پوريا ناظمی

مردی که دنیای ما را تغییر داد

این متن یادداشتی بود که فردای فوت جابز برای 7 صبح نوشته بودم گفتم بد نیست اینجا هم اضافه اش کنم.

ضمن اینکه مقاله ای برای هفته نامه سیب نوشته بودم که اینجا می توانید بخوانید و نسخه PDF آن را از اینجا دریافت کنید.

---

خبر کوتاه بود و حتی غیر منتظره هم نبود. استیو جابز در سن 56 سالگی دیده از جهان فرو بست. 

مرگ راهب بلند آوازه و الهام بخش اپل اتفاق کوچکی برای مردم نبود. بسیاری از مردم جهان از خبر مرگ او به واسطه ابزارهایی مطلع شدند که خود او معمار آنها بود. استیو جابز با روحیه الهام بخشش با سخت کوشی های وسواس گونه اش، با همان چهره تکیده از بیماری و با همان ظاهر ساده، پیرهن مشکی و شلوار جینش، با پشتکار و قدرت رهبری بی نظیرش، با آینده نگری و سخنان میخکوب کننده اش برای همیشه در یاد ها خواهند ماند. اسپیلبرگ بعد اعلام خبر درگذشت جابز در پیامی نوشته بود که او بزرگترین مخترع و نوآور تاریخ معاصر پس از ادیسون تا کنون است. شاید باور حقیقت نهفته در این اعلام چندان آسان نباشد اما وقتی در کوچه وخیابان های امروز ببینیم که چند نفر از فناوری های او از آیپاد، آی پد، ای فون ، آی تیونز و فناوری های لمسی و لوح های رایانه ای استفاده می کنند، اگر ببینیم چند نفر از انیمیشن هایی که پیکسار او ساخت و صنعت انیمیشن را برای همیشه دگرگون کرد(داستان اسباب بازی، خانواده شگفت انگیزها، کمپانی هیولاها و ...) لذت برده اند و از آن مهمتر چند نفر از رایانه های شخصی – که او یکی از موثرترین افراد در همه گیرشدن آنها بود -  استفاده می کنند به حقیقت نهفته در این تمجید پی خواهیم برد. 

به همین دلیل بود که زمانی که در شامگاه چهارشنبه (به وقت محلی) خانواده او در بیانیه ای رسما خبر درگذشت جابز را اعلام کردند این خبر به صدر اخبار همه رسانه های جهان راه یافت. شبکه CNN آمریکا که مشغول پخش برنامه شبانه پیر مورگان بود با قطع برنامه به سراغ وولف بلیتزر رفت تا او به پوشش خبر درگذشت آینده نگر دوران ما بپردازد. از همان ساعت بسیاری از مردم به مقابل فروشگاه های اپل در سراسر جهان شتافتند تا به نام بزرگ او ادای احترام کنند. سیل پیام های تسلیت جاری شد. لری پیج ، سرگئی برین (بنیانگذارن گوگل) مارک زاکربرگ ( مدیر فیس بوک) ، بیل گیتس، استیو بالمر (مدیران ارشد مایکرو سافت)، استیو وزنیاک (شریک و دوست جابز و همکار او در تاسیس اپل) و اسپیلبرگ که همگی از همکاران او و شریک او در این صنعت بودند پیش از دیگران پیام های خود را منتشر کردند شاید به این دلیل که بیش از دیگران می دانستند با چه فقدان تاسف باری مواجه هستند.

مردم اما در مقابل فروشگاه های اپل به شیوه دیگری یاد او را گرامی داشتند. شلوغ ترین مکان فروشگاه اپل در نیو یورک بود و البته دیگر شهرها هم شاهد حضور مردم در مقابل فروشگاه های اپل بود. از توکیو تا مونترال و پکن و لندن و ... مردم با به جای گذاشتن یادداشت ها ، کارت پستال ها ، گل و شمع یاد او را گرامی می داشتند شاید یکی از تاثیر گذارترین صحنه های این یادبود های مردمی زمانی شکل گرفت که در بسیاری از شهرهای جهان کاربران محصولات اپل ، به جای روشن کردن شمع اپلیکیش شبیه سازی شمع را روی گوش های موبایل و تبلت های خود فعال کردند و آنها را مقابل ورودی مغازه های اپل قرار دادند. بدین ترتیب مردی که زندگی مردم جهان را تغییر داد شاهد بزرگداشتش به شیوه ای بود که خود ابداعش کرده بود.

در شهر مونترال رفت و آمد و تجمع دوست داران جابز در مقابل فروشگاه اپل در مونترال در روز بعد نیز ادامه داشت. مردم بسیاری به خیابان سنت کاترین می آمدند تا با دقیقه ای حضور در مقابل این فروشگاه و نوشتن یادبودی و امضای عکس های او که به شیشه مغازه چسبیده بود به او ادای احترام کنند. سبدی از سیب ، شمع های روشن و گل ها و کارت های یادبود بخشی از پیاده رو مقابل مغازه اپل در مونترال را – مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان – مزین کرده بود  نوشته ها به زبان های مختلفی برای او شادی و آرامش ابدی طلب می کردند. در ساعت 2 روز پنجشنبه همکاران فروشگاه اپل مونترال که اولین روز کاری خود در غیاب مدیر افسانه ای خود را تجربه می کردند از مردم خواستند به احترام او 1 دقیقه سکوت کنند. اگرچه شاید بسیاری از کارمندان این فروشگاه مانند بسیاری از کارمندان دیگر فروشگاه های اپل در سراسر جهان هیچگاه او را از نزدیک ندیده بودند اما گویی دوستی نزدیک و صمیمی را از دست داده اند.

رسانه های مونترال نیز همگی روز 5 شنبه این خبر را در صدر توجه خود قرار داده بودند. 2 روزنامه پر تیراژ این شهر که به طور رایگان در شبکه متروی این شهر پخش می شوند (24H و مترو) خبر درگذشت استیو جابز را مهمترین تیتر خود کرده بودند. روزنامه های رسمی نیز همانند آنها صفحه 1 خود را به این خبر اختصاص دادند. روزنامه فرانسه زبان La Presse با انتشار عکس بزرگی از او در هنگام معرفی مک بوک با تیتر مرگ یک نابغه این خبر را پوشش داد. روزنامه فرانسه زبان Le Journal de Montreal نیز با تیتر درگذشت آموزگار اپل این خبر را اعلام کرد و 5 صفحه از شماره این روز خود را به پوشش این خبر اختصاص داد. روزنامه انگلیسی زبان گزت نیز با چاپ عکسی از او با عنوان:«ایده پردازی که طلیعه دار استفاده همگانی از کامپیوتر شخصی و تغییر دهنده فرهنگ استفاده و روش تجربه ما از موسیقی ، فیلم و موبایل بود» یاد کرد. 

البته این توجه رسانه ها مختص مونترال نبود و تقریبا همه روزنامه های کانادا این خبر را در صفحه اول خود پوشش دادند مرور صفحه اول روزنامه های جهان نیز نشان می دهد کمتر روزنامه مهمی وجود داشت که این خبر را از قلم انداخته باشد هرچه باشد او مردی بود که باعث شد روزنامه ها نیز به گونه دیگری خوانده شوند. اکنون بسیاری از روزنامه ها و رسانه های اصلی در جهان به واسطه اپلیکیشن های اپل و از طریق ابزارهایی چون آی پد، ای فون و آی پاد به دست مردم می رسند و ابزارهایی که تحت رهبری او ساخته شده اند آینده رسانه ها را برای همیشه تغییر داده اند.

یکی از نقل قول هایی که در ساعات اولیه پس از مرگ او بارها در شبکه های خبری و رسانه های مختلف و شبکه های اجتماعی باز گو می شد بخش هایی از سخنرانی او در دانشگاه استنفورد بود جملاتی که شاید برای همیشه در یاد ها بماند و به نوعی وصیت نامه او خطاب به همه مردم و به خصوص جوانان علاقه مند به ایجاد تغییر در جهان به شمار رود.

«...هر روز مقابل آینه می ایستم و می گویم اگر امروز آخرین روز زندگیت باشد چکار می کنی؟ اینکه مرگ چقدر به ما نزدیک است بزرگترین عاملی بود که بتوانم در زندگیم  مهمترین تصمیم ها را بگیرم. چرا که تقریبا همه چیز، انتظارات فراوان، غرور، ترس از شکست همه، در مقابل مرگ ارزش خود را از دست می دهند. فکر اینکه روزی خواهم مرد مهمترین عاملی بود که مرا از افتادن به دام فکر کردن در باره اینکه چیزی برای از دست دادن دارم برحذر داشت. شما هم اکنون هم برهنه هستید و چیزی وجود ندارد که بخواهد مانع راهتان شود... مرگ بهترین اختراع حیات است. او مامور تغییر زندگی ها است او باعث می شود جدید جایگزین قدیمی شود... زمان شما محدود است پس آن را با زیستن در قالب زندگی دیگری به هدر ندهید. اسیر دگم اندیشی نشوید که حاصل تفکر دیگران است. اجازه ندهید سر و صدای حاصل از اندیشه های دیگران مانع شنیدن صدای درونی خودتان شود و از همه مهمتر شجاعت دنبال کردن صدای قلبتان و راهی را که به شما نشان می دهد داشته باشید. همه چیزهای دیگر اهمیت ثانوی دارند.»



خبر کوتاه بود و حتی غیر منتظره هم نبود. استیو جابز در سن 56 سالگی دیده از جهان فرو بست. مرگ راهب بلند آوازه و الهام بخش اپل اتفاق کوچکی برای مردم نبود. بسیاری از مردم جهان از خبر مرگ او به واسطه ابزارهایی مطلع شدند که خود او معمار آنها بود. استیو جابز با روحیه الهام بخشش با سخت کوشی های وسواس گونه اش، با همان چهره تکیده از بیماری و با همان ظاهر ساده، پیرهن مشکی و شلوار جینش، با پشتکار و قدرت رهبری بی نظیرش، با آینده نگری و سخنان میخکوب کننده اش برای همیشه در یاد ها خواهند ماند. اسپیلبرگ بعد اعلام خبر درگذشت جابز در پیامی نوشته بود که او بزرگترین مخترع و نوآور تاریخ معاصر پس از ادیسون تا کنون است. شاید باور حقیقت نهفته در این اعلام چندان آسان نباشد اما وقتی در کوچه وخیابان های امروز ببینیم که چند نفر از فناوری های او از آیپاد، آی پد، ای فون ، آی تیونز و فناوری های لمسی و لوح های رایانه ای استفاده می کنند، اگر ببینیم چند نفر از انیمیشن هایی که پیکسار او ساخت و صنعت انیمیشن را برای همیشه دگرگون کرد(داستان اسباب بازی، خانواده شگفت انگیزها، کمپانی هیولاها و ...) لذت برده اند و از آن مهمتر چند نفر از رایانه های شخصی – که به واسطه او بود که اولین بار چنین عمومیتی یافت -  استفاده می کنند به حقیقت نهفته در این تمجید پی خواهیم برد. به همین دلیل بود که زمانی که در شامگاه چهارشنبه (به وقت محلی) خانواده او در بیانیه ای رسما خبر درگذشت جابز را اعلام کردند این خبر به صدر اخبار همه رسانه های جهان راه یافت. شبکه CNN آمریکا که مشغول پخش برنامه شبانه پیر مورگان بود با قطع برنامه به سراغ وولف بلیتزر رفت تا او به پوشش خبر درگذشت آینده نگر دوران ما بپردازد. از همان ساعت بسیاری از مردم به مقابل فروشگاه های اپل در سراسر جهان شتافتند تا به نام بزرگ او ادای احترام کنند. سیل پیام های تسلیت جاری شد. لری پیج ، سرگئی برین (بنیانگذارن گوگل) مارک زاکربرگ ( مدیر فیس بوک) ، بیل گیتس، استیو بالمر (مدیران ارشد مایکرو سافت)، استیو وزنیاک (شریک و دوست جابز و همکار او در تاسیس اپل) و اسپیلبرگ که همگی از همکاران او و شریک او در این صنعت بودند پیش از دیگران پیام های خود را منتشر کردند شاید به این دلیل که بیش از دیگران می دانستند با چه فقدان تاسف باری مواجه هستند.مردم اما در مقابل فروشگاه های اپل به شیوه دیگری یاد او را گرامی داشتند. شلوغ ترین مکان فروشگاه اپل در نیو یورک بود و البته دیگر شهرها هم شاهد حضور مردم در مقابل فروشگاه های اپل بود. از توکیو تا مونترال و پکن و لندن و ... مردم با به جای گذاشتن یادداشت ها ، کارت پستال ها ، گل و شمع یاد او را گرامی می داشتند شاید یکی از تاثیر گذارترین صحنه های این یادبود های مردمی زمانی شکل گرفت که در بسیاری از شهرهای جهان کاربران محصولات اپل ، به جای روشن کردن شمع اپلیکیش شبیه سازی شمع را روی گوش های موبایل و تبلت های خود فعال کردند و آنها را مقابل ورودی مغازه های اپل قرار دادند. بدین ترتیب مردی که زندگی مردم جهان را تغییر داد شاهد بزرگداشتش به شیوه ای بود که خود ابداعش کرده بود.در شهر مونترال رفت و آمد و تجمع دوست داران جابز در مقابل فروشگاه اپل در مونترال در روز بعد نیز ادامه داشت. مردم بسیاری به خیابان سنت کاترین می آمدند تا با دقیقه ای حضور در مقابل این فروشگاه و نوشتن یادبودی و امضای عکس های او که به شیشه مغازه چسبیده بود به او ادای احترام کنند. سبدی از سیب ، شمع های روشن و گل ها و کارت های یادبود بخشی از پیاده رو مقابل مغازه اپل در مونترال را – مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان – مزین کرده بود  نوشته ها به زبان های مختلفی برای او شادی و آرامش ابدی طلب می کردند. در ساعت 2 روز پنجشنبه همکاران فروشگاه اپل مونترال که اولین روز کاری خود در غیاب مدیر افسانه ای خود را تجربه می کردند از مردم خواستند به احترام او 1 دقیقه سکوت کنند. اگرچه شاید بسیاری از کارمندان این فروشگاه مانند بسیاری از کارمندان دیگر فروشگاه های اپل در سراسر جهان هیچگاه او را از نزدیک ندیده بودند اما گویی دوستی نزدیک و صمیمی را از دست داده اند.رسانه های مونترال نیز همگی روز 5 شنبه این خبر را در صدر توجه خود قرار داده بودند. 2 روزنامه پر تیراژ این شهر که به طور رایگان در شبکه متروی این شهر پخش می شوند (24H و مترو) خبر درگذشت استیو جابز را مهمترین تیتر خود کرده بودند. روزنامه های رسمی نیز همانند آنها صفحه 1 خود را به این خبر اختصاص دادند. روزنامه فرانسه زبان La Presse با انتشار عکس بزرگی از او در هنگام معرفی مک بوک با تیتر مرگ یک نابغه این خبر را پوشش داد. روزنامه فرانسه زبان Le Journal de Montreal نیز با تیتر درگذشت آموزگار اپل این خبر را اعلام کرد و 5 صفحه از شماره این روز خود را به پوشش این خبر اختصاص داد. روزنامه انگلیسی زبان گزت نیز با چاپ عکسی از او با عنوان:«ایده پردازی که طلیعه دار استفاده همگانی از کامپیوتر شخصی و تغییر دهنده فرهنگ استفاده و روش تجربه ما از موسیقی ، فیلم و موبایل بود» یاد کرد. البته این توجه رسانه ها مختص مونترال نبود و تقریبا همه روزنامه های کانادا این خبر را در صفحه اول خود پوشش دادند مرور صفحه اول روزنامه های جهان نیز نشان می دهد کمتر روزنامه مهمی وجود داشت که این خبر را از قلم انداخته باشد هرچه باشد او مردی بود که باعث شد روزنامه ها نیز به گونه دیگری خوانده شوند. اکنون بسیاری از روزنامه ها و رسانه های اصلی در جهان به واسطه اپلیکیشن های اپل و از طریق ابزارهایی چون آی پد، ای فون و آی پاد به دست مردم می رسند و ابزارهایی که تحت رهبری او ساخته شده اند آینده رسانه ها را برای همیشه تغییر داده اند.یکی از نقل قول هایی که در ساعات اولیه پس از مرگ او بارها در شبکه های خبری و رسانه های مختلف و شبکه های اجتماعی باز گو می شد بخش هایی از سخنرانی او در دانشگاه استنفورد بود جملاتی که شاید برای همیشه در یاد ها بماند و به نوعی وصیت نامه او خطاب به همه مردم و به خصوص جوانان علاقه مند به ایجاد تغییر در جهان به شمار رود.«...هر روز مقابل آینه می ایستم و می گویم اگر امروز آخرین روز زندگیت باشد چکار می کنی؟ اینکه مرگ چقدر به ما نزدیک است بزرگترین عاملی بود که بتوانم در زندگیم  مهمترین تصمیم ها را بگیرم. چرا که تقریبا همه چیز، انتظارات فراوان، غرور، ترس از شکست همه، در مقابل مرگ ارزش خود را از دست می دهند. فکر اینکه روزی خواهم مرد مهمترین عاملی بود که مرا از افتادن به دام فکر کردن در باره اینکه چیزی برای از دست دادن دارم برحذر داشت. شما هم اکنون هم برهنه هستید و چیزی وجود ندارد که بخواهد مانع راهتان شود... مرگ بهترین اختراع حیات است. او مامور تغییر زندگی ها است او باعث می شود جدید جایگزین قدیمی شود... زمان شما محدود است پس آن را با زیستن در قالب زندگی دیگری به هدر ندهید. اسیر دگم اندیشی نشوید که حاصل تفکر دیگران است. اجازه ندهید سر و صدای حاصل از اندیشه های دیگران مانع شنیدن صدای درونی خودتان شود و از همه مهمتر شجاعت دنبال کردن صدای قلبتان و راهی را که به شما نشان می دهد داشته باشید. همه چیزهای دیگر اهمیت ثانوی دارند.»


3000 میلیارد تومان یعنی چه ؟

این روزها با بسیاری از دوستان که احوال پرسی می کنم، بحث این اختلاس کذایی هم مطرح می شود  و هر کس به نوعی در باره آن واکنش نشان می دهد. اما بعد از اشاره ای گذرا به این داستان یک باره بحث مثلا به گران شدن یکی از محصولات روزمره و یا افزایش کرایه می رسد. وقتی بسیاری از اوقات میزان شدت عصبانیت و یا تحیر مخاطبان را از دو موضوع ، مثلا گران شدن شیر، نان یا بقیه اقلام روزمره و این اختلاس مقایسه می کنید معمولا به این نتیجه می رسید که موضوع اختلاس  اگرچه خبر بزرگی تری است اما به اندازه گرانی برای راوی دردآور نیست. علت این مساله فقط به این مساله بر نمی گردد که این اختلاس تاثیر مستقیمی بر زندگی مردم ندارد – که دارد -  بلکه به نظرم موضوع دیگری در پشت پرده باعث می شود تا مردم آن را چندان احساس نکنند.

به یاد داشته باشید من اینجا قصدم این نیست که بحث سیاسی  یا اقتصادی انجام دهم. بلکه می خواهم یکی از نکاتی را که معمولا در کلاس های عمومی نجوم مطرح می شود را با مثالی عینی از جامعه دوباره یادآوری کنم.
ابتدا صورت مساله را ببینید: یک فرد یا گروهی از افراد به لطایف الحیلی در روز روشن مبلغی نزدیک به 3000 میلیارد تومان اختلاس کرده اند. اما این یعنی چقدر پول؟

واقعیت این است که ما نمی توانیم درک درستی از این پول داشته باشیم و به همین دلیل اگر ببینیم همکار ما در اداره در فیش حقوقی اش 10 هزار تومان بیشتر از ما گرفته واکنشمان تندتر از واکنشی است که به این خبر می دهیم. مغز ما قدرت درک اعدادی که مقیاسی برای مقایسه آنها وجود ندارد را ندارد. مثلا همه ما می دانیم 3000 میلیارد تومان خیلی است اما فرقش با 300 میلیارد تومان چقدر است؟ با 30 هزار میلیارد تومان چقدر فرق دارد و فرقش با مثلا 3000 میلیارد دلار چیست؟ کمی به این اعداد نگاه کنید آیا چندان برای شما تفاوتی دارند؟ و آیا درک ما از این تفاوت ها به اندازه درکی که از تفاوت 30 هزار تومان با 300 هزار تومان داریم هست یا نه؟

همین بحث در باره اعدادی که در نجوم و یا فیزیک ابعاد پایین هم مطرح هستند به وجود می آیند. مغز ما اگرچه به طور مجرد برای درک مفهوم اعداد در ساختارهای ریاضیاتی مشکلی ندارد و آنها را بعنوان ساختارهای مجردی می بیند که در یک ساختار تعریف شده نقش مشخصی را بازی می کنند، اما برای درک واقعیت آنها باید معیاری برای سنجش در اختیار داشته باشد.

این مورد محدود به اعداد هم نیست در یک بیابان بدون عوارض مشخص اگر عارضه ای در افق شما وجود داشته باشد به دلیل عدم وجود هیچ مقیاسی در کنار آن نمی توانید دقیق تشخیص دهید که آیا به تپه ای در 200 متری نگاه می کنید یا کوهی در 2000 متری . یکی از دلایل گم شدن های فراوان میان بیابان نوردهای قدیم هم همین اشتباهات حاصل از خطای تخمین بوده است.

نمونه ای که در کلاس های نجوم آن را همیشه مطرح می کردم تعداد ستاره های یک کهکشان بود . کهکشانی مانند راه شیری تخمین زده می شود حداقل تعداد 200 میلیارد ستاره در دل خود جای داده باشد بیایید همین حد پایین را در نظر بگیریم . وقتی به دانشجویان گفته می شود این تعداد ستاره در راه شیری وجود دارد معمولا واکنشی نشان نمی دهند و تنها زمانی نسبت به این عدد واکنش نشان می دهند که به آنهاابزارهایی داده شود که ببینند این عدد چقدر بزرگ است.

بیایید ببینیم چنین معیارهایی را می توان برای این اختلاس هم پیدا کرد یا نه.

یکی از معروف ترین این مقیاس ها را یکی از وبلاگ نویسان مطرح کرده بود که د رشبکه های اجتماعی هم بازتاب زیادی یافت. او نوشته بود (متاسفانه چون نمی دانم اصل ایده مال کی بود نتوانستم نقل قول از سایت اصلی کنم) اگر کورش کبیر از 2500 سال پیش ماهی 100 میلیون تومان پس انداز می کرد امروز در حساب بانکی اش مبلغ 3000 میلیارد تومان پول وجود داشت. در نگاه اول شاید غیر ممکن به نظر برسد اما درست است.

2500 سال × 12 ماه × 100 میلیون تومان = 3.000.000.000.000 تومان یا همان 3 هزار میلیارد تومان خودمان

بیایید جور دیگری حساب کنیم. فرض کنیم شما در یک بخت آزمایی برنده می شدید و همین مقدار پول به عنوان جایزه به شما داده می شد . پول ها همه به شکل اسکناس های 10 هزار ریالی  (هزار تومانی) به شما تحویل می شد و مانند فیلم های تبلیغاتی این اسکناس ها را پشت هم می چیدند. فکر می کنید اگر از مقابل منزل خانه شما این نوار خوش شانسی  اسکناسی آغاز می شد تا کجا ادامه می یافت؟ چند حالت ممکن است . اول اینکه فرض کنید این مسیر به طور مستقیم قرار بود ادامه پیدا کند.

براساس شناسنامه اسکناس های بانک مرکزی ابعاد اسکناس های 10 هزار تومانی  166 در 70 میلی متر است و ابعاد اسکناس های هزار تومانی با تقریب در همین حد است. اگر بخواهید 3000 میلیارد تومان را در قالب این اسکناس ها دریافت کنید، نیاز به تقسیم  1012×3 بر 1000 دارید که نتیجه می شود 109×3  قطعه اسکناس که هر یک طولی معادل 166 میلی متر یا 0.000166 کیلومتر دارد. ضرب این دو عدد این نتیجه را به شما می دهد : 498 هزار کیلومتر. فقط یادتان باشد زمانی که در این مسیر برای برداشتن اسکناس هایتان پیش می روید برای ماه هم دست تکان بدهید. چون فاصله متوسط ماه با زمین تقریبا 384 هزار کیلومتر است و شما پس از توقفی در ماه باید یک سوم این مسیر را هم به پیش بروید تا به انتهای مسیر اسکناسی خود برسید.

اما شاید نخواهید اسکناس ها را مستقیم در امتداد هم بچینید تا به ماه برسد و در عوض آنها را روی سطح زمین و با احتساب انحنای  زمین دنبال کنید. شعاع استوایی زمین 6370 کیلومتر است. بنابراین محیط دایره استوایی زمین می شود(محیط دایره از فرمول 2πr حساب می شود) درحدود 40 هزار کیلومتر. بنابر این اگر نوار حاصل از چسباندن اسکناس های  هزار تومانی را روی استوا (دقت کنید که زمین اندکی دچار پخیدگی در استوا است و شعاع استوایی بزرگتر از شعاع قطبی است) و در امتداد شعاع استوایی زمین دنبال کنید، می توانید با این نوار نزدیک به 13 بار زمین را از روی خط استوا دور بزنید (در حدود12/45 بار).

برای اینکه داستان هیجان انگیز تر شود یک لحظه تصور کنید حالت بالا را بخواهید با اسکناس های 100 تومانی رایج تکرار کنید. همه چیز 10 برابر می شود یعنی با این تعداد اسکناس می توانید از دم خانه خود مستقیم تا ارتفاع 4میلیون و 980 هزار کیلومتری  زمین سفر کنید. به عبارت دیگر اگر مبلغ این اختلاس را به صورت اسکناس های 100تومانی در آورید و در امتداد هم قرار دهید تقریبا 13 برابر فاصله زمین تا ماه را می پوشاند. هنوز عمق فاجعه برایتان معلوم نشده است؟

به یاد داشته باشید که بشر در کل ، 6 بار و در طی ماموریت های اپولو 11 تا 17 به ماه سفر کرد ( که آپولو 13 نتوانست بر ماه فرود آید و به زمین برگشت) یعنی ماموریت های سرنشین دار که به مقصد فرود بر سطح ماه با موفقیت اجرا شدند در طول تاریخ انسان را در کل 12 بار در این مسیر برده و برگردانده اند (6 بار برده و 6 بار هم برگردانده اند) مجموع مسافتی که این سفاین در کل این سفر ها طی کرده اند از طول مسیری که جاده اسکناس های 1000 تومانی شما می سازد کمتر بوده است.

بیایید از زاویه دیگری به این عدد نگاه کنیم. فرض کنیم شما که برنده خوش شانسی بوده اید و دوستان اختلاس گر کل آن را به عنوان جایزه به شما تقدیم  می کنند. این بار در بسته های 100 تایی 1000 تومانی. متاسفانه وزن دقیقی از هر قطعه اسکناس را پیدا نکردم اما فکر می کنم تقریب 1 گرم خیلی اشتباه نباشد و حتی پایین تر از وزن واقعی باشد (اگر کسی عدد دقیق تری دارد ممنون می شوم به من هم اطلاع دهد) بنابر این هر بسته 100 تایی از هزار تومانی ها  حدود 100 گرم وزن دارد. شما برای دریافت کل مبلغ 3000 میلیارد تومان باید 30 میلیون بسته 100 تایی اسکناس 1000 تومانی دریافت کنید. یعنی 30 میلیون بسته 100 گرمی . یعنی وزن پول های شما 3 میلیون کیلوگرم خواهد شد. برای اینکه مقایسه ای کنید دقت کنید این مقدار تقریبا معادل وزن 600 فیل آفریقایی است.

می دانم که تا کنون سرگیجه گرفته اید اما چند نکته دیگر هم هست که به نظرم بد نیست به آن فکر کنید.

اولیش را به عهده خودتان می گذاریم . ببینید این مبلغ چند درصد تولید ناخالص ملی کشور است و آن را برای یکی از اقتصادهای بزرگ جهان مثل امریکا یا ژاپن  محاسبه کنید ببینید چند دلار می شود (یعنی اگر بخواهیم اختلاسی در آمریکا انجام دهیم که نسبت اختلاس به تولید ناخالص ملی با  اختلاس اخیر ایران یکی باشد معادل چند دلار خواهد شد) و بعد محاسبات بالا را برای آن عدد تکرار کنید تا جایگاه این اختلاس در اقتصاد ایران را هم درک کنید.

اما بیایید فرض کنیم همین مبلغ را دوباره به شما هدیه می دهند اما این بار به شکل سکه های 1 تومانی!

فقط از شما می خواهند پس از شمارش این مبلغ رسید آن را امضا کنید و حتما هم باید آن را بشمارید و باز تصور کنید از شوق این در آمد کلان بلافاصله و با سرعتی که معادل شماردن پیاپی اعداد از 1 به بعد است شروع به شمردن می کنید و تا زمانی که این شمارش را به پایان می برید نه می خوابید، نه غذا میخورید، نه اب می نوشید، نه با کسی حرف می زنید و فقط می شمارید و می شمارید و می شمارید ... فکر می کنید چقدر زمان طول می کشد تا آخرین سکه  را شمرده و و رسید را امضا کنید؟ اصلا فرض کنید هیچ حرکت فیزیکی انجام ندهید فقط از 1 تا3 هزار میلیارد را پشت هم و تند تند بشمارید تا پولتان را بدهند و بروید. فکر می کنید بتوانید این کار را در 10 ساعت به اتمام برسانید؟ در 20 ساعت چطور ؟ 2 روز کامل؟ ...

متاسفم . شما حداقل ( و بدون هیچ وقفه ای ) برای شمردن عدد 1 تا 3000 میلیارد به 220 هزار سال زمان نیاز دارید (اگر شک دارید همین الان شروع کنید به شمردن از یک و ببینید کی به 3 هزار میلیارد می رسید J )

علت هم این است که اگر چه در ابتدا روند شمارش سریع پیش می رود اما زمانی که می خواهید عدد مثلا 2هزار میلیارد و 782 میلیون و 846 هزار و 437 را بخوانید زمان طولانی تری باید تامل کنید. بدین ترتیب اگر متوسط 3 ثانیه را برای شمارش اعداد در نظر بگیرید در این صورت در هر ساعت می توانید به طور متوسط 1200 عدد را بشمرید (فراموش نکنید که این برای عدد 1 تا 1200 صادق نیست بلکه برای متوسط بازه شمارش درست است و هرچه بالاتر می روید زمان بیشتری برای شمردن یک عدد نیاز دارید) بدین ترتیب در یک روز می توانید  28 هزار و 800 عدد و در یک سال 10 میلیون و 512 هزار عدد بشمارید و  درنتیجه برای به پایان رساندن شمارشتان به  285 هزار و 388 سال نیاز دارید. من تازه تخفیف هم دادم و نوشتم 220 هزار سال.

بدین ترتیب شما 220 هزار سال برای شمارش این رقم اختلاس زمان لازم دارید باز هم برای یادآوری بد نیست بدانید که گونه انسان دانا یا آخرین قدم تکامل که گونه هومو ساپینس نامیده می شود (یعنی ما انسان های امروزی) 200 هزار سال پیش از آفریقا منشا گرفته است. یعی اگر اولین انسان هوموساپینس به محض به وجود آمدن شروع به شمارش بی وقفه اعداد می کرد هنوز به رقم اختلاس اخیر نرسیده بود.

آخرین مقایسه را بد نیست با دنیایی بزرگ مقیاس انجام دهید. کهکشان ما همانطور که در بالا گفتم  تخمین زده می شود بین 200 تا 400 میلیارد ستاره داشته باشد. بیایید با فرضی تندروانه این عدد را 300 میلیارد در نظر بگیریم  اگر قرار باشد از این اختلاس به هر ستاره یک تومان اختصاص دهید حداقل 10 کهکشان به اندازه راه شیری نیاز دارید تا بتوانید به تعداد مناسب ستاره برای این کار پیدا کنید.

همه این حرف ها برای یاد آوری این نکته بود که در مواجهه با اعداد بسیار بزرگ و بسیار کوچک باید دقت بیشتری کرد ذهن ما به دلیل در اختیار نداشتن مبنایی برای مقایسه به سرعت نسبت به آن بی تفاوت می شود و در این موارد لازم است مترهای آشنایی برای درک ابعاد آنچه درباره اش صحبت می کنیم برای خود طراحی کنیم . 

----

پ.ن: من مطلب را که می نوشتم جایی در تقسیم اشتباه کرده بودم و طولی که برمبنای اسکناس های 10 هزار تومانی نوشته بودم در حقیقت برای اسکناس های 1000 تومانی درست بود. پس از اینکه یکی از دوستان در نظرات تذکر داد برای اینکه کل مطلب را بازنویسی نکنم در مثال داخل متن ، ارزش اسکناس ها را از 10 هزار به 1000 تغییر دادم . با تشکر از ایشان. فقط یک نکته ای که دوباره مایلم تاکید کنم این است که قصد من نشان دادن درک ناپذیری مفهوم اعداد بزرگ برای ذهن ما است و این عدد اختلاس به این دلیل که موضوع صحبت ها و گپ های روزانه شده است، بهانه خوبی برای یادآوری این مفهوم بود. بدیهی است که حجم مبادلات پولی در سیستم بانکی کشور ما و دیگر نقاط دنیا اعداد شگفت انگیز و نجومی تری هستند و بازهم بدیهی است که این مبادلات در قالب پرداخت های نقدی صورت نمی گیرد . همه این حرف ها بهانه ای بود که یادآوری کنم درباره اعدادی که می شنویم دقت بیشتری کنیم. اگر قرار باشد معیاری برای مهم بودن یا بزرگی این اختلاس آورده شود به نظرم یکی از معیارهایی که می تواند مورد استفاده قرار گیرد مقایسه آن با میزان تولید ناخالص ملی کشور و فهرست اختلاس های بزرگ تاریخ است. و به نظرم در این صورت مهمتر از عدد اختلاس و اهمیت درک آن، تلاش دشوار برای درک ساختاری است که اجازه چنین اختلاسی و موارد مشابه را می دهد.