پوريا ناظمی

راه سخت پیش رو

ماهنامه نجوم با انتشار ویژه نامه ای 240 صفحه ای آغاز بیستمین سال انتشارش را در دویستمین شماره جشن گرفت . چنین رویدادی شایسته تبریکی بزرگ است. نه چون من نجوم دوست دارم یا در این مجله می نویسم که از این باب که نجوم ، مجله ای غیر وابسته به سازمان های دولتی و غیر وابسته به منابع مالی انبوه توانسته است 19 سال پیاپی و البته با افت و خیز فراوان راه دشوار نشر در ایران را بپیماید و دریچه های تازه ای در داستان نشر علم در ایران باز کند.

متاسفانه بازه زمانی اصلی که دوستانم در حال آماده کردن این مجله بودند  من سفر بودم و به همین دلیل مطالبم خیلی دیر رسید و تنها توانستم یادداشتم را به این شماره برسانم به همین دلیل فکر کردم بد نیست چند نکته ای را در این خجسته سالگرد اینجا بنویسم.

1- انتشار نجوم اتفاقی مهم در تاریخ مطبوعات ایران بود. علمی نویسی در رسانه های ایران موضوع تازه ای نبوده است و تقریبا از اولین شماره های کاغذ اخبرا و بعدا روزنامه دولت علیه ایران و روزنامه ایران و روزنامه علمیه مجموعه ای از خبرهای علمی را می شد دید که در صفحات محدود روزنامه های آغاز عصر آشنایی ایران با مدرنیت غربی در آن منتشر می شد. البته دقت آنها هم متناسب با آن زمان بود مثلا روزی از درختارن روی مشتری می نوشتند و البته گاه در باره دنباله دارها و شهاب ها و یا پدیده ای مانند گذر زهره و یا داستان تحصیل مشاورالملک محمودی که برای تحصیل نجوم به فرانسه اعزام شده بود. این ها اگرچه به معنی این نیست که در آن زمان ایران شاهد روزنامه نگاری علمی بوده است اما به این معنی است که حتی ناشران اولیه روزنامه های ایران می دانسته اند که علم برای مردم جذاب و خواندنی است و بخشی از صفحات محدود خود را به این موضوع اختصاص می دادند. در دوره معاصر هم تعداد زیاید از مجلات با رویکرد علم عمومی منتشر شده اند. دانشمند، دانستنیها  ،اطلاعات علمی و ... اما دو مورد بود که با ریسک بالایی در این حوزه منتشر شد فضا و نجوم . این دو قرار بود مجلاتی باشند در زمینه یک حوزه خاص از علم که خیلی هم دم دست مردم یا مربوط به آنها (مانند هوانوردی یا تسلیحات) نبود و قرار بود برای مردم عادی هم نوشته شود. فضا متاسفانه نتوانست به کارش ادامه دهد . نجوم اما با فداکاری بانیانش باقی ماند. تدوام انتشار مجله ای علمی با رویکرد عمومی و با موضوعی خاص به مدت 20 سال اتفاق مهمی در تاریخ مطبوعات ایران است که باید ارج نهادش

2- یکی از ویژگی های مهمی که نجوم را خاص می کند و به نظر من شاید مهم ترین وجه انتشار این مجله باشد تاکید بر روزنامه نگاری علمی است و به نظرم همین موضوع باید چراغ راه آینده مجله هم باشد این موضوعی است که در یادداشت شماره 200 نوشته ام و از آن می گذرم

3- نجوم غیر از آنکه خود سعی می کرد خوب منتشر شود توانست کار بزرگی هم انجام دهد و آن تربیت نسلی از افراد بود که بتوانند آن راه را ادامه دهند پیشگامان مجله و به ویژه دکتر حیدر زاده که این شماره مجله به احترام او به وی تقدیم شده است، افرادی را تربیت کرد - مستقیم و غیر مستقیم - که توانایی فعالیت در این حوزه را داشته باشند. در کنار این موضوع نجوم توانست در طی 20 سال قبل، گروه بزرگی از افراد را به بهانه نجوم با علم آشتی دهد و مسیر زندگی آنها را تغییر دهد. شاید به جرات بتوان گفت نقش نجوم در کنار نهادی مانند رصدخانه زعفرانیه تهران در این زمینه غیر قابل انکار باشد.

4- تاریخ نجوم اما همه شادی و موفقیت نیست. مجله با اتکا بر منابع غیر دولتی با دشواری های زیادی در نشر و توزیع روبرو است بارها تا آستانه تعطیلی پیش رفته و اینکه هنوز منتشر می شود خود داستان هیجان انگیزی است. در این مدت این مجله هم مانند هر نهاد دیگری از اختلاف ها و سو تفاهم ها در امان نبوده است بسیاری از تغییرات در مجله و فاصله گرفتن ها و بازگشت های متعدد در ساختار مجله حاصل همین تغییرات شتاب آلود بوده است. دست زدن و هورا کشیدن برای مجله نجوم به مناسبت 200 امین شماره اش به معنی ندیده گرفتن همه کاستی ها نیست بلکه به معنی امیدهایی است که رو به آینده وجود دارد. هیچ کس منکر اشتباهات و روش های نادرستی نیست که گاه گاه در این مجموعه ممکن است رخ داده باشد. هیچ تضمینی هم برای عدم تکرار آنها نیست اما امیدهای فراوانی وجود دارد که مجله بماند و بتواند از این توفان سو تفاهم ها عبور کند و با ارتقای خود کمکی هم به رشد جامعه اش کند. آنچه مرا بیش از هر زمانی به ادامه راه مجله امیدوار می کند نبود نقصان نیست این نکته است که در تحریریه امروز نجوم شاهد ریز بینی و واقع بینی هستم می بینم که نقدهایی که این گروه از خود می کنند صدها بار بیش از سخت ترین تهمت های بیرونی است و به همین دلیل امید به بهبود بیشتر هر روز قوت می گیرد.

5- در کنار نقدهای واقعی وارد به مجله اما گاه بی انصافی های بی نظیری را می بینیم که نمی دانم چه می توان نامیدش. من می فهمم و درک می کنم که کسی با مدیریت مجله دچار مشکل باشد ، از بخشی از رویکردهای ماهنامه انتقاد داشته باشد و با آن مخالفت کند و حتی به تندترین وجه از مجله انتقاد کند این ها اگر نباشد به معنی مرگ مجله است اما وقتی کسی که آشنای خود مجله و افراد آن است آن را به کشتی دزدان دریایی تشبیه می کند که سکان داران آن درکل جمعی علم به مال فروش هستند نمی دانم آیا این واقعا نقد و نظر است یا چیز دیگر. البته به نظرم تعبیری کنایه گونه در این اشارت وجود دارد. وقتی دیدم پرچم دزدان دریایی را روی جلد شماره 200ی که این همه برای آن زحمت کشیده شده است می اندازند، ابتدا حس بدی را تجربه کردم اما دیدم شاید کنایه ای طعنه آمیز در آن باشد. می دانید علامت جمجمه و 2 استخوان روی هم که اینک نماد دزدان دریایی است بسیاری پیش از این معنی دیگی داشته است. این نماد را امروزه می توان برروی مقبره افراد برجسته مسیحی دید و در تاریخ شوالیه ها نشان آن را گرفت. زمانی این نشان، نشان مومنینی بود که مردم با دیدن آن مطمئن می شدند کسی که آن پرچم را حمل می کند قابل اطمینان است و می توان به او اعتماد کرد. بعدها دزدان دریایی آن نشان را ربودند تا از اعتماد عمومی به آن نشان سو استفاده کرده و کشتی ها را به دام خود بیاندازند این گونه بود که علامتی که نشان از کمک بی چشم داشت و نا محدود داشت به نماد قصاوت بی پایان بدل شد. این داستان در نجوم و جامعه نجوم هم می تواند رخ دهد!  جامعه ای که من در نجوم به دنبالش می گشتم دنیایی بود که علاقه ساکنانش دیدن عظمت کیهان بود ، ساکنانش جایگاه واقعی خود در جهان را می شناختند و چون به خردی و کوچکی خود آگاهی می یافتند از غرور و مصیبت «منم منم» و بی انصافی دور می شدند. نجوم آماتوری برای من بیرقی بود که حاملانش این گونه بودند اما داستان علامت دزدان دریایی در این جا هم ممکن است رخ دهد. دیگر مطمئن نیستم آنکه بیرق نجوم و نام این دانش بر خود نهاده چنین باشد . می ترسم خودم هم دستخوش این تغییرات شده باشم و یا در آینده چنین شوم و اتفاقا مجله نجوم یکی از نهادهایی است که هم باید خود را بهبود بخشد و هم سعی کند اجازه ندهد دیگرا این نشان محترم را برباسند.

6- مجله اما راه طولانی در پیش دارد. در عصر پر شتاب دانش امروز اگر مجله بخواهد بماند باید حرفه ای باشد و به اصول حرفه ای ژورنالیسم علمی در همه سطوح از مدیریت گرفته تا نگارش و ویرایش و چاپ و غیره تن در دهد. راه پیش رو شاید حتی سخت تر از راه های سخت پشت سر گذاشته شده باشد اما امید این کاروان را به پیش خواهد برد. باشد که مجله نه تنها بماند که خوب بماند و بهتر شود.