پوريا ناظمی

انسانیت کجاست؟

حاشیه ها همیشه جالبند و مردم را برمی انگیزند تا در باره مسایلی که شاید به آنها به طور مستقیم ارتباطی نداشته باشد اضهار نظر کنند. این حاشیه ها از رویدادهای حاشیه یک مسابقه فوتبال تا ارتباط شخصی افرادی که به نوعی در گیر امری جمعی هستند تا پشت صحنه های فیلم های سینمایی را شامل می شوند. این روزها نیز اخبار جالبی در باره یک شخصیت افسانه ای مطرح شده است. تقریبا همه مردم جهان مادر  ترزا را می شناسند بانوی خیر و انسان دوستی که از سوی هوادارانش به قدیس کلکته معروف شده است. مادر ترزا که یک مسیحی کاتولیک بود بخش عمده ای از زندگی خود را صرف تلاش برای کمک به انسان های محتاج هندی و بعدها دیگر نقاط جهان برداشت و باعث شد تا بسیاری از مردم جهان از زندگی او ایده کمک به همنوع را بیاموزند. او که به واسطه تلاش های انسان دوستانه اش موفق به کسب جایزه صلح نوبل شده بود سعی می کرد تا زندگی خود را برای تحقق صلح واقعی تعریف کند. نقل است که هر بار از او می خواستند تا در راهپیمایی ضد جنگی شرکت کند او نمی پذیرفت و می گفت من حتضر نیستم در رویدادی شرکت کنم که بر مبنای جنگ سازمان داده شده است هر وقت راهپیمایی برای ایجاد یا حفظ صلح برگزار کردید مرا هم خبر کنید. شاید همین اندیشه بود که باعث شد افکار او – در کنار سو استفاده های طبیعی که از وجود چنین اشخاصی ممکن است صورت گیرد – الهام بخش جمع کثیری از مردم گردد از خواننده ای مانند باب گندالف که بنیانگذار کنسرت لایو ایت (Live 8) گرفته تا شخص والامقامی چون پرنسس دیانا ( که محبوب بسیاری از قلبها بود و زمانی که درگذشت بسیاری از مردم او را شاهزاده خود می دانستند و حاضر نبودند فعالیتهای بشر دوستانه او را به خاطر رفتارهای اخلاقی غیر معمولش فراموش کنند و چند روز پیش پس از 10 سال از مرگش همه مردم خواستند که پرونده زندگی شخصی او برای همیشه بسته شود تا مردم بتوانند او را با صفات مثبت اخلاقیش به یاد آورند) و تا هیلاری کلینتون که در خاطراتش از کمک های معنوی مادر ترزا به خود بارها سخن می گوید و هزاران نفر دیگر.

همین رفتارهای خاص بود که باعث می شد پاپ ژان پل دوم در مقابل او به ادب بایستد و زمانی که در گذشت مردم یکصدا خواستار ارتقای مرتبه او تا درجه قدیسی شدند و به دستور ژان پل دوم کمیته ای تشکیل شد تا با بررسی زندگی او هرچه زودتر او را به این مرتبه برساند مرتبه ای که باید دهها سال زمان صرف آن شود و برای رسیدن به آن شرایط بسیاری از جمله وقوع 3 معجزه از سوی او به تایید شورای سخت گیر واتیکان برسد. آنگونه که شنیده ام او تا کنون  به مرتبه آمرزش دایمی رسیده است که مرحله ای مهم در این فرآیند است و چند گام دیگر تا بدل شدن به قدیس فاصله دارد .

در چنین شرایطی انتشار کتابی از سوی یکی از نزدیکان او بر مبنای نامه های شخصی مادر ترزا باعث شده است تا حاشیه های فراوانی برای او درست شود. در برخی از این نامه های شخصی مادر ترزا به شکهای خود اشاره می کند و اینکه زمانی به ایمان خود، به ارتباط با عیس مسیح و حمایت او و اینکه خداوند مواظب او است شک کرده و گاه گاهی طوفانهای شدیدی را در  رابطه ایمانی و معنوی خود احساس می کرده است. خبر انتشار این کتاب که به زودی منتشر می شود بحث ها و گفتگو ها و تفسیر های فراوانی را در بین افکار عمومی در خصوص جایگاه واقعی او به راه انداخته است.

اکثر فعالان جوامع مسیحی و معتقدان به ایمان الهی به اظهار نظر در خصوص محتوای این کتاب، میزان اعتقاد واقعی مادر ترزا و شایستگیهای معنوی او پرداخته اند و حتی ابراز نگرانی کرده اند که ممکن است این کتاب فرآیند تقدس بخشی به مادر ترزا را تحت تاثیر قرار دهد و هیچگاه این جایگاه را به او نبخشد و به طوری غیرآشکار بسیاری از مردم عادی کوچه و بازار که ادعای ایمان دارند و صبح سر کار می روند و شب به خانه بر می گردند و زندگی آرامی هم دارند در دل از نوشته های مادر ترزا رنجیده شده اند.

این داستان را در اینجا متوقف بگذارید و سری به کره جنوبی بزنیم. چندی پیش، 20 و اندی جوان کره جنوبی به افعانستان روند تا به قول خود ایمان و محبت خود را با مردم مهنت دیده افعانستان شریک شوند. طالبان به نام ایمان آنها را به گروگان گرفت و 2 نفر از آنها را کشت و سر جان بقیه به مذاکره با دولت کره جنوبی پرداخت و به شرط خروج نیروهای کره از افغانستان آنها را آزاد کردند. آنها 1 شنبه 18 شهریور به کشورشان برگشتند و همه آنها از مردم کشورشان و دولتشان عذر خواهی کردند که انها را به زحمت انداخته اند. جالب اینجا است که در همین حال بسیاری از مومنان کره جنوبی و جهان زبان به انتقاد از آنها گشوده اند که چرا بدون فکر به افغانستان رفتید و کاری کردید که دولت ما سیاستهایش را تغییر دهد و اصلا اگر شما راست می گویید باید بیش از هرچیز به فکر دولت و مردم و بستگانتان باشید و چه کسی از شما خواسته است تا به کمک مردمی بروید که از شما کمک نخواسته اند؟

دنیای جالبی است ! انسانیت کجا است؟ امروز همه مادر ترزا و کمکهای بدون پیش شرط او را و قربانی کردن خودش برای صلح و رفع تبعیض ها را برای آنچه در دل داشت فراموش می کند. برخی راحت طلب د رگوشه خانه هایشان که حاضر نیستند حتی 10 ثانیه نمایش تلوزیونی از رنج های مردم را تحمل کنند از روی تکبر سری تکان می دهند که این هم مادر ترزای قدیس ! ما از اول هم می دانستیم که نباید از او قدیس و قهرمان ساخت. در همان حال که او را به خاطر درگیری قلبی و درونیش سرزنش می کنند اندک حرکت چند جوان کره جنوبی را سرکوب می کنند که چرا به احساسات و انسانیت خود توجه کردید؟

روزگار غریبی است. این روزها انسان بودن نه تنها دشوار است که باعث در هدف اتهام قرار بگیرید و اگر خواستید انسان باشید تمام خرده رفتارها و خرده حرفهایتان تا زیر ذره بین می رود تا درزی پیدا شود که به قول ایشان افسانه و بت شما شکسته شود و در نهایت ما غرق در خود پرستی تمام نیکیهای نداشته خود را که در دیگری می بینیم به بهانه ای نابود می کنیم و سر بلند می گیرم که ما قهرمانان عصر بی قهرمانیم و اسطوره دنیای اسطوره زدایی ها .

چه سخت است انسان بودن در این زمانه پرآشوب