پوريا ناظمی

فناوری بی خطر است ، کاربرها را درست تربیت کنیم

چند وقت اخیر شاهد رشد تهاجم علیه فناوری در جامعه هستیم. برنامه های مختلفی ساخته می شوند که مردم را از خطرات فناوریهای نویسن و به ویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات می ترساند. اینکه از بلوتوث برای اشاعه فساد استفاده می شود و یا چت کردن الزاما به معنی گسترش فحشا در جمعه است. در شهرهای بزرپ چنین مساله ای مشکل کمتری ایجاد می کند چرا که هم خانواده ها آگاهی بیشتری دارند و هم خود آنها به واسطه زندگی مدرن خود در حال استفاده از مواهب این فناوریها هستند و به وقلی رطب خورده کی منع رطب کند؟

اما خطر عمدتا در مناطق کمتر توسعه یافته نظیر شهرهای کوچک و روستا ها است جایی که خانواده ها هنوز سر و کار چندانی با فناوری مانند اینترنت ندارند و زمانی که می بییند رسانه های رسمی آنها را از خطرات این چنین فناوریهایی می ترسانند طبیعی است که برای آینده فرزندانشان احساس نپرانی کنند و سعی کنند دسترس آنها به این ابزارها را محدود کنند. برای بسیاری از آنها تابویی مطلق شکل می گیرد که نتیجه آن  عقب ماندگی است که ممکن است در آینده برای جوانان آن جامعه شکل بگیرد .

همین داستان و احساس خطر باعث شد تا یادداشت زیر را برای جام جم بنویسم که شاید آرشیو کردنش اینجا هم بد نباشد

فناوریهای نوین همه شئون زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهند به طوریکه گاه فراموش می کنیم در طی زمان چقدر پایبند آنها شده ایم. امروز برای بسیاری از ما در جامعه ایرانی ، تصور عدم حضور پدیده ای به نام اینترنت و رایانه قابل تصور نیست در حالیکه اگر تنها به چند سال قبل برگردیم به یاد می آوریم که برای پرداخت یک قبض ساده در بانک چقدر باید منتظر می ماندیم تا متصدی مربوطه پرونده ما را خارج کند برای ما سند بزند موجودی ما را به شکل کاغذی و دستی چک کند و در نهایت پول دریافتی را باید به شکل دستی می شمرد و تحویل می داد. امروزه اما تمام این کارها در چند ثانیه و به لطف فناوری رایانه ها صورت می گیرد .تا حدود 15 سال پیش اگر می خواستید با شخصی در آن سوی سیاره تماس بگیرید ماهها وقتتان صرف پیدا کردن آدرس، ارسال نامه ، و دریافت آن می شد اما امروزه با جستجوی کوچکی در شبکه جهانی می توانید فرد مورد نظر خود را پیدا کرده نامه بزنید و بلافاصله جواب خود را دریافت کنید. قصد مرور تاثیر شگرف فناوری اطلاعات و به طور عام تر فناوریهای نوین را در این چند سطر ندارم اما لازم بود اندکی به گذشته برویم تا میزان کارآمدی فناوریهای نوین را درک کنیم.

فناوری اطلاعات مانند هر فناوری دیگر و هر ساخت دیگر دست بشر موجودی خنثی است. ابزاری است ساخته شده به دست انسان و در خدمت انسان اگر یک انسان شریر می تواند از چاقو برای قال استفاده کند ، یک انسان شریف می تواند ازآن برای جراحی و نجات جان انسان ها بهره گیرد. نیکی و بدی سرشت ما است که کاربرد اخلاقی ابزار را مشخص می کند. برای مثال فناوری اطلاعات  دسترسی به اطلاعات را برای همه ما ساده کرده است اما تضمینی نداده است که فقط دسترسی ما به اطلاعات نیک افزایش یابد. ما هستیم که از این ابزار برای رشد علمی خود یا شکستن حریم دیگران استفاده می کنیم. پدیده ای به نام چت ، چه به شکل متنی، صوتی یا تصویری، مرزهای جغرافیایی را از میان برداشت و امکان تماس های فراوان فرهنگها را فراهم ساخت. امکان دیدار بلاواسطه دانشمندان پراکنده در سراسر جهان، ملاقات مادری که دور از فرزندش به سر می برد یا انسان پرسشگری که می خواهد واقعیتهای دیگرفرهنگ ها را نه از طریق رسانه های رسمی که از طریق گفتگوی مستقیم بشناسد. اگر ما از این ابزار استفاده ای غیر اخلاقی می کنیم آیا به سرشت فناوری باز می گردد یا سرشت ما نسانهای استفاده کننده از این فناوری؟ این سوال را می توان در بسیاری از رشته های دیگر نیز مطرح کرد؟ آنکه با استفاده از فناوری انتقال داده ها در تلفن های همراه( مانند بلوتوث) اطلاعات مورد نیاز کار و طندگی خود را منتقل می کند با آنکه در تلاش برای استفاده از این پدیده برای آزار و اذیت است، هر دو از یک ابزار استفاده می کنند که خیر و شر استفاده از آن نه بر عهده ابزار که بر عهده کاربر آن است.

متاسفانه در برخی موارد و به ویژه در کشورهایی مانند ما  این ابزارها به دیده تهدید نگریسته می شوند. در حالیکه انها تنها آینه ای در برابر ما گذاشته اند که روحیات درونی خود را آشکارتر سازیم. انکه استفاده از این ابزار را برای مقاصد غیر اخلاقی بر می گزیند مشکلش در جایی دیگر است. جایی که فرهنگ و هویت خود را فراموش کرده و اگر ابزارهای سنتی به او امکان بروز واقعیت خویش را نمی داد اینک ابزار جدی به او این فرصت را داده که بی فرهنگی خویش را عیان کند و از قضا خود این موضوع از مواهب فناوریهای نوین است که چهره ها را واقعی تر به نمایش می گذارد.

اگر مشکلی وجود دارد باید مشکل را حل کرد اما راه حل و راه مبارزه با این چنین رویدادهایی در جامعه مبارزه با ابزاری خنثی نیست. ابزار بی طرف است فناوری که در دست مردم اهل جهان ما را گامی به پیش می برد در دست نا اهل باعث سقوط انسان می شود و این ابزار مسوول تربیت انسان ها نیست . اگر در این مواجه این اشتباه بنیادی صورت گیرد و  فناوری را به جای ریشه هایی که باعث نابخردی کاربر فناوری شده اند ، مورد هدف قرار دهییم، تنها دست آورد ما از دست دادن فرصت ها و آینده ای است که زندگی بدون این فناوریها ممکن نخواهد بود. پس لطفا بیایید کم کاریهای خود را به گردن فناوری نیاندازیم و او را هدف قرار ندهیم و به تربیت کاربران بپردازیم و از همان اسباب برای رشد استفاده کنیم؟

به راستی چه کسی حاضر است به دلیل خطراتی که استفاده افراد ناباب از رایانه ها دارد ، همه آنها را از بانک ها و ادارات جمع آوری کند؟