پوريا ناظمی

شب رصدخانه

قبل از نوشتن چیزی از همه دوستانی که بابت مطلب قبلی لطف داشتند تشکر می کنم. زندگی ما اینگونه افتان و خیزان پیش می رود و این هم بخشی از داستان است.

شب گذشته (یک شنبه شب) به ابتکار بچه های رصدخانه زعفرانیه و پژمان به میهمانی بچه های قدیم و جدید رصدخانه (دخترهای رصدخانه) دعوت شدم. مدتی است که دیگر در رصدخانه درس نداده ام اما بلافاصله پیشنهاد این شام رصدخانه ای را پذیرفتم و در حقیقت یکی از بهترین شب های این چند وقت اخیر را پشت سر گذاشتم.

دیدن دوستان قدیم و جدید و حضور در محلی که برای نجوم تهارن حداقل بسیار مهم و تاثیر گذار بوده است و از آن خاطرات بسیار خوبی به جای مانده است شورانگیز و نشاط آورد بود. 

من اولین بار به پیشنهاد بابک امین تفرشی به رصدخانه رفتم همانطور که شروع کارم در مجله نجوم که بعدها باعث توسعه کاریم در روزنامه نگاری علمی شد به پیشنهاد بابک امین تفرشی بود. 

ابتدا قرار بود چند هفته پیش از آنکه اولین کلاسم برگزار شود به من اطلاع داده شود تا من هم آماده شوم اما به دلیل نا هماهنگی که در یکی از کلاس ها اتفاق افتاد عملا تنها چند ساعتی قبل از اولین کلاسم متوجه شدم که باید به سر کلاس بروم و اتفاقا آن کلاس را که در زیر زمین و کلاس پایینی رصدخانه برگزار شد را به خوبی به یاد دارم. کلاس رصد ماهواره ها بود . وقتی از کلاس بیرون می آمدم نگران واکنش بچه هایی بودم که سر کلاس نشسته و در آن هنگام بهترین معلمان نجوم تهران به آنها درس می دادند و اتفاقا آن گروه یکی از فعال ترین و پیگیر ترین گروه های دانش آموزی بود که من در سال های بعدی دیدم. وقتی شنیدم در مجموع بچه ها و مربی ها راضی بوده اند نفس راحتی کشیدم.

از آن پس کلاس های مختلفی برگزار کردم. برخی را درست و حسابی کامل کردیم و برخی را نصفه و نیمه . منظومه شمسی (که هیچ وقت از زحل جلو تر نمی رفت! ) ، اخترفیزیک مقدماتی، پروژه های نجومی ( که یکی از هیجان  انگیزترین هایش زمانی بود که به طور مشترک با شاهین جعفر زاده و پژمان برگزار می شد) ، سیارات فراخورشیدی (که فکر می کنیم اولین دوره کلاسی بود که برای معرفی سیارات فرا خورشیدی در ایران برگزار می شد. تاریخ نجوم اسلامی و تاریخ نجوم که در زیر زمین برگزار می شد و چندین و چند عنوان دیگر کلاس به همراه برنامه های مختلفی مانند رصدهای بیرونی، برنامه شگفت انگیزی مانند شب مریخ ، روز نجوم ، روز فضا و ...

افسوس  که به هزار و یک دلیل دیگر نتوانستم همکاریم را ادامه دهم اما هنوز هم یکی از بهترین تجربه های نجومی من دوره تدریس در زعفرانیه است.

رصدخانه یکی از مراکز مهم در تاریخ معاصر نجوم پایتخت است. به جرات می توان گفت اکثریت افراد موفق جامعه نجوم آماتوری در 20 سال اخیر و در تهران ، یا شاگرد و یا مدرس رصدخانه بوده اند.

دیشب سحر رحمانی که حالا از معلم های رصدخانه است خاطره ای گفت از روزهای خوش گذشته آخرین روز نجومی که همه دور هم در رصدخانه گردهم آمده بودند. هنوز تصاویر آن شب در ذهنم هست. سیاوش بالای گنجه نشسته بود بابک و شاهین ومسعود صیفی کار در حال خالی کردن فضای زیر کیک اصلی بودند، خانم های عظیم لو، اوشین ، پژمان و خیلی های دیگر مراسم کیک پایان شب را برگزار می کردند و چه شب خوشی بود آن شب.

ای کاش - نه فقط برای رصدخانه یا مجله ، که برای امیدهایی که به نجوم آماتوری داریم - چنان روزهایی تکرار شوند.

فقط دوستان رصدخانه اگر خواستند این برنامه را دوباره برگزار کنند لطفا فکر معده من هم باشند، فلافل برای شام؟؟؟؟؟؟ :)