پوريا ناظمی

قدم نورسیده ای که شاید مبارک نباشد

می گویند دوشنبه این هفته اتفاق خواهد افتاد اما کسی چه می داند؟ شاید همین الان اتفاق افتاده باشد، شاید دیروز، شاید ساعتی دیگر.

 کودکی به دنیا آمده و یا خواهد آمد. نه چندان پیش از این لحظه و نه چندان دور از آن. شاید دقیقه ای قبل و یا بعد. کسی نمی داند و نخواهد دانست که او کدامیک از خیل کودکان نورسیده به این جهان است. اما آن دم که او قدم بر خاک این سیراه نهاده باشد عددی تغییر میکند. او بدون آنکه خود بداند شماره انسان های زنده جهان را به عدد 7 میلیارد خواهد رساند.

زمین این هفته 7 میلیارد نفری خواهد شد. هیچ کس این کودک را نخواهد شناخت و خود او نیز هیچگاه نخواهد دانست که برای همیشه در تاریخ جاودانه شده است. شاید او روزی رهبری بزرگ شود، شاید سربازی کشته در میدان نبردی ،شاید کارتن خوابی که گوشه از خیابان های شرهری برف گرفته یخ می زند. شاید کودکی که هیچگاه بزرگسالی را نبیند. شاید در سومالی قدم به این جهان گذاشته باشد و شاید تنها نقشش همین تغییر عدد باشد شاید حتی به روزی و یا هفته ای نرسد و از گرسنگی بمیرد. شاید یکی از همان هایی باشد که هر گاه دیگران در سوگ مرد یا زنی بزرگ اندوهگین می شوند دیگرانشان به آنها یادآروری کنندکه چرا قهرمان سازی و بت پروری می کنید که همین الان صدها کودک در گوشه و کنار جهان در حال مرگند.

شاید بزرگتر شود به مدرسه برود در دعوایی کودکانه یا کشته شود و یا کسی را بکشد و در اتاقی کوچک در انتظار بماند تا سالخورده تر شود و جزای مرگ را با مرگ بپردازد. شاید بزرگ شود شاید دست تقدیر او را در سرزمیی مرفه و در خانواده ای دانا به دنیا آورده باشد در این صورت او می ماند ، درس می خواند و خانواده ای تشکیل می دهد و کودکانی به این دنیا می آورد و در آغوش خانوده اش در خواهد گذشت. شاید در سرزمینی در آرزوی تغییر به دنیا آید عمری را بجنگد و یا تسلیم شود. قهرمانی تنها یا افسرده ای فراموش شده شاید عاقبت این کودک ناشناس باشد. اما او جهان ما را 7 میلیاردی کرده است.

اما آیا جهان ما با 7 میلیارد نفوس جای بهتری برای زندگی است؟

بعید می دانم کسی بتواند جواب مثبتی به این پرسش بدهد. به نمودار زیر نگاه کنید این نمودار تغییرات جمعیت زمین را از 10 هزار سال پیش از میلاد تا امروز نشان می دهد ببینید چگونه با افزایش دانایی انسان که منجر به افزایش بهداشت، کاهش مرگ و میر، افزایش عمر و همچنین رواج استفاده از منابع طبیعی زمین بر تعداد جمعیت این سیاره افزوده شده است. این نمودار یکی از ترسناک ترین کابوس های من است. یک سیاره در بیش از 10 هزار سال با تعداد جمعیتی مشخص و در تناسب با محیطش می زیسته است و ناگهان انفجار عظیمی رخ داده است. به نمودار دوم نگاه کنید که میانه این آشوب را به تصویر می کشد و نمای آینده آن را نشان می دهد.

شاید بگویید چه باک ما اشرف مخلوقاتیم و زمین زیر پای ما گسترانده شده تا در آن زندگی کنیم و گوهر زندگی را به نسل بعدی ارایه دهیم . اما آیا با این روند گوهری از حیات باقی م یماند که بخواهید به کسی بسپاریم.

به آمار ها و وضع جهان نگاه کنید. در هر ثانیه کودکی در آفریقا به دلیل مشکلات ناشی از فقر و گرسنگی می میرد. به چشم خود دیده ام خانواده ای را در هندوستان که نسل اندر نسل در گوشه پیاده رویی زیسته اند پدربزرگ و پدر و فرزند و نوه همه در گوشه پیاده رویی بودند و در زیر باران و گرما هیچ نفهمیدند که این دنیا که در آن زیستند کجا بوده است. به آلودگی های ناشی از استفاده بی رویه از منابع زمین بنگریم . یکی از بزرگترین نبردهای بعدی انسان نبرد آب خواهد بود که از هم اکنون نشانه هایش پیدا است. آب سالم و شیرین نایاب است، هوا آلوده شده ، گرسنگی و فقر در جهان غوغا می کند گفته میشد بیش از 25 درصد از مردم جهان امروز به معنی واقعی کلمه فقیرند. جنگل های هر روز کوچک و کوچکتر می شوند. راه دور و به قلب آمازون نروید تا تخریب جنگل را ببینید به مازندران بروید و نمای پیش چشم خود را با خاطره پدران و مادرانتان مقایسه کنید تا ببینید چه فاجعه ای با تولد هر کودک رخ می دهد. این تخریب عظیم محیط زیست، این نابودی منابع زمین بی هیچ شکی ریشه در جمعیت دارد. تا به حال فکر کرده اید  برای رسیدن به عدد 7 میلیارد نفر چند گونه از جانوران دیگر برای همیشه منقرض شده اند؟ و آیا تا به حال فکر کرده اید اگر کودکی که به دنیا می آید آن قدر خوش شانس باشد که بتواند زنده بماند تا چه حدی از منابع زمین را به خود اختصاص خواهد داد؟

به راحتی با نگاه کردن به وضع موجود می توان سری از روی تاسف تکان داد و ناسزایی به زمین و زمان گفت. برای کودک گرسنه آفریقایی و آسیایی گریه کرد و از دیدن دنده های بیرون زده اش و از دیدن لاشخوری که در انتظار مرگ او است سر به دیوار کوبید می توان زا بی عدالتی در جهان شکایت کرد و به ثروتمندان تاخت که چرا شکر نعمت به جای نمی آورید و به این بیچارگان حداقل یک بار یک وعده غذای گرم نمی دهید؟ می توان در برابر مراکز اقتصادی جهان تحصن کرد، می توان به هرزنامه های الکترونیکی دلخوش کرد که به شما وعده می دهد با هر کلیک بر تبلیغ آن به کودکی غذا دهند تا وجدانمان آسایش یابد. می توان به دولت ها ناسزا گفت و می توان کانال خبر تلوزیون را عوض کرد و صفحه روزنامه را ورق زد و چشم بست بر هر آنچه که بر سر ما و زمین و مردم زمینمان می آید. اما بیایید منصف باشیم همه ما در این فاجعه مقصریم.

من می فهمم و درک می کنم که هیچ چیز قابل مقایسه با احساسی نیست که پدری و یا مادری نسبت به فرزند خود دارد من می فهمم که کودک نماد و عصاره عشق است و می فهمم که به درستی آن را معجزه خلقت می نامند.

جایی خواندم که هر کودکی که به دنیا می آید نشانه این است که خداوند هنوز از انسان نا امید نشده است و هر کودک بذر معجزه و امیدی و رستگاری را با خود به دنیا می آورد.

متاسفم . اما من این سخنان را خریدار نیستم. هر کودکی که به دنیا می آید اگر والدینش به شرایطی آراسته نباشند نه تنها نشانه امید و بخشش پروردگار نیست که نفرینی است که قدم به این دنیا می گذارد.

اشتباه نکنید من نه با بچه ها بدم و نه با ایده فرزند دار شدن. سوال من این است در عصری که تا این حد منابع ما اندک است زمانی که وضعیت اجتماعی ، اقتصادی ،فرهنگی ، علمی و دهها پارامتر ما نا مطمئن و لرزان است آیا فرزند دار شدن تنها به این دلیل که انسان ها می توانند فرزندی داشته باشند مجاز و اخلاقی است. به نظر من اگر والدین آینده مراحلی را پشت سر نگذاشته باشند بچه دار شدن نه اخلاقی و نه مجاز است.

فرزند دار شدن هدف مشخصی دارد. یک گونه برای اینکه باقی بماند و بتواند از انقراض نجات پیدا کند باید بتواند بچه دار شود تا نسلش را حفظ کند این دلیل اصلی همه گونه ها برای ازدیاد نسل است. اینک سوال اینجا است که آیا نسل انسان را خطری – غیر از خود انسان – تهدید می کندیا در آستانه انقراض به دلیل کمبود اعضا قرار دارد که لازم است به روند بچه دار شدن های بی رویه و همه گیر خود ادامه دهد؟ خیر ما تنها از بلاهایی که اتفاقا همین ازدیاد افراد و نسلمان به وجود آورده اند در معرض خطر داریم و اگر بلای آسمانی نازل نشود تنها خودمان م یتوانیم با رفتارمان خودمان را منقرض کنیم.

در غیاب این دلیل اصلی برخی ها استدلال های دیگری را مطرح می کنند. اگر بچه دار نشویم پس دلیل تشکیل خانواده چیست؟ تنهاییم و حوصله امان سر می رود! ما افراد باهوشی هستیم و اگر بچه دار نشویم ژن درخشان ما هدر می شود (مطمئن باشید هیچ متخصص ژنتیکی این گفته را تایید نمی کند) باید برای دوران پیری خود همراهی داشته باشیم! دچار بحران احساسات می شویم !! آرزوهایی داشتیم که به آن نرسیدم و امیدورایم فرزاندنمان به آن برسند! سنمان زیاد شده و دیگر وقتش است بچه دار شویم و اینکه اصلا این سوال چه معنی دارد؟ قبل از اینکه به من بدگمان شوید به سراغ آشنایان دور و نزدیکی که فرزند دار شده اند و یا در آستانه این امر هستند بروید و بپرسید چرا به این نتیجه رسیده اند که بچه دار شوند. عمدتا همین پاسخ ها را خواهید شنید. دقت کنید که در اکثر این پاسخ ها خودخواهی ما به جای آینده نگری برای فرزند دیده می شود.

مرحله بعدی دهشتناک تر است. از همان دوستان و آشنایانتان بپرسید چقدر در باره بچه مطالعه کرده اند. چقدر از ظظرفیت ها و ظرافت های تعلیم او خبر دارند؟ چقدر خود را برای تربیت او آماده کرده اند؟ واقعیت تلخی است که بیشتر افراد حتی به اندازه وقتی که برای تحقیق در باره خرید یک مبل یا انتخاب رشته یا کتابی که می خواهند بخوانند صرف می کنند برای بچه ای که قرار است بزرگش کنند زمان نمی گذارند تا ببیند با چه شگفتی عظیمی روبرو هستند. چند نفر از آشنایانتان را می شناسید که بچه کوچکی دارند و وقتی کودک تازه به سخن آمده کلمه ای را به اشتباه می گوید قربان صدقه اش می روند، و می خواهند تا آن اشتباه را تکرار کند تا دیگران هم بخندند؟ آیا می دانند کودک چه توانایی شگفتی در یادگیری دارد؟ آیا می دانند اگر کودک آموزش درستی ببیند پیش از مدرسه می تواند غیر از زبان مادریش یکی دو زبانی را یاد بگیرد؟ می تواند دهها شعر را به خاطر سپرده و در ضمیرش نهادینه سازد؟ می توان خلاقیتش را به چه مرحله و درجه عالی رساند؟

یکی از دوستان ارزشمندم جایی نوشته بود شب ها برای کودکش در کنار لالایی های دیگر حافظ می خوانده است روزی در مهد کودک که بچه ها دعوای کودکانه ای را آغاز کرده بودند و یکدیگر را متهم می کردند بینشان رفته و آنها را مخاطب قرار داده که :کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم.

دخترک 5 ساله ای نقاشی های شگفت انگیزی می کشد که در بازارهای هنری جایگاه ویژه ای دارند، دیگری آنچنان موسیقی را می شناخته است که وقتی گروه سرود مهدکودکش نت ها را فالش می خواندند از مهد فرار کرده است. اشتباه نکنید این ها نوابغ نیستند. این ها کودکان واقعی اند که تربیت درست و به موقع داشتند در حقیقت اگر چنین افرادی در اقلیت قرار دارند به دلیل خاص بودن آنها نیست به این دلیل است که اکثریت والدین قاتل استعدادها و ظرفیت های بی نظیر فرزندانشان هستند. عدم توانایی والدین در پرورش کودکانشان باعث می شود با انبوهی از بی خردی مواجه باشیم.

من فکر می کنم تا زمانی که خانواده ای به جای نرسیده است که مطمئن باشد فرزندی که به دنیا خواهد آورد ارزش منابعی که صرف پرورش او می شود و آسیب هایی که طبیعت بابت حضور او می خورد را خواهد داشت. زمانی که مطمئن نباشد تا حد امکان از رازها و رمزها و ظرفیت های کودک و شیوه آموزش او مطلع است. تا زمانی که به چنان سطحی از دانش و فرهنگ نرسیده باشد که بتواند میراث فرهنگی گذشته را به فرزندش منتقل کند و تا زمانی که تامین مالی و اقتصادی و اجتماعی لازم را نداشته و نسبت به امکان تامین و حمایت از فرزندش در زمینه های مختلف در طی سال های در پیش شک داشته باشد و تا زمانی که همه این شرایط را با هم نداشته باشد حق فرزند دار شدن را از نظر اخلاقی ندارد.

فرزند، انسان جدیدی است که نه بازیچه و نه ابزار سرگرمی ما است و نه عصای دست پیری ما. او موجودی شگفت انگیز و منحصر به فرد است. پس اگر آمادگیش را نداریم نباید پای او را به این دنیا باز کنیم و اگر چنین کردیم مطمئن باشیم یکی از کسانی هستیم که در فاجعه زمین 7 میلیاردی و همه مصیبت هایش شریکیم.

شاید برخی بگویند تا ما به چنین دانش و موقعیتی برسیم  سن و سالمان از بچه دار شدن گذشته است. چه باکی دارید نگاهی به پرورشگاه ها و کوکان بی شماری بیاندازید که بی سرپرست منتظر آینده ای نامعلومند. چه اشکالی دارد به جای آنکه فرد جدیدی را به دنیا اضافه کنید اشتباه دیگری را اصلاح کنیم و فرصت هایی را برای کسانی ایجاد کنیم که هیچ امیدی ندارند.

این سخن ها تلخ است و من متهم به بی احساسی. اما واقعیت این است که زمین ما امروز بحران زده جمعیت است.بسیاری از این  7 میلیارد انسانی که به زودی بیشتر هم خواهند شد نه جایی برای زیستن دارند نه آبی برای نوشیدن نه هوایی برای استنشاق و نه غذایی برای خوردن . بسیاری نه امیدی به آینده دارند و نه بازاری برای کار و آنها که شانس بقا می یابند بسیاریشان به دلیل ضعف و نادانی والدین انسان های موفق و پیشگام و تاثیر گذاری نمی شوند. اما آنها که می دانند چه می خواهند و برایش زحمت می کشند . آنها که می فهمند فرزند جدید نه اسباب بازی  که سرمایه ای برای آینده است و باید برای رسیدن به آن نقطه که شایسته پدر  ویا مادر شدن است تلاش کرد و زحمت کشید، فرزندانی را تربیت خواهند کرد که جهان را تغییر خواهند داد و دنیا را به جای بهتری برای زیستن بدل خواهند کرد. کسانی که قدرت ایجاد تغییر را دارند و می فهمند و می توانند وارث تمدن بشر باشند.

این روزها به سادگی نمی توان هر قدم نو رسیده ای را مبارک دانست. ما هنوز برای جهان 7 میلیاردی آماده نیستیم.

 پ.ن:‌ این لینک را سایت بی بی سی منتشر کرده است . تاریخ تولد خود را وارد کنید تا ببینید تقریبا چندمین فرد جهان بوده اید که به دنیا آمده و در کجای این نمودار قرار دارید. شاید برای مقایسه بد نباشد پس از آن تاریخ تولد مادر یا ژدرتان ار هم وارد کنید و بعد تاریخ تولد برادر یا خواهر  یا یکی از کودکان تازه متولد شده را تا آنچه را فاجعه می گویم به چشم ببینید.