ورودی موزه کلیسا آرمیده است. اما مکان اصلیش که روزگاری گروه آلمانی آن را در آنجا مسکن داده بودند، امروز در چهار دیواری کارخانه ای قدیمی است که بارها تا دم در آن رفته ایم و راه به درون نیافته ایم.
این سنگ و آن عکس ها و حتی گذرهای زهره هم فراموش شدند. در گذر ایام تا آنکه نوبت به دوران ما رسید و ما خوش شانس مردمی بودیم که از سرزمینمان می توانستیم دوبار گذر زهره را ببینیم . سال 2004 بود که زهره از مقابل خورشید گذشت و این بار نخستین باری بود که دوربین های دیجیتال و ابزارهای فیلم برداری آن را به تصویر می کشیدند تصاویر آن پخش مستقیم می شد و اینترنت که معجزه هزاره بود آن پدیده را منتشر می کرد.  پیش از آن آخرین بار 1882 بود که مردمان زمین گذر زهره را دیده بودند در آن هنگام یکی از رصدگران رصدخانه نیروی دریایی آمریکا هنگام پایان گذر خطابه ای نوشته بود که آن گاه که بار دیگر در خرداد ماه نخستین سال های قرن 21 شکوفه ها به گل بنشینند و زهره بار دیگر عزم گذر از مقابل خورشید کند، هیچ یک از ما دیگر نیستیم اما تا آن هنگام علم تا کجا پیش رفته است و جهان چگونه خواهد بود ، را تنها خدا می داند.
شاید همین خطابه بود که سیاوش صفاریان پور را واداشت تا هنگام آغاز تماس سوم زهره در گذر سال 2004 از مجری برنامه اش، آقای عبدالرشیدی بخواهد برای صلح در جهان دعا کند و او دعا کرد که بار دیگر که زهره به دیدار ما می آید ما مهربان تر و جهان امن تر باشد.
اینک زهره در آستانه باز آمدن است. سال دیگر که شکوفه های گل های وحشی در خرداد ماه شکوفا شوند زهره نیز به دیدار خورشید خواهد رفت. برای آخرین بار در قرن ما . نمی دانم صد و اندی سال بعد جهانمان چگونه خواهد بود وارثان ما چگونه مردمانی اما وقتی به این 8 سال می نگرم می ترسم که نه جهانمان بهتر باشد و نه مردمانمان.
8 سال پیش را که به یاد می آورم مهربان تر بودیم با هم، دروغ و ریا در میانمان کمتر بود، اخلاق گوهر گم شده ای نبود و امیدهایمان حداقل به آینده نجوم کشورمان بسیار بود. این بار که زهره به دیدار خورشید آید نه جهان جای بهتری شده است و نه ما انسان های بهتری شده ایم. و سال دیگر که با زهره بدرود گوییم باید او را به وارثان نادیده امان بسپاریم . آنگاه که بار دیگر زهره به مقابل خورشید رسد هیچ یک از ما زنده نخواهیم بود. امیدهایمان را به یادگار خواهیم گذاشت و نگرانی هایمان را . از چند ماه دیگر بار دیگر همهمه ای به راه خواهد افتاد در آستانه آخرین گذر زهره دوران ما.
پروژه هایی تعریف خواهد شد، برنامه های تلوزیونی و رادیویی ساخته می شود، نویسندگان به قلمشان و عکاسان و فیلم برداران به ابزارشان سعی در جاودانه کردن این آخرین دیدار می کنند و من که دیده ام چگونه در این هشت سال فاصله دو گذر ما چقدر سقوط کرده ایم می ترسم از فکر کردن به بار دیگری که این گذر رخ خواهد داد.
می دانم که هیچ چیز برای آن روز قابل پیش بینی نیست ! می دانم جهان دگرگونه خواهد بود می دانم فناوری آن روز حتی در مخیله بلند پرواز ترین ذهن های امروزیان نمی آید و می دانم آنها که در آن سال میزبان گذر زهره اند به سختی خواهند توانست دانسته های ما را به یاد آورند. چیز زیادی از ما به جای نخواهد ماند این بار نه عکسی گم می شود و نه سنگ بنایی جا بجا این بار از تعدد اطلاعات باقی مانده از ما است که پیدا کردن نشانی ها دشوار خواهد شد. می دانم که در آن روز هیچ یک از ما به یاد آورده نمی شویم ، نه نویسنده ای ، نه فیلم سازی و نه عکاسی و نه منجمی از دورانمان. در آن روز کسی به خود زحمت نمی دهد تا ببیند در میانه دعواها و بد اخلاقی هایی که جامعه رو به رشد نجوم و نجوم آماتوری ما را در این سال ها سوده کرد، چه کسی مقصر بود وچه کسی حق داشت همه محکوم خواهیم بود. مگر آنکه طرحی نو در اندازیم.
آن بار دیگر که زهره از مقابل قرص خورشید عبور کند یا همه ما با هم د رقالب یک نام به یاد خواهیم ماند و یا با یک نام فراموش خواهیم شد. ما را به منجمان آماتور و حرفه ای دوران آخرین گذر قرن 21 به یاد می آورند آنهایی که از فرصت پیش رویشان استفاده کردند و جهانشان را بهتر ساختند و دانش را میان مردمانشان پراکندند و نشان دادند اخلاق چه گوهر کار گشایی است و یا آنهایی که قدر فرصت را ندانستند و در بهترین دوران ممکن برای رشد دادن به دانش کشورشان و جهانشان آنچنان به خود مشغول شدند که ندانستند چگونه در حال سقوطی عظیمند.
ما یا همه با هم نفرین خواهیم شد و یا همه با هم به نیکی ب یاد آورده می شویم من نمی دانم گذر بعدی که رخ دهد جهان چگونه است اما شکی ندارم که اگر کسی ما را به یاد آورد همه را در قالب یک تن به یاد خواهد آورد و اینک ماییم که باید تصمیم بگیریم چگونه به یاد آورده شویم . آنگونه که در این هشت سال فاصله میان دوگذر از سر گذراندیم یا آنگونه که رویاهایمان از جهان 8 سال بعد بود آن هنگام که به گذر زهره در سال 2004 چشم دوخته بودیم ؟
رفتار امروز ما چون آن سنگ یاد بود گوشه کلیسای وانگ باقی خواهد ماند ای کاش در این سالی که تا  آخرین گذر زهره عصر ما باقی است در کنار اندیشیدن به همه کارهای بزرگ و پروژه های عظیم و نام ها و ننگ هایمان کمی هم به این بیاندیشیم و تصمیم بگیریم که چگونه به یاد ها بمانیم.





سفر به اعماق دب اکبر

وب سایت معروف تصویر روز نجومی (APOD)، که به دلیل انتشار هر روزه بهترین تصاویر و نماهای نجومی و فضایی، یکی از منابع مورد توجه عکاسان و علاقمندان عکاسی در سراسر جهان قرار دارد روز 3 تیر امسال، تصویری آماتوری و ژرف از منطقه شناخته شده ای از آسمان را منتشر کرد که بازدیدکنندگان بسیاری را شگفت زده کرد.

روخلیو برنال آندریو (Rogelio Bernal Andreo)  عکاس این نمای استثنایی از صورت فلکی دب اکبر است. البته این نمای چشمگیر چیزی نیست که شما بتوانید مشابه آن را حتی در شبی بسیار تاریک ببینید و یا بتوانید آن را در یک قاب عکاسی ثبت کنید. این عکس در حقیقت موزاییکی از 24 تصویر مجزا است که در کنار یکدیگر قرار داده شده است. هر یک از این تصاویر ژرف توانسته است بخش هایی از یکی از معروف ترین صورت های فلکی آسمان شمالی را به دام بیاندازد و نمایی آشنا از این صورت فلکی تهیه کند اما نکته مهم و استثنایی این تصویر در آشنایی نمای ظاهریش نیست بلکه در این امر نهفته است که شما می توانید در نسخه با کیفیت تر این تصویر با افزایش بزرگنمایی جزییات بی نظیری از اجرام غیر ستاره ای از جمله از اجرام فهرست مسیه موجود در این ناحیه آسمان نظیرM51، M101، M40،M109 ، M108  و M107 و همچنین نمایی بی نظیر از سحابی جغد را که در حقیقت یک سحابی سیاره نما است را به وضوح مشاهده کنید (برای پیدا کردن سحابی جغد کنار کهکشان M97 را جستجو کنید)... ادامه


آشنایی با آخرین خدمه شاتل های فضایی

جام جم آنلاین: با پرواز شاتل فضایی اتلانتیس پرونده شاتل های فضایی برای همیشه بسته خواهد شد. 4 فضا نورد این ماموریت افتخار این را پیدا خواهند کرد تا نامشان به عنوان آخرین مسافران شاتل ها در تاریخ ثبت شود.

اگر همه چیز به خوبی پیش رود روز 17 تیر ماه و در ساعت 19:56 به وقت مرکزی ایران ، برای آخرین بار پایگاه فضایی کیپ کندی در ایالات فلوریدا، شاهد غرش موتورهای پرتابگر شاتل های فضایی خواهد بود. ماموریت STS-135 مهر پایانی بر 3 دهه پرواز شاتل های فضایی خواهد زد.

برنامه شاتل های فضایی در واقع گام بزرگ ناسا پس از ماموریت های موفق آپولو بود که با هدف اکتشاف در مدار زمین طراحی شد. دستور این برنامه در زمان ریاست جمهوری نیکسون صادر شد و شاتل های فضایی ساخته شدند. این ابزارهای مداری در حقیقت ابزارهای رفت و برگشت به مدار زمین بودند که قابلیت جابجایی 7 خدمه و مقادیر انبوهی از تجهیزات را به مدار زمین داشتند. به کمک این شاتل ها بود که بخش عمده ای از ساخت و ساز ایستگاه فضایی بین المللی صورت گرفت و از سوی دیگر بسیاری از ماهواره های مهم تاریخ فضا نوردی مانند تلسکوپ فضایی هابل با کمک این ابزارها به مدار زمین رفتند و همچنین عملیات پیچیده ای مانند تعمیر تلسکوپ فضایی هابل به وسیله این شاتل ها صورت گرفت. ناوگان شاتل های فضایی در کل شامل 5 شاتل فضایی عملیاتی به نام های کلمبیا، چلنجر، آتلانتیس، دیسکاوری و ایندیور  و یک نمونه آزمایشی به نام اینترپرایز بود. نخستین پرواز شاتل ها را شاتل فضایی کلمبیا در سال 1981/1360 انجام داد و آخرین و 135 امین آنها را شاتل فضایی آتلانتیس طی روزهای پیش رو انجام خواهد داد. از میان این ناوگان شاتل فضایی چلنجر در سال 1986 / 1364 و لحظاتی پس از پرتاب منفجر شد و 7 فضا نورد آن جان خود را از دست دادند. شاتل فضایی کلمبیا نیز در اول فوریه 2003 / 12 بهمن 1381 پس از پایان ماموریت خود و هنگام ورود به جو زمین به دلیل مشکلی در سپر حرارتی اش منفجر شد و بار دیگر 7 فضا نورد آن جان خود را از دست دادند. دو شاتل فضایی ایندیور و دیسکاوری نیز طی ماه های گذشته با انجام آخرین ماموریت های خود برای همیشه بازنشسته شدند و اینک شاتل آتلانتیس با انجام آخرین ماموریتش به دو شاتل خواهر خود خواهد پیوست و عازم موزه هایی خواهد شد که برای آنها در نظر گرفته شده است... ادامه 


کاسینی شگفتی های جدیدی را آشکار می کند

کاسینی فضا پیمایی که وظیفه کاوش منظومه اقماری سیاره زحل را بر عهده دارد، به تازگی داده هایی را ثبت کرده است که تا‌کنون از آنها به بهترین مدارک موجود مبنی بر وجود منابع وسیع و عظیم آب شور در زیر لایه یخی پوسته قمر انسلادوس،نام برده می شود.

فضا پیمای کاسینی برای بررسی این موضوع به تحلیل و و آنالیز فوران های آب فشانی انسلادوس پرداخته است. آب فشان های این قمر باعث می شوند تا بخار آب و ذرات کوچک یخی به فضا پرتاب شوند. این آب فشان ها و موادی که آنها به فضا پرتاب می کنند در حقیقت منشا یکی از حلقه های سیاره زحل به نام حلقه E است، که در امتداد مدار انسلادوس در اطراف سیاره زحل کشیده شده است. فضا پیمای کاسینی در سال 2005/ 1384 این آب فشان های عظیم را کشف کرد و اکنون موفق شده است تا با عبور از درون آنها به ببرسی دقیق و از نزدیک این ذرات بپردازد.

در سال های 2008/1387 و 2009/1388 ابزار تحلیل گر غبار کیهانی فضا پیمای کاسینی به اندازه گیری ترکیبات تازه این ذرات فوران کرده از دل آب فشان های انسلادوس پرداخت. ذرات یخی، با سرعتی معادل 6.5 تا 17.5 کیلومتر بر ثانیه با ابزار مورد نظر برخورد کرده و وبلافاصله بخاز می شدند. میدان مغناطیسی درون ابزار ترکیبات مختلف آن را جدا می‌کرد تا ترکیب نهایی این ذرات آشکار شود. ادامه ...