پوريا ناظمی

لرزه در ایتالیا ، اضطراب در تهران

زمین باز هم لرزید. این بار نخستین ساعات بامداد، لاکویی‌لا در مرکز ایتالیا کانون زمین لرزه‌ای به قدرت 6.3 در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) بود. آمارهایی که سازمان‌های مسوول از این فاجعه طبیعی ارائه کرده‌اند، نشان از کشته شدن حدود 200 نفر و نجات بیش از 150 نفر از زیرآوار دارد. 

اگر چه همه مردم با نگرانی و تاسف اخبار مربوط به این حادثه را دنبال می‌کنند اما ما شهروندان تهرانی باید بسیار بیش از دیگران نگران باشیم. وقتی می‌شنوم که در جایی از سیاره ما زمین لرزه‌ای با قدرت 6.5ریشتر رخ داده است، ناخودآگاه به فکر شهری می‌افتم که دوستش دارم و می‌دانم روزی خواهد لرزید. تهران یکی از بزرگ‌ترین کلانشهرهای جهان است. براساس آمارهای موجود، جمعیت ساکن در این شهر حدود هشت و نیم میلیون نفر و جمعیت مشغول به کار در روز تهران به حدود 14 میلیون نفر می‌رسد و در هر کیلومتر مربع این شهر بیش از 12 هزار نفر زندگی می‌کنند.

بررسی‌های زمین‌شناسی نشان می‌دهد، 2 گسل اصلی در بستر شهر تهران آرامیده‌اند که از نظر آماری از زمان فعال شدن آنها مدتی گذشته و هر روز امکان وقوع زلزله‌ای بزرگ با مقیاس شش و نیم تا هفت و نیم ریشتر در این کلانشهر وجود دارد. زلزله‌ای که برخی احتمال وقوع آن را تا بیش از 70درصد پیش‌بینی می‌کنند. حال یک لحظه فکر کنید این اتفاق -  که امیدواریم هرگز رخ ندهد -  به وقوع بپیوندد. 

فکر می‌کنید چه بلایی بر سر کلانشهر کشورمان خواهد آمد؟ نگاهی به وضعیت رعایت قوانین ایمنی در برابر زلزله در سازه‌های تهران، تراکم آپارتمان‌هایی سست بنیاد در کوچه‌های باریک، بافت فرسوده، تراکم اتومبیل و ناکافی بودن وضعیت راه‌های این شهر  که در اثر بارش بارانی بهاری ترافیک در آن قفل می‌شود  گودبرداری‌های غیراصولی که گاه بی‌هیچ لرزه‌ای باعث فروریختن ساختمانی با خیابانی می‌شود  تعداد ایستگاه‌های امدادی و امثال آن باعث می‌شود تا بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی تلفات میلیونی در موج اول لرزه را داشته باشند.

اما مشکل ما در این شهر تنها تلفات اولیه پس از زلزله نخواهد بود، شبکه گازرسانی و اتصالات غیرایمنی در ساختمان‌ها، آتش‌سوزی‌های مهیبی را ممکن است فراهم آورد. مسدود شدن راه‌ها بویژه در مناطق پرتراکم اصولا شانس امدادرسانی را به  صفر خواهد رساند، ریزش برخی مناطق شهری از یک سو و حمله موش‌های کمین کرده در آبراه‌های زیر شهر از سوی دیگر، احتمال بروز سریع بیماری‌های واگیردار، تلفات ثانویه را افزایش می‌دهد و در زمانی کوتاه از شهری که دوستش داریم چیزی جز خرابه‌ای که روی میلیون ها نفر آوار شده، چیزی نخواهد ماند.

حل کردن این مشکلات و مقابله با آن کارآسانی نیست اما ضرورتی است که باید به شکل فوری به آن توجه شود.  امیدواریم تهران نلرزد اما امیدواری ما و فراموش کردن این خطر جدی، چیزی را عوض نخواهد کرد.

شاید ما نتوانیم گره ای از هزاران گره تابیده شهرمان که آن را در معرض خطر قرار داده باز کنیم شاید ما نتوانیم جلوی ساخت ساختمان های نمای شیشیه که در صورت بروز زلزله چون بمبی خوشه ای بر سر مردم فرو خواهند ریخت را بگیریم. شاید نتوانیم وضعیت بحرانی بیمارستان ها و ایشتگاههای امداد را بهتر کنیم و شبکه تهدید کننده فاضلاب و مترو را نجات دهیم . شاید نتوانیم از فروش تراکم جلو گیری کنیم اما شاید بتوانیم به اندازه یک کوله کوچک وسایل امداد را آماده کنیم شاید بتوانیم در حد توان خانه خود را ایمن کنیم و تنها لحظه ای فکر کنی که بلا ممکن است ما را نیز دچار کند.

 طبیعت قوانین خود را دارد و بر طبق آنها و نه میل ما عمل می کنند و این ما هستیم کهطبیعت را ازرده ایم و در دل آن بناهای سست خود را بنا کرده ایم پس اگر قرار است در این داستان امید نجتی باشد امید به تدبیر ما و دوراندیشی ما و هماهنگ کردن خود و زیست گاهمان با طبیعتی است که قدرتش بی شک از ما بیشتر است.