پوريا ناظمی

تهران هم خواهد لرزيد!

این مطلب را مدتی پیش و پس از زلزله شبه قاره هند در جام جم نوشتم اما نمی دانم چرا وقتی بی تفاوتی همه را در قبال خطری تا این حد نزدیک می بینیم دلم می خواهد فریاد بزنم برای همین دوباره آن مطلب را می نویسم شاید کسی بترسد

باز هم زمين لرزيد. چندي پيش در همسايگي ما و در شبه قاره هند، هزاران نفر زلزله مهيبي را به مدت 2 دقيقه تجربه کردند و چندين هزار کشته و مجروح و بي خانمان از اين حادثه به يادگار ماند. بسياري از ما با ديدن صحنه غمبار پاکستان و هند و افغانستان و بويژه منطقه کشمير، زمستان 2سال پيش را به ياد آورديم؛ شب آرامي را که آوار فاجعه فروريخت و هزاران هموطن بيگناهمان زير سنگ و آجر و آهن ساختمان هاي امنشان براي هميشه به خواب رفتند. ارگ کهن بم ، کهن ترين سازه خشت و گلي جهان با چندهزار سال سابقه يکشبه فروريخت تا ثابت شود اگر محلي حتي هزاران سال از گزندي در امان ماند، بيمه نيست. بم لرزيد و فروريخت و ما داغدار و نگران از اين نظر که آخرين بار نخواهد بود؛ اما به نظر مي رسد فراموشي در ذات انسان است و بسيار سريع بر او اثر مي کند و چه زود فراموش کرديم که آنچه در بم اتفاق افتاد، در برابر آنچه مقدر است در تهران رخ دهد، هيچ نبود؛ حتي فاجعه سونامي جنوب شرق آسيا و زلزله شبه قاره بيخ گوش ما هم گويا قرار نيست بيدارمان کند. بياييد بم را با تهران مقايسه کنيم. بم آسمانخراشي نداشت، کوچه هاي تنگ و ساختمان هاي قدکشيده بر بلنداي تراکم نداشت، مترو نداشت، اطرافش سدي نبود که راه بر آب شهر ببندد. بيش از 7ميليون جمعيت نداشت. حتي سيستم گازرساني نداشت که شعله هاي آتش زبانه بکشد و بم آنقدر بزرگ نشده بود که ابعادش از شهر به کشورهاي کوچک تبديل شود و ترافيکي چون تهران نداشت و پلهايي که همواره سيلي از ماشين ها بر آن سرگردانند. اگر بم لرزيد، تهران بود که مرکزيت سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و تجاري در آن باشد. اگر بم لرزيد، کشورهاي ديگر مي دانستند چگونه با پايتخت تماس بگيرند و کمکها را به مهرآباد ارسال کنند تا به بم رود؛ اما اگر تهران بلرزد... ما به استقبال حادثه نمي رويم و همه شب دعا مي کنيم اين اتفاق نيفتد؛ اما قوانين علمي به زبان ديگري با ما سخن مي گويند. قوانين و مشاهدات علمي به ما مي گويند تهران بر کمربند زلزله قرار گرفته است. قوانين علمي به ما مي گويند 2گسل اصلي از شمال و جنوب تهران عبور کرده که اگر هر يک فعال شود - که خدا کند هيچ گاه نشود - زلزله اي تا قدرت 7ريشتر براي ما به ارمغان خواهد آورد. قوانين علمي به ما مي گويند بر اثر فعاليت گسل شمال ، احتمال بالايي براي ريزش کوه وجود دارد. قوانين علمي مي گويند اگر تهران بلرزد، سيل و آتش سوزي تنها 2اثر بعدي آن خواهند بود. قوانين مهندسي ترافيک به ما مي گويند اگر تهران بلرزد، هيچ راه داخل شهري سالمي براي امدادرساني باقي نخواهد ماند و... و شايد در يک کلام ، به گفته يکي از محققان مرکز لرزه نگاري امريکا (USGS)، اگر تهران بلرزد، بزرگترين فاجعه مرگبار سياره زمين از زمان انقراض نسل دايناسورها تا حال به وقوع خواهد پيوست. کشته ها از جنگ جهاني بيشتر خواهند بود و زخمي ها و بي خانمان ها بسيار بيشتر، اقتصاد کشور سقوط مي کند، مرکزيت سياسي آن از هم مي پاشد و در يک کلام شهر ويران مي شود، بيماري هاي غيرقابل مهار جاري مي شوند و... متاسفانه همين قوانين علمي به ما مي گويند، فرصت زيادي نداريم. برمبناي آمارهاي موجود، از زماني که به طور ميانگين ، زمين در تهران مي بايست مي لرزيد، مدتها گذشته و هنوز اين اژدهاي خفته بيدار نشده است. اگر تقدير ما را روي ارابه اي نامطمئن از زمين مستقر کرده است ، به تدبير اما مي توان فاجعه را مهار کرد و يک لحظه فراموشي و غفلت در اين ميانه فاجعه مي آفريند. براي نجات تهران ، هر لحظه که از دست مي رود، جبران ناپذير است. شهر کوچک بم هنوز ساخته نشده است. فکر مي کنيد چند سال يا چند دهه يا چند قرن طول مي کشد تا تهران ويران از زلزله ساخته شود؟!