پوريا ناظمی

این روزها که می گذرد

فرآیند اسباب کشی فرآیند خسته کننده ای است حتی اگر خودت کار چندانی انجام ندهی و دیگران زحمت کارها را بکشند.

اسباب کشی ما هم با کمک دوستان تمام شد و بعد از مدتی دوباره با وصل شدن اینترنت و بقیه وسایل زندگی داره شروع می شود. در این مدت اما زمان می گذشت و سیل رویدادها هم در جریان بود

برنامه آسمان شب در پایانی حزن آلود به اتمام رسید. تنها خداحافظی این برنامه کلامی کوتاه در هنگام پخش تیتراژ آن بود و احساس اینکه برنامه ای که قریب به 10 سال سعی در ترویج نجوم داشت چه آرام به پایان رسید. چیزی که بیش از پایان برنامه من را شگفت زده کرد اظهار نظرهایی بود که در جامعه مجازی بعد از پایان این برنامه شنیدیم و خواندم . همانطور که در باشگاه نجوم پیشین هم گفتم به نظر من آسمان شب برنامه ای بود با هویت تهیه کنندگانش . کامل نبود اما چه چیزی و یا چه برنامه کاملی سراغ داریم که همه سلیقه ها را پوشش داده باشد. برخی از انتقادها از این برنامه بیشر به شوخی شبیه بود جمله تکراری حلقه بسته کارشناسان که نمی دانم به چه گروهی اطلاق می شود . من شاید به دلیل این که قریب به 2 سال است نه در این برنامه و نه در برنامه های دیگر رادیویی و تلوزیونی حضور نداشتم، بتوانم به جرات بگویم که چنین حلقه ای وجود نداشت دست کم تا جایی که من می شناسم کسی نبود که توانایی حضور در مقابل دوربین را داشته باشد و در این برنامه شرکت نکرده باشد. فهرست طولانی میهمان های این برنامه برای کسانی که این نقد را مطرح می کنند باید کافی باشد.

گفته می شد که در این دانشگاه دروغین برخی کارشناس شدند. دوستان عزیزم لفظ کارشناس الزاما به معنی کسی نیست که دارای مدرک لیسانس باشد. لیسانس در سیستم آموزش عالی ایران به نام مدرک کارشناسی شمرده می شود بنابراین بنده ای که لیسانس ریاضیات دارم ، الزاما کارشناس ریاضیات نیستم. بلکه دارای مدرک کارشناسی در رشته ریاضیات از دانشگاه فردوسی هستم. در حوزه ژورنالیسم و از جمله ژورنالیسم علمی افرادی که در یک حوزه مشخص فعالیت می کنند و اخبار، رویدادها و جریان های آن حوزه را دنبال می کنند کارشناس خوانده می شوند. برای مثال در برنامه تلوزیونی در باره فوتبال کارشناس داوری کسی است که در باره آن حوزه اطلاعات، تخصص و یا تجربه عملی داشته باشد در حالی که ما رشته دانشگاهی داوری نداریم.

لفظ کارشناس برای ارایه کنندگان برنامه های آسمان شب هم به این معنی بود اگر برای آقای ابراهیمی عنوان کارشناس رویت هلال و گرفت ها استفاده می شد به خاطر این بود که ایشان در نجوم آماتوری تمرکز بیشتری در این حوزه داشت و رویدادهای این حوزه را دنبال می کرد و می توانست سوال های مروبطه را پاسخ دهد. درباره من و بابک امین تفرشی و همینطور پژمان هم فرآیند طولانی طی شد تا مسولان موجودیتی به نام روزنامه نگار علمی را بپذیرند و در مورد پژمان مدت بیشتری صرف شد تا قبول کنند عنوان ستاره شناس آماتور کافی است.

داستان باندهای پشت پرده ، مافیای اقتصادی ، کسب درآمد و ... آن قدر عجیب هست که لازم به توضیح نباشد البته من از در آمد برنامه بی اطلاعم اما می دانم دریافتی من به اندازه هزینه رفت و آمدم به محل ضبط و پخش این برنامه در طول سال هایی که به ان کمک می کردم هم نمی شده است.

ای کاش آسمان شب می ماند - نه برای ما که به عنوان سرمایه ای برای برنامه سازی علمی در این کشور - و گروه های دیگر نیز می آمدند و برنامه های دیگری می ساختند و در این رقابت مردم سود می بردند کما اینکه تولد پر شگون و خجسته ماهنامه آسمان شب بیشترین سود را به جامعه منجمان آماتور رساند.

البته انتقادهای زیادی هم بر این برنامه وارد است که باشد برای وقتی دیگر! 

اما پایان آسمان شب جرقه ای را در ذهنم ایجاد کرد که چقدر ساده بسیاری از کارهای جالب و خاطره انگیز ما - که البته شاید فقط برای خودمان ارزش داشته باشد و برای بقیه رویدادی معمولی باشد - به راحتی از حافظه پاک می شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم هر از چندگاهی در این وبلاگ خاطره هایی از کارهای قدیمی بگذارم برخی تلخ و برخی شیرین و برخی فقط یادآوری. شاید خاطره ای از برنامه آسمان شب و یا مصاحبه ای در جام جم و یا مجله نجوم. شاید برای خواننده ام چندان فایده ای نداشته باشد اما شاید چیزی از دل این خاطره ها به درد ایشان نیز خورد.

همینطور درس نامه هایی را که برای مدرسه همشهری آماده می کنم را به تدریج اینجا هم منتشر می کنم و همینطور قصد دارم بخش سینمای علمی - تخیلی که مدت طولانی است در ضمیمیه سیب جام جم چاپ می شود را دوباره اینجا بگذارم البته قدری کامل تر و با تفضیل بیشتر . 

شاید این روزها که می گذرد از مانیز خاطره ای خوش در ذهن دیگران بماند