پوريا ناظمی

اسکاری که به صاحبان مقاله در عصب شناسی رسید!

 

امسال درباره اهدای جوایر اسکار حرف و حدیث های بسیاری مطرح شد اینکه آیا فیلم برگزیده واقعا باید اسکار را می گرفت یا اینکه چطور جای کارگردانی مانند کریستوفر نولان در بین نامزدهای بهترین کارگردانی خالی بود و یا اینکه هیچ اثری از جزیره شاتر در فهرست نامزدها نبود و دهها نمونه بحث دیگر که همیشه پس از چنین جوایزی به وجود می آید. اما تقریبا همه در یک مورد اتفاق نظر داشتند و آن اینکه جایزه بهترین نقش اصلی زن به شایستگی به ناتلی پورتمن رسید.

 

بازیگر توانایی که بازیهای فراموش نشدنی در طی این سال ها از خود نشان داده است از نوجوانی اش با لئون گرفته تا نقش بی نظیرش در V for Vendetta و نقش پدمی در جنگ های ستاره ای و آخرین فیلمش قوی سیاه.

بسیاری از ما تا کنون از بازی های او لذت برده ایم اما شاید کمتر کسی بداند که ناتالی پورتمن در دوره اوج بازیگریش به هاروارد رفت تا به مطالعه روان شناسی بپردازد. او در سال 1999 وارد هاروارد شد و تا سال 2003 تحصیلاتش را در این دانشگاه ادامه داد برای آنکه بتواند در امتحانات شرکت کند در نمایش افتتاحیه قسمت اول جنگ ستارگان : تهدید شبح شرکت نکرد. همان زمان به روزنامه نیویورک پست که از او در باره تاثیر درس بر حرفه اش پرسیده بود پاسخ داد حتی اگر درس خواندن به قمیت از دست دادن حرفه اش تمام شود این کار را خواهد کرد چرا که معتقد است باهوش تر از آن است که فقط یک هنرپیشه سوپر استار باشد.

او دوره تحصیلات تکمیلی اش را در دانشگاه اورشلیم گذراند و یک دوره هم به عنوان استاد میهمان در دانشگاه کلمبیا گفتارهایی را در باره ترور و ضد ترور به بهانه فیلم V for Vendetta ارایه داد.

ناتالی پورتمن که نام اصلیش ناتلی هرشلاگ است در دوره دانشجویی اش در هاروارد دستیار تحقیقاتی پرفسور استفان کاسلین در آزمایشگاه نورو سایکولوژی این دانشگاه بودو در همین آزمایشگاه بود که او وارد تحقیقاتی شد که منجر به انتشار مقاله  علمی مشترک از او شد. این تحقیقات به بررسی نحوه توسعه لوب پیشانی یا لوب قدامی (بخشی از مغز) و دانش بصری در کودکان می پرداخت.

موضوع این تحقیق در این رابطه با دوام اشیا بود یعنی قابلیتی که مغز انسان می تواند با کمک آن تشخیص دهد زمانی که جسمی از مقابل دیدگان او حذف می شود هنوز در جایی وجود دارد و با ندیدن جسم الزاما آن جرم نابود نشده است. این توانایی در نخستین سال های کودکی به دست می آید و دانشمندان معتقد بودند لوب قدامی در این مورد نقش دارد اما روش معینی برای تعیین آن نمی دانستند.

تحقیقی که پورتمن در آن مشارکت داشت به رهبری دکتر ابیگل بیرد صورت گرفت و از روش جدیدی برای اندازه گیری و تعیین توابع مغزی بهره می برد که طیف نگاری نزدیک به فروسرخ نامیده می شد.

ایده استفاده از این سیستم بر این مبنا استوار بود که نور نزدیک به فرو سرخ می توانست از استخوان های جمجمه عبور کند و از سوی دیگر رگ های خونی با توجه به غلظت اکسیژنی که حمل می کنند بازتاب های متفاوتی در برابر این نور از خود بروز می دهند. شما می توانید این نور ار به لوب پیشانی بتابانید و آزمون را انجام داده و ببینید در کدام بخش ها تراکم خونرسانی غنی از اکسیژن را دارید. حسن بزرگ این فناوری این بود که استفاده از آن برای کودکان خطری در بر نداشت. 

برایاین آزمایش اسباب بازی را مقابل کودک قرار می دادند و یک دفعه آن را زیر لباس آزمایشگر پنهان می کردند کودکانی که این مهارت را به دست نیاورده بودند از جستجوی اسباب بازی منصرف می شدند اما آنهایی که این مهارت را داشتند در اطراف لباس آزمایشگر به دنبال آن می گشتند و در این شرایط از مغز این کودکان این اسکن تهیه می شد. 

در این آزمایش برای 4 هفته روی 20 کودک آزمایش صورت گرفت که سن آنها بین 5 تا 12 ماه بود و محققان برای نتیجه گیری اسکن ها را در زمان های مختلف برای کودکان تکرار می کردند. این آزمایش منجر به این کشف شد که هنگامی که کودک درک می کند جرم ناپدید شده هنوز وجود دارد لوب قدامی به شدت درگیر می شود و در نتیجه این بخش از مغز در این مهارت ذهنی نقش دارد ضمن اینکه این آزمایش توانست کاربردی بودن استفاده از طیف نگاری نزدیک فروسرخ را برای کودکان تایید کرد.

نتیجه این تحقیقا ترد قالب مقاله ای در ژورنال نوروایمج منتشر شد و البته ناتالی آن را با نام واقعی اش امضا کرد. تا کنون بیش از 20 تحقیق بر پایه یافته های این مقاله با موفقیت ارایه شده است. متن کامل مقاله ناتالی و همکارانش را می توانید در اینجا بخوانید. البه این اولین بار نبود که از پورتمن مقاله ای علمی منتشر می شد با وجود این،  این تنها مقاله دوره دانشگاهیش در هاروارد به شمار می رود.

شاید درس های دوران هاروارد به ناتالی پورتمن کمک کرد تا نقش خود در قوی سیاه را چنین تاثیر گذار بازی کند.

اما نکته جالب تر از تحصیلات دانشگاهی پورتمن یا همان ناتالی هرشلاگ (Natalie Hershlag) در این است که اگر این واقعیت را در نظر بگیرید که کالین فرت برنده جایزه اسکار بهترین نقش اول مرد در اسکار سال جاری که به دلیل بازی در فیلم سخنرانی پادشاه این اسکار را به دست آورد نیز مقاله ای علمی در زمینه نورو ساینس به نام خود دارد، در این صورت هر دو بازگیر برنده نقش اول زن و مرد اسکار امسال دارای مقاله های تحقیقاتی در زمینه نورو ساینس بوده اند.

این شاید اتفاقی باشد که تا سال ها تکرار نشود که برندگان اسکار بهترین بازیگر زن و مرد پیشینه علمی نیز داشته باشند.