پوريا ناظمی

جادوی وارانه هری پاتر در تهران

داستان معروف هری پاتر با چاپ و انتشار آخرین قسمت این داستان به پایان رسید. جمع کثیری در سالهای قبل به نوعی درگیر مقوله ای بودند که اجتماع غیر قابل پیش بینی امروز را درگیر خود ساخته بود. هری پاتر فراتر از یک داستان تبدیل به پدیده ای جهانی شد که بازتابهای آن از سوی کم تر کسی قابل چشم پوشی است . در اینجا نمی خواهم وارد داستان و روایتهای آن شوم فقط به یک نمونه از رویدادهای داخل ایران در این زمینه اکتفا می کنم.

در پی سالهایی که هری پاتر منتشر می شود انتشارات تندیس با ارایه ترجمه ای مناسب از این مجموعه به ناشر فراسی این مجموعه تبدیل شد. ترجمه های ویدا اسلامیه از این کتاب متن هایی خواندنی ، راحت و تا حد امکان وفادار به متن بودند که همه انها که روایتهای گوناگون فارسی این داستان را خوانده اند به آن باور دارند. پس از اقبالی که در جامعه ایران نیز نسبت به این داستان مطرح شد به خصوص در آستانه انتشار قسمت های ۶ و ۷ این داستان ها ایرانیان مشتاق خواندن زودتر داستان بودند. برخی اصل کتاب را تهیه کردند. برخی نسخه های انگلیسی دانلودی را و جمعی نیز منتظر ترجمه های اثر شدند . در قسمت ۶ نیز گروهی با ترس اینکه مبادا از قافله عقب باشند دست به ترجمه های گروهی زدند که کیفیت پایینی داشت و در نهایت ترجمه ویدا اسلامیه بود که علاقمندان را راضی کرد اما این بار گذشته از داستان غمناکی که رخ داد - و یک نمونه آن دریافت مجوز نشر ترجمه پیش از انتشار رسمی و جهانی کتاب و بر مبنای یکی از متن های غیر اصیل بود- اتفاقی افتاد که به نظر نمی شود از کنارش راحت گذشت.

در حالیمه کتاب سرای تندیس و ویدا اسلامیه در آستانه رونمایی کتاب خود در ۷ شهریور بودند یکی از هفته نامه های روشنفکری ایران اعلام کرد ویژه نامه ای در این خصوص به چاپ می رساند. شاید در ابتدا باور اینکه تیتر کوچک روی آن حقیقت داشته باشد و متن کامل داسان اخیر در آن آمده باشد به نظر باور نکردنی می آمد اما تنها چند روز پیش از انتشار جلد اول ترجمه تندیس ،‌این ویژه نامه به بازار آمد و با قیمت ۳ هزار تومان به فروش رفت. متن کامل کتاب هفتم ،‌خلاصه ای از قسمتهای قبلی و چند نقد بر آن ویژه نامه تابستانی شهروند امروز را تشکیل می داد. اما آنچه دردناک است نه  انتشار کتاب در قالب مجله - که شاید خود رویدادی  عجیب در تاریخ ترجمه آثار کتوب روز جهان باشد  -که ناشر این مجموعه بود. گروهی از روزنامه نگاران با سابقه که در تمام طول مدت کاریشان فریاد جامعه مدنی ،‌رعایت حقوق و ... را سر داده بودند. حال سوال اینجا است که اگر می دانیم رعایت حقوق کسانی مه امتیاز یا اعتباری دارند و برای کاری سالها زحمت کشیده اند لازم است و از این ناراحتیم که چگونه در کشور ما امتیاز مولفان رعایت نمی شود ‌،چگونه می شود با اثری که احتمالا در رده معدود آثار نشر خواهد بود که فروش نسبتا قابل قبولی دارد این کار را کرد.

ما در ویزه نامه هفته نامه متفکر جامعه خود که از الگوهای حرفه ای نظیر نیوز ویک و تایم تبعیت می کنیم شاهد ارایه ترجمه مملو از غلط های تایپی و گاه مبهم از متنی هستیم که می دانیم تنها چند روز بعد کسی که چند سالی را برای ترجمه این اثار زحمت کشیده و به نوعی باعث معرفی این پدیده به ایران شده است بیرون خواهد آمد و و با این کار خود زخمی کاری به بازار فروش آن وارد می کنیم . مسلم است که زمانی که قیمت جلد اول این ترجمه ۵ هزار تومان و احتمالا چنین عددی نیز برای جلد دوم خواهد بود بسیاری ترجیح می دهند با پرداخت ۳ هزار تومان همه داستان را در اختیار داشته باشند. آیا این تضادی در رفتارها و گفتارهای ما نیست؟‌آیا اگر منادیان حفظ حقوق مردم چنین رفتاری را با اثر ی کنند آیا این شک در باره سایر جرف ها و ایدهای آنان به  وجود نمی آید؟

نمی دانم شاید بی دلیل حساسیم اما اگرچه وقوع چنین کاری در هر جامعه ای نشانه ای از یک بیماری می تواند باشد که فرصت طلبی مودبانه ترین نام آن خواهد بود اما رخ دادن آن از سوی کسانی که باید پزشک این جامعه بیمار باشند خود داستان دیگری است.

دنیای هری پاتر برای بسیاری از مردم ساعاتی را خلق کرد تا به دور از مشکلات روزمره خود سفری به مرزهای افسانه نمایند و رواتی دلکش و جذاب از نبرد دایمی خیر و شر را به تماشابنشینند ،‌بسیاری از روش های درست توانستند از این دنیای جدی کسب درآمد کنند. پوستر بزنندف‌فیلم بسازند بازی رایانه ای تحویل مردم دهند و ... و در نهایت همه خوشحال باشند . نمی دانم چرا ما باید در پایان این داستان خوش نتیجه به تاثر بنشینیم از ناروایی ها و زخم هایی که این بار نه بر پیشان یقهرمان داستان که بر پیشانی پیکر کهنسال فرهنگمان می نشیند