پوريا ناظمی

اروپای متحد ،‌الگوی آينده سياره

چند ساعت پيش سران ۲۵ کشور اروپايی با امضا قانون اساسی مشترک اروپا فصل جديدی از همکاريهای بين المللی را آغاز کردند. اين قانون اساسی که پس از ۲ سال بحث و بررسی به تصويب همه اعضا رسيد بعد از آنکه در مجالس همه کشورهای عضو به تاييد برسد از سال ۲۰۰۹ اجرايی خواهد شد و جهان گام بزرگی به سوی از ميان برداشتن مرهای سياسی و بزرگ کردن محدوده های جغرافيايی خواهد برداشت.

همکاريهای بين المللی که در سايه حسن ظن و اعتمادسازيهای متقابل به وجود می آيد گذشته از روند پر فراز و نشيبی که بايد طی کند و گذشته از فوايد عظم اقتصادی ،‌فرهنگی ،‌سياسی و نظامی و امنيتی برای اعضا به ارمغان می آورد راهی برای گسترش و پيشرفت علوم نيز به حساب می آيد . زمانی که جمعی از پيشرفته ترين کشورهای جهان در تعريف خود از مرزهای سياسيُ‌امنيت ملی و اولويتهای ملی تجديد نظر می کنند و دايره نظر خود را گسترش می دهند تعداد بيشتری از کشورها از غيرخودی به خودی تبديل می شوند و دانشمندان با وطنی بزگتر و دارای امکانت بيشتر مواجه می شوند در اين صورت محدوديتها و رقابتهای علمی کشوری که با عناوينی چون دانش High Tech مانع از خروج فناوريهای پيشرفته از مرزهای موهوم سياسی ميشود عملا رنگ می بازد و فضای همکاريهای گسترده تری برای انسان و به عنوان نوع بشر پديد می آيد .

تجره اتحاديه اروپا درس ديگری را نيز به همراه دارد. اروپا همواره آلسن جنگهای حونين بوده است درگيريهای ۲ قرن گذشته را هيچ کس نمی تواند فراموش کند اما در سايه حل شدن در کلی بزرگتر خطر برافروخته شدن درگيريهای نظامی در کشورهای کوچک از بين خواهد رفت همانطور که امروزه انگلستان، فرانسه،‌آلمان و ... خود را عضوی از يک مکشور به نام اتحاديه اروپايی می دانند.

الگوی اتحاديه شايد در نظر بسياری خوشايند نباشد اما به نظر می رسد تنها راه مطمئنی است که انسان خردمند برای زيستن در فضای آينده سياره می تواند بدان دلخوش باشد. . اگر نگاهی به مرزهای جغرافيايی و مرزهای خونين زمين بياندازيم به وضوح تمام خطوط گسل که درگيريها در آن شدت می گيرد مرزهای فرضی سياسی ،‌مذهبی ،‌اعتقادی و ... است که خود ما به طور مصنوعی رسم کرده ايم . با گسترش اين خطوط و رسيدن به جامعه ای واحد در سياره می توان اميدوار بود همکاری جايگزين نبردهای خونين شود.

اين راه راهی سخت و دشوار و همراه با آزمون و خطا خواهد بود که پيمودن آن نيازمند از خود گذشتگی در باره هويت غالب است . در چنين جهان چند تکه ای است که می توان اميدوار بود دلايل لازم برای نبردها ، برای تحريمها و برای برتری جوييها پايان بپذيرد و همه به اين امر بديهی وقوف پيدا نند که آنچه انجام می دهند اثر آن بر محلی است که سياره زمين نام دارد و ما همه شهروندان اين سرزمين يگانه هستيم .

قطعا چنين ديدگاهی نفی حفظ هويتهای بومی نخواهد بود بلکه هويتهای بومی می تانند - و بايد - در اين ميان به عنوان خرده فرهنگها باقی بمانند و به عنوان ميراث فرهنگی نوع بشر - به جای کشورهای خرد- مورد توجه قرار گيرند.

در چنين فضايی دانش و دانش پژوهی معنای ويژه خود را خواهد يافت و جست و جو و کنجکاوی علمی بر اساس سياستگذاريهای بی معنی سلطه طلبانه سياسی انجام نخواهد شد . آنچه در اين فضا مهم است پاسخگويی به پرسشهای انسان بدون قيد و شرط است.

در اين شرايط فناوری دست آوردهای فراوانی به ارمغان خواهد آورد که اجماع نخبگان در باره کارآمد بودن و يا اخلاقی بودن استفاده از آن تصميم گيری خواهد کرد اما در چنين فضايی با حفظ استقلال دانش از مرزبنديهای سياسی - جغرافيايی دانش حق خواهد داشت به هر پرسشی پاسخ دهد.

رويای يک زمين و يک دولت واحد شايد تا قرنها به نتيجه نرسد اما به نظر می رسد راه ديگری برای زيستن در اين سياره وجود نداشته باشد