پوريا ناظمی

 

ساعتی است که سال نو آغاز شده است. سالی دیگر را پشت سر گذاشتیم و یک بار دیگر به دور ستاره مادریمان سفر کردیم. سال گذشته بسیاری از صفتها داشت سخت ،تلخ، پر دلهره و شاید شاد. نمی دانم هر کدام از ما هزار تجربه را آموختیم و از دردهایی مشترک زجر کشیدیم و به امیدهایی امیدوار... اما چه چیز این موضوع عجیب است؟ مگر تاریخ سرزمینمان را نخوانده ایم ؟ کدام دوره بوده است که ما در آرامش بوده باشیم؟ و کدام دوره بوده است که خواسته ایم و نتوانستیم تغییری در حال خود و جهان ایجاد کنیم. سال قبل اگر بد بود بخشی از آن به دلیل آن بود که من بد بودم تو بد بودی و همه بد بودیم و اگر نیکو بود رد این نیکی را در رد پای همه ما می توان یافت. کدام مردم را می شناسیم که جز به بازوی غیر خود در احوال خود ایجاد کرده باشند.

سال جدید آمده است نه خوب و نه بد. من و تو می توانیم خوب و بدش کنیم. بسازیمش یا ویرانش کنیم . زنجیرهای پیوندمان را پیوسته تر کنیم یا بگسلیم . من و تو مسولیم و هر زمان که باور کنیم که مسوولیم جان و جهان نیز به موافقت ما قیام خواهند کرد و چرخ بر هم خواهد زد. اگر چشم انداز ما نیکو است بپدیریم که خطرهای بسیار نیز در ره است و ایمان داشته باشیم که اگر در راه نیک رویم همت پاراسایان این سرزمین بدرقه راه خواهد بود.

سرزمین ما نیز چون ما خسته است و تلاش ما شاید مرهمی برای او باشد.

خدایا سال جدید را به همت خودمان نیکو گردان و آنگونه که پادشاه باستانی ما گفت این سرزمین را از دشمن، خشکسالی و دروغ محفوظ دار